عوامل تحجر/1/عدم نگاه درست به دنیا، آخرت و دین

دين اسلام به عنوان مجموعه اي از دستورات، احکام، عقايد، اخلاق، مستحبات، مکروهات و مباحات يک مجموعه واحد و کل به هم پيوسته را در جهت رسالتي خاص پيگيري ميکند. نگاه اسلام به دنيا نه به صورت يک قفس که انسان در آن زنداني ميباشد که تنها راه سعادت را دست کشيدن از هر گونه فعاليت دنيوي بداند و نه آن چنان آخرت را با دنيا جمع ببندد که نتيجه عملي آن حذف آخرت و يا تفسيرهاي مادي از بهشت و جهنم شود و مأواي نهايي انسان را اين عالم خاکي قرار دهد. دنيا به صورت مقدمه براي آخرت و مزرعه اي براي کشت و روحي براي تن ايفاي نقش ميکند و در حقيقت آنچه در آخرت به سراغ فرد مي آيد چيزي نيست جز همان صورت اعمال او. دين اسلام با اين نگاه به دنيا و آخرت براي انسان نازل شده است تا او را به کمال برساند.

از اولين دلايل و نيز نشانه هاي تحجر نگاه نادرست به دنيا و آخرت و به تبع آن نقش دين در اين ميان است. نگاه به دنيا به عنوان موجودي رذيله و شر و مانع کمال انساني و سعي در حذف دنيا از زندگي انسان به جاي تعريف رابطه درست بين انسان و دنيا، عدم تفاوت گذاشتن بين دنياپرستي از يک طرف و وظايف و حقوق اجتماعي از طرف ديگر، گسترش محدوده دنياگرايي به حوزه دغدغه هاي والاي انساني-اجتماعي، گوشه نشيني و عزلت هاي افراطي به بهانه خودسازي، عدم تحرک و عکس العمل نسبت به اتفاقات دنيا به سبب پست ديدن اين امور، تصور دين به عنوان امري مقدس که ورود به روابط انسانها با هم و انسان با دنيا شايسته اش نباشد در حالي که دين اصولا براي سامان دادن وضعيت انسان در تمام عرصه هاي دنيوي و اخروي نازل شده است.

|این نوشتار با موضوع بررسی تحجر در پست های بعدی ادامه میابد...|
|لینک:این پست در باز|

عدالت شرط فرمانداری امیرالمومنین نبود/نکاتی از کتاب بصیرت و استقامت

* یادم هست حدیثی بود مبنی بر اینکه خمس و زکات علم ترویجش است. حالا اگه علمی پیدا نکردیم کتاب که خوندیم تا خلاصه اش رو بزنیم تو وبلاگ.
* گفته شده است که لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و صبر. و گویند کتابی چاپ شده به نام بصیرت و استقامت. رابطه این دو این است که تفسیر و توضیح این حدیث بر اساس سخنان آیت الله خامنه ای در این کتاب جمع شده است. و شما هم قرار است برخی از همین سخنان آقا رو تو ادامه مطلب این پست بخونید.

* برخی از سخنرانی های استفاده شده در این کتاب را جایی پیدا نخواهید کرد حتی اینجا.

* نکته ها خیلی زیاد شد لذا جرئت نوشتن بعد و قبل نوشت نداشتم. پاورقی های خودم رو تو پست بعدی خواهم گذاشت.

* خوندن کتاب و کامل سخنان حلاوت دیگری دارد. جملات شیرین و پرنکته ای بود که یا تقطیع شد یا ذکر نشد.

* و نکته آخر اینه که مثل خیلی از مباحث پس از انتخابات نیست که نتیجه بصیرت فقط کوبیدن هاشمی و موسوی و یا خاتمی بشود. یه نوعی مثل خیلی از مباحثی که در مورد بصیرت رایج شده تاریخ انتقاضاش دو روزه نیست.

ادامه نوشته

محو شخصیت ها با تبلیغات برایشان!

قبل از هر چیز مخاطب این نوشته خودم هستم.1جرقه آتش گرفتن این نوشته از جمله ای از کتاب سیری در نهج البلاغه شهید مطهری زده شد. و اینکه فضای مظلومیت شهید عدالت مرا به آن داشت تا این را بنویسم.

