طنز2:سال جدید و پیام نوروزی سیاسیون

 

طی گزارش رسیده از منابع خبری شخصیت های سیاسی زیر نظر خود را در مورد سال جدید اعلام داشتند:

»»روشنفکرترین زن قبیله سبزها: مگه میشه کسی که سبزه ی سبز توی سفره هفت سین میزاره به ما رأی نده؟ بقیه دلایل هم همینگونه است. پس توی انتخابات تقلب شده.

»»مهندس میر موسی حسینوی خامنه (یک ساعت قبل از تحویل سال): بنا به گزارشات رسیده از سفره های هفت سین امسال، سبزه در سفره های مردم بسیار بوده و بنابراین سبزها پیروز حتمی انتخابات هستند.

»»چشم اسفندیار دولت :حرف خاصی ندارم امیدوارم بر سر سفره هفت سین انسانیت و آدمیت هر یک از مردم از خدای درون ذهن خود برای ما نیز طلب عفو و بخشش کنند.

»»شریعت حسین مداری: بنا به ایمیلی که اتفاقی به دست کیهان رسیده امسال رأس ساعت 25 قبل از نصفه شب سورس جرج با خاتم محمدی دیدار خواهند داشت.

»»کروب مهدی زاده: بنا به گزارشات رسیده امسال مهدی کروبی لحظه سال تحویل خوابش برده و تقاضای تجدید تحویل سال را دارند.

»»حسین قدیانی: امسال سر سفره هفت سین ساندیس میگذاریم و نی آن را داخل چشم دشمن میکنیم.

»»کرباس چی چیبور: دیدن این همه تورم و له شدن مردم مستضعف زیر چرخ توسعه اشک انسان را در می آورد.

»»رفسنجان هاشمی نسب: من نظر خودم را در مورد امسال در خطبه های نماز جمعه بیان کرده ام و حرف جدیدی ندارم فقط توصیه ام به مسافران نوروزی این است که تا موقع وجود جو پر فشار در کشور از رانندگی در جاده های پر تردد پرهیز کنند.

»»قالی بافان: در طول سال قبل هیچ پیشرفت و کار مهمی در کشور انجام نشده و فقط تونل توحید بوده که به دست پرتوان متخصصان شهرداری اجرا گردیده است. ضمنا برای عبور از چاده های برف خیز کشور همراه داشتن زنجیر چرخ الزامیست.

»»علی از لاریجان: توصیه من به همه مسافران نوروزی این است که در شرایط غبارآلود و مه گرفته به آهستگی و با چراغ خاموش حرکت کنند.

»»احمد محمودی نژاد: با توجه به حمله موجودی سبزپوش به مزارع کشور از همه هم میهنان عزیز خواهشمندیم که از خوشه خود به خوبی محافظت کنند تا خورده نشود.

»»وزیر حسینی ارشاد منش: امسال بحمد الله درصدد رفع توقیف فیلمهای توقیفی قبل از انقلاب هستیم که به کمک مردم همیشه در صحنه ما این کار شدنی است.

»»فرمانده رضایی محسنی: امسال به کمک متخصصان سبز پوش کشور از پروژه دفاعی جدید جام زهر 2 رونمایی خواهیم کرد.

»»مطهر علوی دوپهلو: امسال باید تمامی سران فتنه و اغتشاشات پی از انتخابات از جمله محمود احمدی نژاد، احمد محمودی نژاد، نژاد محمود احمدی و ... پای میز محاکمه بیایند.

»»صادق برادر علی از لاریچان(خطاب به مردم): آن عزیز سفر کرده به انگلستان، از دیار غربت باز آید به کنعان، غم مخور.

»»همسر یکی از مسئولین نظام: اگر امسال سال رفاه و اشرافیت نامگذاری نشد مردم بریزند تو خیابانها.

»»خاتم محمدی: امسال را سال گفتگوی تمدن ها و جنگ احزاب نامگذاری میکنم.

»»حسن روحانی منش: امیدوارم که مردم از دست آوردهای کرنش اینجانب در مقابل اجانب در عرصه فناوری هسته ای کمال استفاده را ببرند.

»»معاون شرور ریگی: سال 88 را در حالی به پایان میبریم که جای خالی مجاهد نستوه و رهبر مقاومت ایران عبد الامریکا ریگی را در کنار خود احساس میکنیم.

