آقایان فتنه‌گر! آفرین! خوش رقصیدید!

برای تحلیل اتفاقاتی که در 25 بهمن 89 رخ داد، ابتدا یک نگاهی به حوادث قبل از آن به صورت تیتروار می‌اندازیم.

انقلاب اسلامی ایران و رهایی مستضعفان از زیر طواغیت؛ استکبار و استبداد
بیداری و ایجاد نور امید بیش از پیش در جبهه مستضعفان علیه مستکباران و همزمان موفقیت الگوی حکومت اسلامی-مردمی ایران
... ... ... (این نقطه چین‌ها را خود پر کنید. ر.ک به تاریخ! + 21 جلد صحیفه نور!)
قیام در کشور تونس و فرار بن‌علی
گسترش قیام به مصر و سقوط شخصی نامبارک
امیدواری بیشتر ملت‌های منطقه برای له کردن دیکتاتورهای حاکم در زیر گام‌های خود
حمایت ایران از موج بیداری اسلامی در منطقه [اوج آن در نماز جمعه حضرت آیت الله خامنه‌ای] و آغاز روند شکل‌گیری خاورمیانه اسلامی
اعلام همبستگی مردم ایران با مردم منطقه در جهت سقوط دیکتاتورهای منطقه در 22 بهمن و قبل از آن راهپیمایی پس از نماز جمعه

این تیترها را در نظر داشته باشیم و برویم سر اصل مطلب.
برای متوقف کردن روند رو به رشد اعتراضات به حکام مستبد در کشورهای مسلمان علاوه بر محورهایی نظیر تغییر انقلاب ملت مسلمان به اصلاحات و ... محورهای دیگری نیز در نظر گرفته می‌شود:

جمهوری اسلامی ایران! این محور مهم دیگری است که از یک طرف عامل اصلی خیزش‌های اسلامی معاصر است و از طرف دیگر به عنوان حامی پابرهنگان و سیلی‌خوردگان عالم به رسالت خود که همان حمایت از قیام توده مستضعف علیه مستکبران است عمل می‌کند. یک تجمع بسیار کوچک به همراه یک سطل فتنه سبز کافی بود تا رنگ ایران تغییر کند، و اهدافی در چند محور پیگیری شود:

  • تخریب چهره ایران در مقابل دیدگان بین‌المللی با القای جو خفقان و نیز القای جنگ شهری، جهت تخریب محورهای بیانات سیدناالقائد امام خامنه‌ای پیرامون مصر [ر.ک به گزارش‌های رسانه‌های بیگانه از اتفاقات 25 خرداد]
  • درگیر کردن مسئولین جمهوری اسلامی به فتنه سبز و کاهش کارآمدی نظام در حوزه بین‌الملل و صدور انقلاب
  • انحراف افکار عمومی از قیام مردم مصر
  • شبیه‌سازی بین انقلاب مردم پابرهنه مصر و اغتشاشات مرفهین بی‌درد تهرانی و به اصطلاح نفوذ آنفولانزای تونسی به ایران![هر چند که موسوی[لعنت خدا بر او باد!] توهم زده بود که انقلاب مردم مصر متأثر از اغتشاشات مترفین سبز تهران است!]
  • ... ... ...(ر.ک به نقطه چین قبلی! + اینجا)

و ظاهرا تمام مواد این پازل با حرکت موسوی و کروبی(لعنت خداوند بر آنها باد!) تکمیل میشود. فوقع ما وقع...

