آنهایی که اولش "×" قرار دارد افاضات و برداشتهای بنده است و نه نوشته های امام!

× اول که میخواستم خلاصه‌ای از این بحث را روی وبلاگ بگذارم، کلی شبهه برایم پیش آمد که آیا درست است یا نه؟ امام در شرح این حدیث بیان میکنند که بدترین نوع ریا، ریا در عقاید حقه است. منی که خود دچار کلی ریا و شرک هستم، بیایم و در وبلاگم یک مطلبی را بنویسم که خود به شدت به آن پایبند نیستم.(حتی این شبهه در نوشتن همین جملات هم وجود دارد لذا عنوان شد بدترین نوع ریا + ...). امیدوارم که این جملات با اخلاص بیان شده باشد!
× یک ویژگی از شرح چهل حدیث که زود به چشم می‌آید این است که با خواندن قسمتی از آن احساس میکنی که امام حی و حاضر با تو صحبت میکند! و این برای مایی که عاشق روح الله (روحی له الفدا) هستیم، روزنه امیدی است که شوق خواندن این سیاهه‌های نورانی را چند برابر میکند.
× خلاصه کردن خیلی خیلی سخت است. مخصوصا متن اخلاقی که خیلی از نکاتش در همان شرحش است که اتفاقا در خلاصه‌ها حذف میشود. جایی که دارد مطلب را برایت میپروراند آن هم به گونه‌ای که هم عقلت و هم دلت قبول کند. خلاصه که هر چند نوشتن این خلاصه‌ها(یا شاید بهتر بگویم عبارات منتخب) خوب است، اما اگر مانع این بشود که دیگر شرح چهل حدیث را نخوانیم بد است و دچار خسران شدیم.

 هر ریایی شرک است. همانا کسی که کار کند برای مردم، می‌باشد ثواب او برای مردم؛ و کسی که عمل کند برای خدا، می‌باشد ثواب او برای خدا.

× از مواردی که در سیره امام مشهود است، جمع بین مواردی است که از لحاظ ما با یکدیگر ضد هستند و شاید قابل جمع نباشند. عقل و دل و عرفان و فلسفه و اخلاق و حکومت و موارد دیگر. و جالب‌تر اینجاست که وقتی در هر کدام داخل میشوی(تا جایی که ما عقلمان میرسد) تجلی هر کدام را در دیگری را میبینی. تأثیر لا اله الی الله را در سیاست خارجه امام میبینی، و نکاتی پیرامون دیگر سازی را در درسهای اخلاق امام.

ریا: نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه است به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها

درجات ریا:
مقام اول: درجه اول: اظهار عقاید حقه و معارف الهیه برای اشتهار و منزلت درجه دوم: دور کردن عقاید باطله از خود به قصد جاه و منزلت قلوب؛ چه به صراحت چه به کنایه.
مقام دوم: انجام عملی به قصد ارائه به مردم و جلب قلوب و یا ترک عملی کند به همان مقصود.

ریا در اصول عقاید و معارف الهیه از جمیع اقسام ریاها سختتر، عاقبتش بدتر و ظلمش بیشتر است.

این فجیعه موبقه و این سریره مظلمه و این ملکه خبیثه بالاخره کار انسان را منجر میکند به اینکه خانه قلب مختص به غیر خدا شود.

حضرت صادق: خدای تعالی گفت : من بهترین شرکت هستم. کسی که با من شریک قرار دهد غیر مرا در کاری که کرده است، قبول نکنم او را مگر آنکه برای من خالص باشد.

ایمان غیر از علم به خدا و وحدت و .. و علم به ملائکه و رسل و کتب و یوم قیامت است.
شیطان عالم به تمام این مراتب هست و کافر است.
اگر در قلب ریا دیدید، بدانید قلب شما تسلیم عقل نشده و ایمان در دل شما نورافکن نگردیده، و دیگری را اله و موثر عالم می‌دانید نه حق تعالی را، و شما در زمره منافقان یا مشرکین یا کفارید.
تمام قلوب بندگان تحت تصرف خداست و کس دیگر را در قلوب بندگان بدون اذن قیومی واجازه تکوینی او تصرفی نیست و نخواهد بود.