»»ترانه موسوی پناه: از این تریبون با تمام مردم سبز ایران پیمان میبندم که در سال جدید 6 بار دیگر جان خود را در راه ایران و نه غزه و لبنان فداکنم.

»»خانم شورین عبادی : امسال را سال حرکت خودجوش به سمت بی حجابی بانوان و چادری شدن آقایان اعلام و از تمامی ملت ایران خواستارم که از این حرکت خودجوش نا امید نگردند.

»»نماینده جنبش همیشه سبز: اینجانب ضمن فرارسیدن ایام عید اعلام میدارم که جنبش سبز توانایی آن را دارد که در اسرع وقت تمامی کشته شدگان سوانح رانندگی را زنده کند. برای اطلاع بیشتر از جزییات با کمیته صیانت از جنازه ها تماس حاصل فرمایید.

مساجد را به جایگاه اصلی خویش بازگردانید

نگاهی به نقش مساجد در قبل از انقلاب و همزمان با اوج گیری مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی و نیز در دوران دفاع مقدس و در جهت بسیج نیروها برای اعزام به مناطق عملیاتی یا سازماندهی کمک های مردمی، درس های بسیاری در مورد پتانسیل مسجد در جهات مختلف برای پیش برد اهداف انقلاب به ما میدهد.
نگاهی به مساجد آن دوران این نکته را یادآور میشود که افراد در حالی که در مزیقه های بسیاری بوده اند اما از هر پتانسیلی استفاده ای حداکثری میکردند. در واقع مسجد پایگاهی بوده است که بسیاری از نیازهای عبادی سیاسی اجتماعی امت مسلمان را برطرف میکرده است. از اموری که هم اکنون در مساجد وجود داشته نظیر نماز جماعت و دعا و سخنرانی و جشن و تعزیه بگیر تا کارهایی نظیر تهیه و توزیع اعلامیه برگزاری کلاسهای عقاید و اخلاقی، سخنرانی های سیاسی، جمع آوری و بسته بندی و سازماندهی کمکهای مردمی برای رزمندگان، تهیه سرود های انقلابی، تهیه و توزیع جزوات و صوت سخنرانی ها، برگزاری نمایشگاه کتاب، کمک به مستضعفان جمع آوری جهیزیه برای دختران نیازمند آماده بخت، حل و رفع اختلافات و خیلی چیزهای دیگر در آن انجام میشده است.
اما به تدریج برخی از این فعالیت ها همزمان با پیروزی انقلاب و یا اتمام جنگ و پذیرش قطعنامه تعطیل شد و این تلاش ها دوباره برای پیش برد دیگر اهداف انقلاب سازماندهی نشد. برخی دیگر از این نقشها هم با تأسیس سازمان ها و یا ادارات و ارگانهایی رو به تعطیلی نهاد(برای مثال میتوان تأسیس نهادهای فرهنگی در هر محله اشاره کرد در حالی که میتوان این ها را با یک برنامه مشخص داخل مساجد و هماهنگ با اهداف انقلاب اسلامی جای داد). و در نهایت این چنین شد که جایگاه مسجد از یک موقعیت حداکثری به یک موقعیت حداقلی تقلیل یافت. و مسجد در ردیف یک نمازخانه قرار گرفت. در حالی که می شد این جایگاه را با یک برنامه ریزی مشخص به محلی برای رفع بسیاری از نیازهای امت اسلامی تبدیل میشد.
»»اما در شرایط کنونی چه مشود کرد؟ به نظر من بهترین کار در این شرایط کارهای خودجوشی است که توسط خود مسجدی ها انجام میشود. باید افرادی که حداقل، به مسجد به میروند از حالت انفعا خارج شوند و کارهایی را کلید بزنند از کارهایی مانند برگذاری نمایشگاه کتاب و سی دی گرفته تا توزیع سخنان امام یا برگزاری کلاسهای تئاتر و موسیقی و ... یا مسابقات فوتبال بین محلات و ... . هرچند که مطمئنا برخی از این موارد از لحاظ ارزشی بر برخی دیگر اولویت دارد اما به هر حال باید به جایی رسید که حداکثر نیازهای جامعه اسلامی از طریق نهاد مسجد تأمین شود. نمونه های دوران انقلاب اسلامی، دوران جنگ و نیز دوران پیامبر برای الهام گیری بسیار مناسب میباشد که با رجوع به خاطرات افراد از دوران قبل از انقلاب به راحتی میتوان آنها را به دست آورد.