چند نکته دیگر:
»»» جمهوری اسلامی ایران فقط محدود به مرزهای ایران نیست! باید به تأثیرات و تأثرات ایران و فضای بین‌الملل توجه داشت. نباید حوادث را با نگاه صرفا داخلی سنجید. که به نظرم در مورد 25 بهمن حوادث صرفا داخلی تحلیل و بررسی شد.[با در نظر نگرفتن برخی استثناءها]
»»» بصیرت فقط منافق خواندن موسوی و کروبی[لعنت الله علیهما] نیست!
»»» موسوی در بیانیه اخیرش در مورد 25 بهمن احتمالا میخواسته خط خودش رو با صهیونیست‌ها و بیگانگان مشخص کند و از تهاجم دو گروه "اقتدارگرایان" و نیز "بیگانگان و موج‌سواران بین‌المللی" به سبزها شکایت کرده است. میرحسین**! گفتیم خط خود را از استکبار و نخاله‌های داخلی و خارجی‌اش جدا کن نه اینکه دست‌خط خود را اینگونه با کلمات بیارایی!
»»» چندی پیش خطابی از یکی از علما* خواندم که با حالت انقلابی از وظیفه علما برای مقابله با ظلم و پیگیری عدالت حرف رانده بود و نیز از نظام ظالم(!) کنونی شکایت کرده بود. هر چند که وقتی به سابقه این فرد و امثال همین حضرات نگاه می‌کنم اثری از قیامشان برای برپایی عدالت نمی‌بینم اما نمی‌دانم اکنون این آیت اللها کجایند تا از قیام ملت‌های مسلمان بر ضد طواغیت حمایت کنند. نکند اینها شیعه نیستند و لذا منحرفند و شما دامن پاک خود را آلوده به حمایت از این منحرفین نخواهید کرد! البته شاید خوش‌رقصی در دامن امریکا بهتر از نشستن بر سفره مستضعفان و ولی‌نعمتانمان باشد! (چند روز مشغله ذهنی داشتم که گفتن حرفهای اینطوری به صلاح هست یا خیر؟!)
»»» ابتدای مطلب میخواستم با محوریت "اجانب در کمینند" و "هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید" جلو بروم. ولی نباید از آمریکا غافل شد. مطمئنا آمریکا از تفاله فتنه‌گران هم جهت اهداف خود استفاده می‌کند. یکی از دوستان میگفت نگاه کن ببین الان آمریکا از اینکه مردم و مسئولین نظام بروند و بر طبل مبارزه با فتنه بکوبند ناراحت‌تر است یا اینکه مردم در حرکت‌های خود جوش از قیام مردم منطقه دفاع کنند و مسئولین هم توان خود را روی آن بگذارند؟ و من اضافه میکنم که الان آمریکا راضی است که ما حوادث 25 بهمن را با عینک داخلی صرف تحلیل کنیم یا اینکه به تأثیرات خارجی آن نیز نگاهی داشته باشیم؟ 
»»» مراسم‌هایی که برای حمایت مردم ایران از مردم انقلابی مصر برگزار شد چند مشکل داشت. یکی اینکه این حمایت در حاشیه یک متن دیگر نظیر راهپیمایی 22 بهمن و یا نماز جمعه بود. و این مانع شد که زیاد سر و صدا کند. هر چند که با آن وضع تبلیغات بد در این دو راهپیمایی انتظاری بیش از این هم نبود. لذا انجام یک حرکت خودجوش مردمی و یا دانشجویی با روضه خوانده شده در این متن ضروری می‌نماید. قرار بود یک مراسم برگزار شود که نتیجه‌اش شد:
سخنرانی الهلباوی از جنبش اخوان المسلمین به همراه سخنرانی دکتر عباسی یا سردار سعید قاسمی(آقا سعید خودمان!) به همراه برگزاری سرود و شعرخوانی و دومینوی سقوط دیکتاتورهای منطقه! یکشنبه یک اسفند دانشگاه صنعتی شریف[جهت اطلاع: برنامه تغییر کرد. تبلیغات برنامه جدید را احتمالا از یکی دو روز دیگر از صدا و سیما خواهید دید!]

----------------
* برای توضیحات بیشتر ر.ک به منشور روحانیت حضرت امام روح الله (روحی له الفدا)
**همانطور که دو اسلام داریم ظاهرا دو نوع حسین داریم. ناب و امریکایی!

بعد نوشت:
بخوانید مطلب برادر عزیزم علی کمیلی را در پست «آنچه در وهم ناید آن شوی!»
و بخوانید مطلب وبلاگ مجاااز را در پست «منجیان ایرانیِ اسرائیل»

افراد شایسته، ساختارهای بایسته

این چند روزه حرکت‌ها و قیام‌هایی که در تونس و مصر و برخی دیگر از کشورهای اسلامی اتفاق افتاد موجب خوشحالی فراوان شد. حرکتهایی که احتمال وقوعش در ذهن برخی بسیار کمرنگ مینمود. و شاید همین امر موجب میشد که دولت و ایضا مجلس با برخی توجیهات به سمت رابطه گرم با مصر و دیگر کشورهای دیکتاتور حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا وارد شوند.

