موهای فشن و تفسیر آیات اجتماعی! ماجرای کتابخوانی در مترو

بیشتر برای وبلاگ آدم های خوب شهر نوشته شد ...

خط دوی مترو. ایام اغتشاشات. کتابی از امام خامنه‌ای را برای خواندن از داخل کیفم در می‌آورم. هنوز شروع به خواندن نکردم که دارم تو ذهنم صحنه‌سازی میکنم که الان یکی میاد بهم یک تیکه‌ای میاندازه. کتاب را باز میکنم. شروع میکنم به خواندن کتاب.

کتاب برخی از آیات قرآن است به همراه مختصری از توضیحات امام خامنه‌ای پیرامون آیه. در مقدمه اش توضیح داده کتاب مجموعه‌ای از خلاصه مباحث مطرح شده در جلسات سخنرانی ایشان میباشد تا به حضار داده شود. هنوز یک صفحه نشده که کناری‌ام یک نگاهی به کتاب می‌اندازد. طوری نگاه میکندکه من ببینم و متوجه شوم! بعد به آرامی، انگار میخواهد حواسم را بهم نریزد، میپرسد... سوالش شروع نشده به او یک نگاهی می‌اندازم. قبل از اینکه سوالش بخواهد حواسم را پرت کرده باشد. موهای جالب و فشن‌اش به چشمم آمد. گفتم الان هست که یک تیکه‌ای میاندازه. ... پرسید: ببخشید اسم کتاب چیست؟ کتاب را بهش نشان دادم. گفت نویسنده اش کیست؟ گفتم آقای خامنه‌ای! رهبر معظم انقلاب. یک نگاه دیگر انداخت. گفت من چند وقتی دنبال اینطور کتابی میگشتم. که به طور خلاصه آیات را توضیح داده باشد. آن هم خیلی به روز! بعد من بهش گفتم که آره. کتاب آیات را فقط فردی تفسیر نکرده و تفسیرهای اجتماعی سیاسی خوبی دارد. گفتم قابل ندارد. گفت: تشکر. کاغذ قلم در آورد. اسم کتاب را یادداشت کرد. من دوباره نتوانستم ادامه بدم خواندن را. کلا رفتیم تو فکر.

دانشجوی پولی، به نام مستضعفین به کام مرفهین

  1- مشکل اساسی علی(ع) خوارج بودند. نه به خاطر بی دینیشان که اتفاقا به خاطر اسلامشان. عدم شناساندن اسلام و حقیقت آن در دوران خلفای پس از پیامبر اکرم(ص) منجر به جریانی از مسلمانان شد که از اسلام برخی ظواهر را دریافته بودند و به شدت به عمل به همان ظواهر پایبند بودند. این گروه با همان ظاهر اسلامی و با شعار قرآنی به جنگ قرآن ناطق رفتند. تا آنجا که حضرت امیر به دست یکی از همین خشکه مقدسان متنسک به شهادت میرسد. این یاداوری کوتاه تاریخی از جهت این بود که گفته شود شاید پشت مومنان را نه انسانهای کافر و مشرک که اتفاقا انسانهای به ظاهر مقدس بشکنند. هر چند نگارنده به قیاسهای تاریخی بین جریانهای معاصر و صدر اسلام اعتقادی ندارد اما لزوم فهم آنچه در گذشته اتفاق افتاده است را برای عبرت گیری رد نمیکند.

2- هفته ی گذشته در مجلس شورای اسلامی شاهد آن بودیم که بندی از لایحه برنامه پنجم توسعه به تصویب رسید که طی آن تبعیض بین دارا و ندار و حاکمیت سرمایه سالاران به اسم عدالت جزو قوانین این کشور قرار گرفت. و درد اینجاست که همه این بی عدالتی ها به اسم عدالت مزین شده است. نماینده دولت در دفاع از این بند به این مطلب اشاره میکند که اقشار کم درامد نمیتوانند در کنکور سراسری قبول شوند و با تصویب این قانون میتوانند با پرداخت پول وارد دانشگاه شوند!. جناب آقای نماینده دولت! تا به حال درد فقر را کشیده ای؟ تا به حال مزه استضعاف را چشیده ای؟ میدانی کسی که پول ندارد بابت کلاس کنکور بپردازد نمیتواند هزینه سرسام آور دانشگاه های غیر دولتی را نیز بپردازد. خوب است که این دولتمردان با همان شعار حاکمیت سرمایه و سرمایه سالاری این کارها را انجام بدهند و عدالت را بازیچه اهداف خود نکنند.