طنز1:خودشون هم باورشون شده

فراخوان عضویت در جنبش سبزیک چند وقتی است که با یکی از سایتها همکاری میکنم. چند وقت پیش کاریکاتور زیر را داخل سایت گذاشتیم با عنوان فراخوان عضویت در جنبش سبز، نوشته های زیر هم تعدادی از نظراتی است که ذیل مطلب گذاشته شده بود. به نظرم خودشون هم باورشون شده که چاقو و اسلحه و سنگ به دست هستند.

»»سلام.شما که می گید ثبت نام در خیابان های تهران هست من که قم هستم چه کار کنم.
-----------------------
فکر بقیه هم باشید اینجا کسانی هستند که میر حسین رو می خوان. ولی من که قم هستم من رو ثبت نام کنید لطفا دوستون دارم از دوز می بوسمتون
بای
----------------------
»» اکرحزبی هست که عضوبشیم برای هر کمکی&ما هستیم.منتظریم خراب شیم رواین دیکتاتورهاخواهشاجواب بدید.ممنون
----------------------
»»با سلام.
ميخوام پيشنهاد كنم طرفداران جنبش هر شب سر ساعت 21.45 تا 22 فقط به درب منازل خود بدون هيچ گونه شعار و خشونت تا رسيدن به اهداف جنبش ،بايستند . با اين كار همبستكي و عدم توانايي نيروهاي سركوبگر در كنترل اوضاع ميتواند بسيار مثمر ثمر واقع شود.
با تشكر و ارزوي موفقيت
----------------------

»»ما پیروزیم ،من فریاد تو را هر جا کخ باشم می شنوم هم کلاسی
----------------------
»»خون همه دانشجویان ایران زمین خصوصا تهرانیها سبز سبز.تاآخرهستیم با جنبش سبز      

مخاف هاشمی مخالف رهبر است/مخالف رهبری دشمن پیغمبر است

تقریبا بیست سال پیش بود که مردم ایران آیت الله هاشمی رفسنجانی را با رأی نسبتا بالایی به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب کردند. مردم دلایل مختلفی برای رأی دادن به ایشان داشتند که پس از انتخاب ایشان نیز ارادت عده­ای به ایشان بیشتر شد و البته درصدی هم در دوره دوم به ایشان رأی ندادند که آنها هم دلایل مختلفی برای آن داشتند. حمایت های رهبری از ریاست جمهور و همچنین کارهای عمرانی و سازندگی ایشان، معروف شدن ایشان به سردار سازندگی و نیز یار رهبری و نزدیکترین ایشان  به رهبری و ... همه باعث این شد که عده­ای، مخالفت و نه حتی دشمنی با هاشمی را، به دشمنی با خداوند پیوند بزنند. در نتیجه فضایی ایجاد شد که در آن علاوه بر دولت که کمتر اجازه نقد را میداد و فضای امنیتی را بوجود آورده بود، مردم نیز نقدهایی را که به سیایت های ایشان میشد را حمل به دشمنی با رهبری میکردند. و یا اگر بخواهیم کوتاه بیاییم توجیه گر بسیاری از موارد و خلافهای اتفاق افتاده در جریان اجرایی کشور میشدند. تا آنجا که افراد آرمانگرا باید برای نقد کردن سیاستهای اشرافی دولتمران علاوه بر تحمل فشارهای دولتمردان اشرافی فشارهای برخی (شاید بتوان گفت) ولایت مداران را نیز تحمل میکردند. در این شرایط بود که اگر هم میخواستی حرفهای آرمان گرایانه و ضد اشرافی بزنی حتی بسیجی که امروز اسم عدالت و عدالتخواهی را یدک میکشد با تو برخورد میکرد.
اما انگار همین شرایط باز به صورتی دیگر در این دوره از ریاست جمهوری و البته با تفاوتهایی بروز کرده است. شاید یک تفاوت این باشد که نقد برخی سیاست­ و کارهای دولت در این دوره هرچند با اتهاماتی از قبیل ضد ولایت فقیه و منافق از طرف عده ای (.......) پاسخ داده میشود اما این بار مردم از این عده که دم به دم شعار بصیرت میدهند با بصیرت تر عمل کردند و ضمن داشتن انتقادات و دیدن اشتباهات به دکتر محمود احمدی نژاد رأی دادند و یا حتی از او حمایت میکردند و این یعنی رشد فرهنگ کشور.
بدتر از این که به انسان اتهام میزنند این است که توجیه گر اشتباهات و یا شاید تئوریزه کننده اشتباهات فاحش دولتمردان هم میشوند. و باز بدتر از همه اینها این است که در آن زمان علم عدالتخواهی و آرمانگرایی را بلند نکرده بودند اما این بار با علم عدالتخواهی و آرمانگرایی قدم در وادی مصلحت اندیشی میزنند.
و جالب است که در زمان هاشمی با توجیه حمایت رهبری، ضد توسعه، ضد پیشرفت و ... این کارها صورت گرفت و امروز هم تقریبا در سایه همین شعارها کارهایی انجام میشود که دل امت حزب الله را خون کرده است.
در کنار این موارد میتوان مواری همچون هزینه کردن از رهبری برای رأی آوردن، هزینه کردن از رهبری برای توجیه عملکرد خود و بستن دهان منتقدان با برچسب حمایت های رهبری و ... را اضافه کرد.
»»البته درکنار این حرفها باید گفت که مقایسه و آوردن این شباهت ها نه به خاطر عین هم پنداری این دو شخصیت و جریان، بلکه برای عبرت گرفتن بود.
»»این آیه را هم فعلا عیدی بگیرید تا مطلبش برسه:(ان شاء الله)
و لا یجرمنکم شنئان قوم ان لا تعدلوا اعدلو هو اقرب لتقوی