 اما همانند خیلی دیگر از اتفاقات خوشایند یا ناخوشایند دیگر در حوزه مسائل جهان اسلام و جهان مستضعفان و پابرهنگان افتاده و مطمئنا خواهد افتاد حرکت‌های ضربتی و خروش‌های چند روزه‌ای اتفاق می‌افتد و در نهایت هم والسلام. تجمعی برگزار میگردد و با احساس رفع تکلیف فریاد "خمینی شاهد باش، ما اعتراض کردیم" را سر میدهیم و خوشحال از اینکه همراه با گروه تکلیف‌گرایان به تکلیف خود عمل کرده‌ایم.

در هر اتفاقی که می‌افتد به این نتیجه میرسیم که ای کاش زمینه‌های فعالیت‌های خود را از قبل ساخته بودیم. ای کاش شبکه‌های انسانی و تشکیلات‌مان را از قبل سازمانی داده بودیم تا امروز از کمبود نیرو و بی‌برنامه‌گی در حوزه عمل رنج نمیبردیم. و خیلی ای‌کاش‌های دیگر که همواره بعد از این ماجراها بر زبان جاری میشود و در نهایت همه عذاب وجدان‌ها و خود خوری ناشی از کم‌کاری‌ها را با یک جمله "ما موظف به تکلیفیم، نه نتیجه" به پایان خوش میرسانیم.

اما حقیقتا ضعف تشکیلات و نیز ضعف تربیت نیروی انسانی در میان ما در حوزه‌های مختلف و مخصوصا حوزه جهان اسلام مشهود است. ضعفی که جز با یک دید درست و صبر برای رسیدن به نتایج به بار نمینشیند. این در حالی است که نگاهی به سیره ائمه از فعالیت‌های شدید ایشان در حوزه تربیت نیرو و ایجاد تشکیلات سازمان‌یافته شیعی در سخت‌ترین شرایط خبر میدهد. که اگر اصولا اینگونه نمی‌بود شیعیانی که پس از پیامبر تعدادشان از انگشتان دست کمتر بود از بین رفته بودند و امروز شاید از آنها هیچ خبری نبود. اما اینکه جریان فکری و سیاسی و شیعه نه تنها از بین نرفت که روز به روز فراگیرتر شد جای تأمل و عبرت گرفتن دارد.

ماجرا چیست که با این پیشینه و این کار معرفتی و تشکیلاتی قوی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دچار ضعف تشکیلات است. حال آنکه شرایط عمومی برای نشر اسلام انقلابی محیاتر است.

اگر میخواهیم در سطوح مختلف جریان‌ساز باشیم، این مراد با حرکت‌های انتحاری و تجمعات یک‌شب‌ه و راهپیمایی‌ها و شعارهای دو ساعته به دست نمی‌آید. برای راه اندختن یک جریان وجود یک هسته قوی معرفتی و تشکیلاتی که بتواند فعالیت‌ها را برنامه‌ریزی و سازمان بدهد الزامی می‌نماید. و خلاء وجود این هسته حداقل در سطح تشکل‌های دانشجویی و مردمی به شدت احساس میشود. و نه حتی یک هسته که تمام فعالیت‌هایش بر محور جهان مستضعفان و جهان اسلام شکل گرفته باشد که فقدان وجود یک گروه که در کنار دیگر برنامه‌های خود برنامه‌ای نسبتا مشخص برای رسیدن به یک دید کلی از وضعیت انقلاب اسلامی در جهان معاصر را چیده باشد، نیز احساس میشود.

در این مدت حدالقل به برخی از ضعفها که از قبل باید به فکر جبران آن می‌بودیم، رسیدم که در ادامه ذکر میکنم. اگر موردی هست بگویید تا ما هم استفاده کنیم.