حدیث: امام صادق:پیغمبر(ص): همانا فرشته بالا میبرد کار بنده را با فرحناکی. پس چون کارهای نیکوی او را بالا برد، خدای عزوجل میفرماید: قرار بدهید این اعمال را در سجین. همانا این شخص در این اعمال فقط مرا نخواسته است.

ای عزیز، بیدار شو و غفلت و مستی را از خود دور کن؛ و در میزان عقل بسنج اعمال خود را قبل از آنکه در آن عالم میزان کنند...
مبادا که گمان کنی ما منت اریم بر انبیاءمعظم یا اولیاء مکرم خدا، یا بر  علماء امت، که راهنمای سعدت و خلاصی ما هستند.
این منتها اعما ما را واژگون می‌نماید و در سجین کشیده آنها را به باد فنا می‌دهد.
استاد ما، دام ظله، می‌فرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قدم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت باشد، ریاضت باطل و سلوک او منجر به سوء عاقبت میشود.

با خودبینی، خداخواهی و خدابینی خیالی است خام و امری است باطل و محال...و حصول معارف الهیه توحید صحیح از برای همچو قلبی که منزلگاه شیطان است محال است.

خدای تعالی تو را برای خود آفریده، یابن آدم خلقت الأشیا لأجلک، و خلقتک لأجلی؛ تو و قلب تو از نوامیس الهیه هستید؛ حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود؛ این قدر پرده‌دری مکن به ناموس حق‌تعالی...بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالم همچنان رسوا کند که هرچه خواهی اصلاح کنی نتوانی.

چون عمده مردم متعبد اهل مناسک و عبادات صوری هستند، شیطان در این مقام بیشتر تصرف میکند و مکاید نفس در این مرحله بیشتر است.
بسیار اتفاق می‌افتد که شخص ریاکار خودش هم ملتفت نیست که ریا در اعمال او رحنه کرده و اعمالش ریایی و ناچیز است، زیرا که مکاید شیطان و نفس به قدری دقیق و باریک است و صراط انسانیت به طوری نازک و تاریک است که تا انسان موشککافی کامل نئکند نم‌فهمد چه‌کاره است.

× امام در قسمتی برای روشن شدن چگونگی نفهمیدن ریا مثالی میزند از برتری طلبی و تلاش برای گفتن جواب در کلاس درس. و راهکاری اینچنینی ارئه میدهند: اگر این حکم شرعی را رفیق و همدرجه من می‌گفت و شما در آن محضر مغلوب شده بودید، آیا به حال شما فرقی نمی‌کرد؟(فرق کردن=ریا!)
× و یک نکته جالب که به نظرم در مثالهای این کتاب مشهود است، این است که امام حالت‌های مختلف را میپروراند و مطرح میکنند. در ادامه مثال فوق، دام دیگری که ممکن است نفس پهن کند را مطرح میکنند؛ که اگر نفس گفت اظهار حق فضیلت دارد چه کنیم. و در راهکار گویند که: "به او بگو اگر فرض شود که عین آن فضیلت را خداوند به شما عنایت کند...آیا باز هم طالب غلبه هستی؟"

پس شما که اهل علم و متکفل اصلاح امتی و راهنمای آخرت و طبیب امراض نفسی، لازم است اول خود را اصلاح نمایی و مزاج نفس خود را سالم کنی تا از جمله عالمان بی‌عمل، که حالش معلوم است، نباشی.

پس ای عزیز، در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش، و او را در برابر هر پیش‌آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و امور شریفه برای چیست؟(راهکار)

اگر ما بنده مخلص خداییم، چرا شیطان در ما این قدر تصرف دارد؟ با آنکه او با خدای خود عهد کرده که به "عباد الله المخلصین" کار نداشته باشد.

وای به حال کسی که با نماز و طاعتش وارد جهنم شود!

...مشرک...مشمول غفران حق نمی‌شود. ای کاش اهل معاصی کبیره بودی و متجاهر به فسق بودی و متهتک حرمات ظاهره بودی، و موحد بودی شرک به خدا نمی‌آوردی.

مدتی مواظبت کن از قلب خود، و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را در تحت مداقه آورده، خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش... هر عملی را که شبهه ریا و سالوسی در اوست ترک کن گرچه عمل خیلی شریفی باشد.

خلاصه حدیث اول: کتاب اخلاقی برای همه + خلاصه ای از حدیث اول اربعین حدیث امام