»»بعد نوشت:ظاهرا کار از این هم فراتر رفته و مخالف مشایی هم ضد ولی فقیه شد است: مشاهده کنید

چیزهای خطرناک!

 

او آنجا شهید شد او با تیر شهید شد او با ترکش آر پی چی شهید شد. او در تاریخ چند چند چند شهید شد. او در عملیات فلان شهید شد. رمز عملیات فلان یا فلان بود. سن او آن قدر سال بود که شهید شد. تعداد شهدای جنگ تحمیلی ما این قدر بود. تعداد آزاده های جنگ این قدر بود. شبها مداحی میکرد. روزها هم بی وضو جایی دیده نشده بود. چهره اش نورانی بود. .................... آن قدر از این چیزها به ما گفتند که ما اصلا نفهمیدیم شهدا چرا شهید شدند. منطق شهدا چه بود. از آنها نهایتا برای ما یک تبرک کده ساختند و دیگر هیچ. اگر هم جایی سوال از چرایی کارهای آنها میپرسیدیم معمولا با یک سری جمله رمانتیک و عاطفی جوابی میدادند که در نهایت اگر خود شهید هم زنده میشد نمیتوانست علت شهادت و شهادت طلبی اش را بفهمد. به ما نگفتند. خیلی چیزها را به ما نگفتند. و امروز من به دنبال این خیلی چیزها هستم. بماند که این فقط تکه ای است که در مورد جنگ تحریف کرده اند ما را از آن بی بهره گذاشتند. با دین و اسلام و تشیع هم همینطور برخورد کردند. در مورد دین و آنچه که به اسم دین به ما دادند هم ان شاء الله بعدا خواهم نوشت اما چند سالی است که دنبال این چیزهایی هستم که به قول حاج سعید قاسمی خطرناک بوده و برای حضرات شاید خطرناک تر!

»»بعدنوشت:همچنین بخوانید:منفی در منفی مثبت میدهد!

»»همچنین بشنوید:

جزواتی برای راهیان نور

اردوی راهیان نور فرصتی است مغتنم برای ارایه محصولات فرهنگی و آشنایی هر چه بیشتر با اسلام ناب. و گفتن از آن چیزهایی که معمولا کمتر گفته شده و به گوش ما و دیگران کمتر رسیده است. از جمله کارهایی که میتوان انجام داد پخش جزواتی است که با هزینه کم میتوان استفاده های زیادی از آن نمود و در کنار دیدن مناطق در خون غلتیدن شهدا با منطق آنها نیز بیشتر آشنا شویم و آن نشود که عکس شهدا را ببینیم و عکس شهدا عمل کنیم.آنچه در زیر می آید تعدادی از جزواتی است که برای آن فضا مناسب است.