  • عدم تسلط بر یک زبان زنده دنیا. (خیلی از دوستان را میشناسم که پس از قیام‌های مصر و تونس و ... و با دغدغه فراوان رفتند و در یک کلاس زبان شرکت کردند.)
  • عدم ارتباط با مستضعفان و نیروهای نزدیک به انقلاب اسلامی در سطح جهان و حتی ایران اعم از ارتباط مجازی و یا حقیقی.
  • عدم شناخت از کشور و یا منطقه مورد نظر برای مثال ایدئولوژی، سابقه تاریخی و ...
  • عدم تولید و توزیع محتوا برای عامه مردم و به طور خاص دانشجویان چه در راستاهای مبنایی‌تر نظیر صدور انقلاب و ... و چه ریزتر نظیر شرایط سیاسی کشورها و موارد دیگر.
  • عدم ایجاد یک رسانه قوی برای اطلاع‌رسانی. این ضعف خود شامل چندین مورد نظیر کیفیت تصاویر تولیدی، تربیت و اعزام خبرنگار، تربیت و اعزام مستندساز.
  • و موارد بسیار دیگر.

این متن را روزهای اول قیام مردم مصر و همزمان با تجمع دانشجویان در مقابل کارداری مصر نوشتم. الان که دوباره متن را نگاه میکنم تا برخی جملات را به آن اضافه کنم منتظرم تا چند نفر به قول دوستان "پایه‌کار" پیدا شوند تا یک برنامه برای مصر ترتیب دهیم. فعلا منتظر باشید! خبرش را خواهم داد!

اشعار کودکان سرزمین از دیروز تا امروز/1

 

 لینک دریافت صوت

دیروز:

بابا آب داد دیگه شعار ما نیست
بابا خون داد، بابا خون داد
بابا نان داد دیگه شعار ما نیست
بابا جون داد، بابا جون داد
تو کتابها دیگه نمی خونیم بابا، بابا نون داد
بابا فریاد کشید، بابا جنگید با شب، بابا خون داد
کلاس درس ما شعار و پیکار
بهترین درس برای اولین بار
درس امسال ما، تلاش و وحدت
نوبت کوشش است و نوبت کار
جوونا کشته شدند تا شدیم آزاد
تا نکوشیم نمیشه خونمون آباد
بابا آب داد دیگه شعار ما نیست
بابا خون داد با خون داد
بابا نان داد دیگه شعار ما نیست
بابا جون داد، بابا جون داد
نور اسلام دمید بدر آمد وطن، زشب تار
چو بهاران کمگل دمد از باغ ما، بجار خار
شهدا خون دادند به خاطر ما
به امید طلوع صبح فردا
همه با وحدت و الله اکبر
شدیم آزاد، زفتنه ستمگر
ماهی کوچولو شد از ستم آزاد
بسر آمد ز وطن دوره صیاد

امروز:

مامان بابا دوست دارم
سرم رو پاهات مي زارم
روي دستاي مهربونت
من گل بوسه مي کارم
دلم مي خواد بوسم کني
خيلي زياد يه عالمه
هر چي که نازم کني
دلم مي گه بازم کمه
مي خوام با من حرف بزني
به من بگي دوستم داري
هميشه باشي پيش من
نکنه که تنهام بذاري
مي‌خام باهام بازي کني
باهام تو هم بازي بشي
ساکت و آروم مي شينم
تا خوب از من راضي بشي ....

بعد نوشت:
برای نمونه‌های دیگر از دیروز ر.ک به اینجا یا آرشیوهای دیگر سرودهای انقلاب
برای نمونه‌های دیگر از امروز ر.ک به فیلتیه جمعه تعطیله، عموپورنگ یا به طور کل رسانه ملی(مذهبی!)

بدترین نوع ریا + کسی که با نماز و طاعتش وارد جهنم شود

  آنهایی که اولش "×" قرار دارد افاضات و برداشتهای بنده است و نه نوشته های امام!