3- وجود جریانی در داخل دولت مشهود است که از یک طرف نقاب عدالت بر چهره زده اند و به واسطه همین نقاب به کوبیدن دولتهای گذشته و برخی از عدالتخواهان میپردازند؛ و از طرف دیگر با سرعت به سمت اهدافی که برخی دولتهای قبلی نیز به دنبال آن بودند حرکت میکنند. برای مثال همین دولت عدالتخواه برنامه چهارم توسعه را به برنامه ای ”ضد عدالت“ میداند و شعار برنامه پنجم توسعه را برنامه ای بر مبنای ”عدالت و توسعه“  قرار میدهد و از طرف دیگر باز خود در برنامه پنجم توسعه همان پدیده دانشجوی پولی را می آورد . وجود این جریان در ماجراهای دیگری نظیر واگذاری مدارس دولتی به بخش غیر دولتی،  برخی آزاد سازی ها و برخی قسمتهای فرهنگی دولت نیز بروز و نمود دارد. البته ذکر این نکات نه برای تطهیر دولتهای قبلی و نه برای رد کردن تمام فعالیتها و اقدامات دولت در جهت مستضعفان و محرومان جامعه است.

4- به نظر میرسد دانشجویان جدای از گرایشات سیاسی ای که دارند امروز باید برای جلوگیری از این ظلمی که در حق جامعه علمی کشور میشود به صحنه بیایند. جدای از بحث پایه مال کردن محرومان، اشکالات اساسی ای به این قانون -که البته هنوز به تأیید شورای نگهبان نرسیده است- وارد است که میتوان به افت سطح علمی دانشگاههای کشور، قرار گرفتن امکانات دانشگاههای برتر کشور در اختیار عده ای که لیاقت حضور در این دانشگاه ها را نداشته اند، افزایش شکاف طبقاتی، پیوند ثروت و قدرت از دیگر مشکلات این قانون خواهد بود.

5- هر چند که در بالا تذکر داده شد اما جا دارد دوباره یادآوری شود که بند 1 نه برای خارجی خواندن فرد خاصی در دولت که فقط برای رساندن این منظور بود که ممکن است خنجری که برخی به ظاهر انقلابیون به انقلابات میزنند موثرتر از غیرانقلابیون ظاهری باشد.

جنبشی برای جمهوریت و اسلامیت/پیرامون تمایزات جنبش با دیگر اتحادیه ها

اگر دانشجوی علم و صنعت باشید که احتمالا خیزش هفته رو دیدید و دست گل بنده رو تو سرمقاله و اینبار در پاطوقش پیرامون جنبش عدالتخواه دانشجویی مطالعه کردید.(ان شاء الله) اگر نه که خب میتونید دست گل بنده و مقالات و یادداشت های دیگران را در ادامه مطلب بخونید و یا فایلش را دریافت کنید.