زیاد از افراد و شخصیتهای مطرح نام میبریم و از آنها تعریف میکنیم و برای آنها مراسم میگیریم و هزار کار تشریفاتی دیگر و اکثرا با نیت قربة الی الله با هدف آشنایی دیگران با این افراد. و از جمله علی(ع) و دیگر معصومین(علیهم السلام) و در زمان حاضر نیز امام خمینی و امام خامنه ای و شهید مطهری و شهید بهشتی و ....2 اما در اکثر موارد این شخصیتها را در قفس تعریفهایمان و ظاهرسازی هایمان محبوس میکنیم. بیش از انکه علت مطرح شدن و اندیشه و آرمانهای آنها را مورد مداقه قرار دهیم فقط آنها را تبلیغ میکنیم.

شبهای قدر را میکنیم شبهای اول مظلوم عالم و سالها میگذرد و نگاهی به نهج البلاغه نمی اندازیم. و به همین ترتیب بگیرید محرم امام حسین را و نیمه شعبان منجی مستضعفان را و غیره را. تازه اینها که خوب است، حداقل برایشان مراسمی میگیریم دیگر ائمه که بندگان خدا همین را هم معمولا برایشان زیاد جدی نمیگیریم.3 اسممان را میگذاریم شیعه اما اگر از ما بپرسند که چرا امام علی سکوت کرد حسن بن علی صلح و حسین بن علی قیام، چرا امام سجاد ترویج ادعیه و امام صادق و امام باقر درس، نمیدانیم. بقیه ائمه را هم که اصلا نمیدانیم چه کرده اند تا چه رسد به اینکه بتوانیم تحلیل کنیم!4
البته از این نگذریم که از امام رضا(ع) این را میدانیم که رفت داخل دستگاه مأمون، تازه اگر نگویم که به نوعی با مأمون ظالم سازش کرد!

از ائمه که بگذریم تازه میرسیم به امام خمینی و امام خامنه ای که خود روضه ای جدا میخواهد از ظلمهایی که ما به عنوان امت اسلامی بر حق این بزرگواران کردیم. این بزرگواران به عنوان برترین تبیین کنندگان اسلام ناب در مقابل سایر اسلامهای انحرافی و نیز کسانی که این فرصت را یافتند که حکومت اسلامی را در دست بگیرند و به عنوان ولایت مطلقه فقیه و نیز امامت امت اسلامی همراه با امت اسلامی به سمت خدا حرکت کنند. در این بین خیلی از ماهایی که خود را در خط امام میدانیم بعید میدانم که تا به حال به جز سخنان اول کتابهای درسی از امام به طور مدون چیز دیگری خوانده باشیم. در مورد امام خامنه ای نیز همین طور است اگر وضع بدتر نباشد. فعلا میگویم خواندن سخنان، نمیگویم تحلیل و تفسیر و ... که باید به شناخت شرایط و پیدا کردن جایگاه خود در جبهه ولایت منجر بشود.5و در مورد اینکه چه کرده ایم که دیگر نباید سخن گفت. آری به راستی تا به حال سرجمع چه میزان سخنان امام را خوانده ایم به این هدف که برای خودمان استراتژی تعریف کنیم و وظایف کنونی مان را از آن استخراج کنیم. و چه میزان سیر سخنان و پیامهای رهبری را پیگری کرده ایم.

اندکی پایین تر باید گفت زمانی که ما را مجبور میکنند که فلان فوتبالیست و فلان خواننده را بشناسیم حداقل بتوانیم یک زندگی نامه مختصر و اندیشه ها و آرمانهای بسیاری از قله هایی که در جبهه اسلام و یا جبهه مستضعفان عالم را بشناسیم.6 (بخوانید ادامه لیست اسامی شخصیت ها را)
و نیز چنین میکنیم با قرآن و تمام کتب دینی.