× اول که میخواستم خلاصه‌ای از این بحث را روی وبلاگ بگذارم، کلی شبهه برایم پیش آمد که آیا درست است یا نه؟ امام در شرح این حدیث بیان میکنند که بدترین نوع ریا، ریا در عقاید حقه است. منی که خود دچار کلی ریا و شرک هستم، بیایم و در وبلاگم یک مطلبی را بنویسم که خود به شدت به آن پایبند نیستم.(حتی این شبهه در نوشتن همین جملات هم وجود دارد لذا عنوان شد بدترین نوع ریا + ...). امیدوارم که این جملات با اخلاص بیان شده باشد!
× یک ویژگی از شرح چهل حدیث که زود به چشم می‌آید این است که با خواندن قسمتی از آن احساس میکنی که امام حی و حاضر با تو صحبت میکند! و این برای مایی که عاشق روح الله (روحی له الفدا) هستیم، روزنه امیدی است که شوق خواندن این سیاهه‌های نورانی را چند برابر میکند.
× خلاصه کردن خیلی خیلی سخت است. مخصوصا متن اخلاقی که خیلی از نکاتش در همان شرحش است که اتفاقا در خلاصه‌ها حذف میشود. جایی که دارد مطلب را برایت میپروراند آن هم به گونه‌ای که هم عقلت و هم دلت قبول کند. خلاصه که هر چند نوشتن این خلاصه‌ها(یا شاید بهتر بگویم عبارات منتخب) خوب است، اما اگر مانع این بشود که دیگر شرح چهل حدیث را نخوانیم بد است و دچار خسران شدیم.

 هر ریایی شرک است. همانا کسی که کار کند برای مردم، می‌باشد ثواب او برای مردم؛ و کسی که عمل کند برای خدا، می‌باشد ثواب او برای خدا.

× از مواردی که در سیره امام مشهود است، جمع بین مواردی است که از لحاظ ما با یکدیگر ضد هستند و شاید قابل جمع نباشند. عقل و دل و عرفان و فلسفه و اخلاق و حکومت و موارد دیگر. و جالب‌تر اینجاست که وقتی در هر کدام داخل میشوی(تا جایی که ما عقلمان میرسد) تجلی هر کدام را در دیگری را میبینی. تأثیر لا اله الی الله را در سیاست خارجه امام میبینی، و نکاتی پیرامون دیگر سازی را در درسهای اخلاق امام.

ریا: نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه است به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها

درجات ریا:
مقام اول: درجه اول: اظهار عقاید حقه و معارف الهیه برای اشتهار و منزلت درجه دوم: دور کردن عقاید باطله از خود به قصد جاه و منزلت قلوب؛ چه به صراحت چه به کنایه.
مقام دوم: انجام عملی به قصد ارائه به مردم و جلب قلوب و یا ترک عملی کند به همان مقصود.

ریا در اصول عقاید و معارف الهیه از جمیع اقسام ریاها سختتر، عاقبتش بدتر و ظلمش بیشتر است.

این فجیعه موبقه و این سریره مظلمه و این ملکه خبیثه بالاخره کار انسان را منجر میکند به اینکه خانه قلب مختص به غیر خدا شود.

حضرت صادق: خدای تعالی گفت : من بهترین شرکت هستم. کسی که با من شریک قرار دهد غیر مرا در کاری که کرده است، قبول نکنم او را مگر آنکه برای من خالص باشد.

ایمان غیر از علم به خدا و وحدت و .. و علم به ملائکه و رسل و کتب و یوم قیامت است.
شیطان عالم به تمام این مراتب هست و کافر است.
اگر در قلب ریا دیدید، بدانید قلب شما تسلیم عقل نشده و ایمان در دل شما نورافکن نگردیده، و دیگری را اله و موثر عالم می‌دانید نه حق تعالی را، و شما در زمره منافقان یا مشرکین یا کفارید.
تمام قلوب بندگان تحت تصرف خداست و کس دیگر را در قلوب بندگان بدون اذن قیومی واجازه تکوینی او تصرفی نیست و نخواهد بود.

حدیث: امام صادق:پیغمبر(ص): همانا فرشته بالا میبرد کار بنده را با فرحناکی. پس چون کارهای نیکوی او را بالا برد، خدای عزوجل میفرماید: قرار بدهید این اعمال را در سجین. همانا این شخص در این اعمال فقط مرا نخواسته است.