قسمتهایی از متن یادداشت:
* جمهوری اسلامی نه فقط به عنوان یک قالب حکومتی از طرف حضرت روح الله که به عنوان یک شیوه مبارزاتی نیز از همان ابتدای نهضت خدایی روح خدا مطرح بود.
* جنبش های دانشجویی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. یعنی آنچه را که باید دنبال کنند حل مشکلات واقعی مردم و تحقق اسلام میباشد
* آزادی بیشتر، تعلق کمتر به مادیات، آرمانخواهی، روحیه مطالبه گری، حریت و دیگر ویژگی های یک جوان دانشجو در کنار سابقه تاریخی که از سالهای قبل از انقلاب و پس از انقلاب از جنبش های دانشجویی به ثبت رسیده است محمل مناسبی را برای ایجاد جریانی مطابق با "جمهوری اسلامی" یعنی پیگیر مسائل اصلی مردم بوجود آورده است
* شاید مهمترین چیزی که در نگاه اول جنبش را از سایر اتحادیه های دانشجویی متمایز میکرد و همین ویژگی هم باعث عصبانیت بسیاری شده بود این بود که جنبش، عدالت را بدون مصلحت اندیشی های کاذب پیگیری میکرد
* شاید مهمترین زمینه های شکل گیری این حرکتهای عدالتخواهانه در کشور ناشی از بازگشت دانشجویان به متون دینی و تأکیدات آیات و احادیث بر مفهوم عدالت و جایگاه جنگ فقر و غنا و در کنار آن نیز تأکیدات بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران بر جنگ فقر و غنا و دو گانه اسلام ناب-اسلام امریکایی بوده است.
* مواجه شدن با سوال "مگر رهبری مفاسد را نمیبیند؟" در جواب اعتراضات عدالتخواهان به مفاسد و پدیده های ضد عدالت از طرف کسانی که به ایشان بسیار عشق میورزیدند ناشی از نوع نگاه خاص جنبش به رابطه امت و امامت در یک جامعه دینی داشته و تفاوت آن با دیگر نگاه ها داشت

ادامه نوشته

عدالتخواهی به مثابه یک ابزار!

 مرگ یا استحاله ویا انحراف انقلاب می تواند ناشی از دلایل مختلف باشد نگاهی به انقلابهایی که تا کنون رخ داده است از انقلاب نبی اکرم در عصر جاهلیت گرفته تا انقلاب هایی که تا کنون در عصر اخیر در سایر کشورها رخ داده است می تواند انسان را به برخی از دلایل مرگ استحاله ویا انحراف یک انقلاب رهنمون کند عقبگرد انقلابی های گذشته به پیش از انقلاب زیر پا گذاشتن آرمان انقلاب گرفته تا جانشینی غیر انقلابی ها و نان به نرخ روز خورها در سالهای پس از انقلاب می تواند از اهم دلایل این حداقل بعضی از آنها باشد این سرنوشت برای جنبش ها و نهضت ها نیز خیلی دور از انتظار نیست.

زمانی که عده ای در دوران بی توجهی مسئولان به مقوله مبارزه با فقر، فساد و تبعیض حرکتهای هماهنگی در بدنه دانشجویی و مردمی برای مطالبه این امر از دست اندرکاران امور ایجاد میکردند، عده ای این جریان سازی ها را آرمانخواهی توهمی میدانستند و یا چون خود حس و حال حرکت کردن و جرئت هزینه دادن ندارشتند این جنبش ها و خیزش های عمومی را به مسائل گوناگون متهم میکردند.. مشابه چنین اتفاقی برای جنبش های عدالتخواهانه در این سالیان رخ داده است.

اما جالب اینجاست که این گروهها که خود تا دیروز سدی بر سر راه این سیل خروشان بوده اندامروز کاسه داغتر از آش شده اند و آنچنان علم عدالت را گرفته اند که انگار هیچ فرد دیگری تا کنون حرفی از عدالت نزده است. اینها علم عدالت را بر دوش میگیرند و بر مسیر اهداف خود به سر منزلی دیگر غیر از عدالت میتازند، و هر آنچه را که تا دیروز به دنبال آن بودند را امروز با رنگ ولعاب عدالت به خورد مردم میدهند. فقط اینجا به چند مورد از این اتفاقات که دور و برمان رخ داده است اشاره میکنم.

در یکی از نشریات دانشگاه که پرونده ای برای عدالت کار کرده است، نام برخی از افراد را نام برده است که خود از سیبلهای عدالتخواهان در جریان مبارزه با مرفهین بی درد بوده اند. ذکر نام نمیکنم. رجوع به این نشریه اسم این بازاریان را به وضوح به شما نشان خواهد داد.

در خارج از فضای دانشگاه امروز برخورد با چند آقازاده خاص را برخورد با کل جریان فساد تفسیر میکنند. هرچند که پدر این آقازادگان خود یکی از عوامل اصلی بنیانگذار بی عدالتی و اشرافیت در کشور بوده است. اما مسئله این است که از اسم عدالت جهت اهداف سیاسی جناحی خود بهره برد.