»»بازخواني اهداف و ضرورت هاي بسيج/ پيام حج خونين و قبول قطعنامه و پيام بسيج مستضعفين امام خميني
لینک دانلود غیر مستقیم
»»اسلام ناب
-امام خميني
دریافت فایل
»»جزوه جام زهر
لینک دانلود غیر مستقیم
»»جزوه تا آخر خط
(سخنراني مهندس سعيد قاسمي در شب عاشوراي 1427 ه.ق، مصادف با 19 بهمن 1384 اين سخنراني در حسينه حاج همت دوكوهه و در جمع زائريني است كه قرار بود ظهر عاشورا را در قتلگاه فكه با شهدا تجديد ميثاق كنند.)
دریافت فایل
»»جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
- وحید جلیلی
دریافت فایل 
»»عارفان مبارزه جو
(عارفان مبارزه جو بحثی است در اخلاق اسلامی که توسط حجت الاسلام علی موسوی)
دریافت فایل
»»جنگی که بود ، جنگی که هست-وحید جلیلی
دریافت فایل
»»برای مشاهده و دانلود دیگر جزوات
اینجا کلیک کنید.

تلاش های جهت دار

 

»»به نام خدا

»»خیلی از ما ادم ها تلاش میکنیم. و خیلی اوقات هم کارهایمان برای رضای خداست. هر چند که در همینجا نیز بخواهیم تمرکز کنیم میبینیم که خیلی از کارهایمان از روی عادت، جبر و چیزهای دیگر است اما فعلا با انها کار نداریم. فعلا میروبم سراغ صرف کار کردن هایمان. کارهایی که هر روز آنها را انجام میدهیم و برخی کارهایی که گاهی و اتفاقی انها را انجام میدهیم. تا به حال با خود فکر کرده اید که چه مقدار از این کارها در جهت واحد و بر اساس یک فلسفه مشخص است. تا چه مقدار اینها همدیگر را تکمیل میکنند. برای مثال از بیدار شدن برای نماز و صرف صبحانه بگیر تا رفتن سر کلاس درس و کمی هم در اینترنت گشت زدن و خبر خواندن و خیلی دیگر از کارهایی که هر روزه آنها را انجام میدهیم. جدا این همه کار را چرا انجام میدهیم. آیا خود میدانیم و آنها را انجام میدهیم و یا اینکه کوک شده ایم و در مسیری از پیش تأیین شده گام بر میداریم.

 

»»چند وقتی است که سعی میکنم قبل از تمام کارهایم یک «چرا» قرار دهم؟ و یک بار نیز نگاهی بیاندازم به ارمانم که ان را برای خود تأیین کرده ام به آنچه حقیقتا خودم ان را انتخاب کرده ام(اگر جه گاهی وقت ها به این فکر میکنم که انجه را که من به عنوان ارمان قبول کرده ام را خودم انتخاب کرده ام؟) و ببینم که این کار در چه جهتی است؟ ایا در جهت ان آرمان ها است یا اینکه غیر مرتبط است یا اینکه متضاد است؟

 

»»اما در این چند مدت که این کار را شروع کرده ام به یک نتیجه رسیده ام، که این نتیجه بند اول و دوم را به هم وصل میکند. وقتی به کارهای خوبی هم که انجام میدهم نگاه میکنم میبینم که هرچند که این کار، کار خوبی است اما میبینم که این کار را بدون براورد و محاسبه و بدون پاسخ به چرایی اش انجام داده ام. و لذا میبینم که خیلی کار خوب کرده ام اما اینها پاذل آرمان مرا تکمیل نکرده است. همین عدم محاسبه گاهی به این می انجامد که کارهایی را شاید خوب هم به نظر برسد انجام میدهیم در حالی که این کار ما را از یک کار بهتر واداشته و این حرکات کاتوره ای ما را به به سر منزل مقصود نمی رساند.

 

»»الغرض اینکه شاید بچه خوب و مثبتی باشی اما عدم داشتن یک برنامه مشخص برای حرکت در مسیر اگر تو را از پای نیندازد و ناامید نگرداند به آنجایی که شایسته است نخواهد رساند.

یا حق!