ای عزیز، بیدار شو و غفلت و مستی را از خود دور کن؛ و در میزان عقل بسنج اعمال خود را قبل از آنکه در آن عالم میزان کنند...
مبادا که گمان کنی ما منت اریم بر انبیاءمعظم یا اولیاء مکرم خدا، یا بر  علماء امت، که راهنمای سعدت و خلاصی ما هستند.
این منتها اعما ما را واژگون می‌نماید و در سجین کشیده آنها را به باد فنا می‌دهد.
استاد ما، دام ظله، می‌فرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قدم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت باشد، ریاضت باطل و سلوک او منجر به سوء عاقبت میشود.

با خودبینی، خداخواهی و خدابینی خیالی است خام و امری است باطل و محال...و حصول معارف الهیه توحید صحیح از برای همچو قلبی که منزلگاه شیطان است محال است.

خدای تعالی تو را برای خود آفریده، یابن آدم خلقت الأشیا لأجلک، و خلقتک لأجلی؛ تو و قلب تو از نوامیس الهیه هستید؛ حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود؛ این قدر پرده‌دری مکن به ناموس حق‌تعالی...بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالم همچنان رسوا کند که هرچه خواهی اصلاح کنی نتوانی.

چون عمده مردم متعبد اهل مناسک و عبادات صوری هستند، شیطان در این مقام بیشتر تصرف میکند و مکاید نفس در این مرحله بیشتر است.
بسیار اتفاق می‌افتد که شخص ریاکار خودش هم ملتفت نیست که ریا در اعمال او رحنه کرده و اعمالش ریایی و ناچیز است، زیرا که مکاید شیطان و نفس به قدری دقیق و باریک است و صراط انسانیت به طوری نازک و تاریک است که تا انسان موشککافی کامل نئکند نم‌فهمد چه‌کاره است.

× امام در قسمتی برای روشن شدن چگونگی نفهمیدن ریا مثالی میزند از برتری طلبی و تلاش برای گفتن جواب در کلاس درس. و راهکاری اینچنینی ارئه میدهند: اگر این حکم شرعی را رفیق و همدرجه من می‌گفت و شما در آن محضر مغلوب شده بودید، آیا به حال شما فرقی نمی‌کرد؟(فرق کردن=ریا!)
× و یک نکته جالب که به نظرم در مثالهای این کتاب مشهود است، این است که امام حالت‌های مختلف را میپروراند و مطرح میکنند. در ادامه مثال فوق، دام دیگری که ممکن است نفس پهن کند را مطرح میکنند؛ که اگر نفس گفت اظهار حق فضیلت دارد چه کنیم. و در راهکار گویند که: "به او بگو اگر فرض شود که عین آن فضیلت را خداوند به شما عنایت کند...آیا باز هم طالب غلبه هستی؟"

پس شما که اهل علم و متکفل اصلاح امتی و راهنمای آخرت و طبیب امراض نفسی، لازم است اول خود را اصلاح نمایی و مزاج نفس خود را سالم کنی تا از جمله عالمان بی‌عمل، که حالش معلوم است، نباشی.

پس ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش، و او را در برابر هر پیش‌آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و امور شریفه برای چیست؟(راهکار)

اگر ما بنده مخلص خداییم، چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد؟ با آنکه او با خدای خود عهد کرده که به "عباد الله المخلصین" کار نداشته باشد.

وای به حال کسی که با نماز و طاعتش وارد جهنم شود!

...مشرک...مشمول غفران حق نمی‌شود. ای کاش اهل معاصی کبیره بودی و متجاهر به فسق بودی و متهتک حرمات ظاهره بودی، و موحد بودی شرک به خدا نمی‌آوردی.

مدتی مواظبت کن از قلب خود، و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را در تحت مداقه آورده، خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش... هر عملی را که شبهه ریا و سالوسی در اوست ترک کن گرچه عمل خیلی شریفی باشد.

خلاصه حدیث اول: کتاب اخلاقی برای همه + خلاصه ای از حدیث اول اربعین حدیث امام