در انتخابات شاهد بودیم که افراد و احزابی که تادکنون عدالت را طی برنامه ها مصوب زمان خود به سال 1404 واگذار کرده بودند و در حال و هوای توسعه غوطه ور بودند، شعار عدالت و آزادی را بکار میبردند و گاه از حقوق مستضعفین دم میزدند.

البته ابزار شدن عدالت را رهبری چند سال پیش خطاب به عدالتخواهان هشدار داده بودند آنجا که در سال 87 در پیام به 15 امین نشست عدالتخواهان مینویسند:"امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه‌ترين نشانه‌ی پيروی از رسولان الهی است. آنچه در كنار همه‌ی الزامات اين حركت، ضروری و حياتی است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كسانی با انگيزه‌های ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند؛ و ثانياً به نام عدالت‌طلبی، حركتی غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد."

سرمقاله خیزش هفته

ذبح عدالت با شمشیر سیاست

۱- " يك شأن نظارتي هم براي خود مجلس و براي آحاد نمايندگان تعريف كنيد" این قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود که انتهای این بند از سخنان، به تکبیر نمایندگان مجلس مزین میشود.

۲- "79 نفر موافق و 81 نفر مخالف از مجموع 201 نماینده حاضر" نتیجه شمارش رأی های نمایندگان  برای یک فوریتی ماندن طرح نظارت بر نمایندگان مجلس میباشد. احتمالا در انتهای این رأی گیری نیز نمایندگان محترم تکبیر گفته اند.

۳- "با توجه به آموزه‌هاي ديني و توصيه‌هاي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري و نتايج پژوهش‎هاي تطبيقي با ساير كشورها و به منظور ارتقاي سطح شأن و منزلت مجلس و نمايندگان و همچنين اعمال نظارت بر عملكردشان طرح يك فوريتي نظارت بر امور نمايندگان تقديم مي‌گردد."این کلمات قسمتی از نامه نمایندگان مجلس به ریاست مجلس است که توسط 150 تَن از نمایندگان امضا میشود.

۵- چگونه است که نمایندگان برای پایبند نشان دادن خود به "منویات" مقام معظم رهبری 150 امضا پای طرح اعمال نظارت بر عملکرد نمایندگان و یک فوریتی بودن آن میزنند اما در صحن مجلس تنها 81 نفر با فوریت آن موافقت میکنند

۶- جالب است که این ماجرا برای اولین بار نیست که اتفاق می افتد. مدتی پیش نیز طرح "حفظ منزلت قوه قضاییه" توسط مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی جهت جلوگیری از فساد و رانتخواری نمایندگان تهیه شده بود که نهایتا نمایندگان از انجام رأی گیری برای این طرح جلوگیری میکنند تا مبادا تعداد رأیهای منفی به طرح، آبروی نمایندگان را ببرد.

۷- سوالی که اینجا میتواند مطرح شود این است که چرا عده ای که پس از حرکتهای مجلس برای وقف غیر قانونی و غیر شرعی دانشگاه آزاد دهان به اعتراض گشودند امروز ساکت نشسته اند؟ آیا طرح اهمیت نداشته است؟ یا اینکه چون جبهه مخالف در این ماجرا بی نصیب است نیازی به اعتراض نیست!

۸- بند قبل نه به منظور نفی اعتراضات مردمی و دانشجویی به مصوبات مجلس برای وقف دانشگاه آزاد که تذکری بود برای جلوگیری از ابزار شدن و ابزار پنداشتن عدالت. عدالتخواهان بسیاری در طول این سالها خون دلها خوردند تا عدالت گفتمان بشود. تا اینکه دعواهای جناحی از چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا کنار برود و مبارزه حقیقی با رانتخواری ها و فسادها آغاز بشود و مستضعفان و محرومان محور برنامه ها قرار بگیرند. حال چه شده است که آنجایی که بخواهند اهداف خود را با شعار عدالت پیش میبرند و هر کجا مایل باشند با مصلحت اندیشی های خود عدالت را ذبح شرعی مینمایند.

بعد نوشت:نوشته شده برای سرمقاله خیزش هفته