بعد نوشت:
* روز صدور فرمان تشکیل بسیج به یکی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه میگفتم که این(جزوه فرمان تشکیل بسیج و صدور قطعنامه) را خوانده ای؟ گفت خیر. و من در تعجب که چگونه میتواند خود را بسیجی بداند.
* کتاب قاموس عدالت را که میخواندم واقعا تعجب میکردم که ما حرفهای خیلی رقیق تر از این را در سطح دانشگاه میزدیم و به ما میگفتند کمونیست و ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه و خط سومی و هزار چیز دیگر. تازه آدم میفهمد که نگاههایمان چه قدر تفاوت دارد.(قسمتهایی از قاموس + و + و + و + و این جزوه)
*یکی از دوستان به طنز میگفت که شنیدی یه کتاب جالب چاپ شده است. ظاهرا مولفش خود خداست. که توسط فرستاده اش محمد(ص) آورده شده است. به نام قرآن مجید معروف است و نیز به قرآن کریم و کتاب هدایت هم شناخته میشود. خواندنش توصیه میشود!
*هنوز کلی این موضوعات ذهنم را درگیر کرده بود که با این سخن مولا مواجه شدم:"فإنّ رواة العلم کثیر و رعاته قلیل" که همانا ناقلان علوم فراوان اند اما جانبداران آن کم.
--------------------------------------
1 که اکنون و قبل تر از این هم به این مشکلات دچارم.
2 و نیز باید ادامه داد: سید عارف الحسینی، امام موسی صدر، سید حسن نصر الله، سید عباس موسوی، احمد شاه مسعود، چمران، و هزاران هزار آدم زنده و یا شهید در عصر حاضر یا قرون گذشته
3 البته نمیگویم که باید برای همه ائمه مثل امام حسین مراسم گرفت. توضیحش را از سخنان رهبری پیدا کنید!
4 من باب تکمیل جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی هم این تبلیغات را داشته باشید: مجله صهبا شماره بررسی عنصر جهاد و مبارزه و قیام در زندگی ائمه اطهار از نگاه رهبری را بگیرید و بخوانید و نیز برخی دیگر از کتابهای مطهری.
5 گویند ولایت یعنی همجبهگی، یعنی پیوستگی مومنین در جامعه اسلامی با محوریت امام امت.
6 امام روح الله میگفت نگذارید شهیدان در پیچاپیچ زندگی به فراموشی سپرده شوند. شهدایی از قبیل باکری ها و چمرانها تا شهیدان غیر ایرانی و  ایرانی در هر عرصه ای، مازح ها و ...

تو میخواهی سفسطه کنی؟(حاشیه دیدار با وزیر علوم)

دوباره علی دست بلند کرد که به دانشجوی پولی نپرداختید و البته توضیح داد که این کار شما فروض مدرک دانشگاههای معتبر به پولدارها است. وزیر برآشفت که خیر. اسم این کار را نگذارید فروش مدرک. و توضیح داد که برخی دانشگاهها مازاد ظرفیت خود را که از طریق کنکور تکمیل نمیشود را طبق یک قانون بر مبنای نفر آخر قبولی جذب میکنند و در مقابل هزینه آن را دریافت میکنند .

و من و علی انگشت به دهان که مگر این کار با مدرک فروشی چه فرقی دارد؟! نشد ادامه بدهیم. و پس از چند پرسش و پاسخ دیگر جلسه پایان یافت. در حاشیه هم نتوانستیم با وزیر ادامه بحث را مطرح کنیم. من آقای متکان را دیدم. از ایشان بابت همین دانشجوی پولی پرسیدم. اول میخواست زود تو صحبتم بیاید که گفتم یک لحظه صبر کنید! سوالم را مطرح کردم. با این مضمون که آیا در طرح دانشجوی پولی فرد فقیر و بی پول با فرد پولدار یکسان است یا خیر؟ و نیز از عدالت و محور بودن مستضعفین و ... برایش گفتم.

قبول نکرد. میگفت اگر ما این امکان را برای پولدار فراهم نکنیم که بیاید پول بدهد و درسش را بخواند میرود خارج.باز برایش از عدالت حرف زدم این که باید مستضعفین و فقرا محور باشند و یا حداقل وقتی استعداد یکسانی با یک پولدار دارند موقعیت یکسانی را بتوانند کسب کنند. حرفش این بود که این کار(گرفتن دانشجوی پولی) عدالت است. بحث که بالا گرفت گفت که مطمئنم که کتاب عدل شهید مطهری را نخوانده ای؟ و گفتم که اولا خوانده ام. دوما این بحث شما داخلش نیست. سوما طبق بحثهای آقا باید مستضعفین محور باشند. خواستم قاموس عدالت را از کیفم بیرون بیاورم که منصرف شدم و گفتم یک سوال دارم. گفتم که خب کسی که پول دارد میرود پول میدهد و از طریق دانشجوی پولی وارد دانشگاه میشود، کسی که پول ندارد چه کند؟

گفت کسی که پول ندارد خب درس بخواند و در دانشگاه قبول شود(!!!) گفتم خب کسی که پول دارد هم برود درس بخواند و از طریق کنکور در دانشگاه قبول شود. این را که گفتم ناگهان برآشفت و با عصبانیت گفت که تو برای من سفسطه میکنی؟! تو میخواهی سفسطه کنی؟ و رفت سوار ماشین شد و رفت....