ضرغامی، متشکریم

 

جناب آقای مهندس ضرغامی

سلام علیکم

جناب آقای ضرغامی نمیدانم لیست تشکر هایم را از کجا آغاز کنم. اما امیدوارم که به بزرگواری خودتان ببخشید اگر کم و کاستی دارد.

معمولا از رسانه ملی زیاد استفاده نمیکنم و از این بابت خداوند را بسیار شاکرم که بر من منت نهاد و این چنین لیاقتی را نسیب من کرد. اما این بار که پس از مدتی زمانی نصیبم شد تا از امکانات صدا و سیما استفاده کنم مبهوت شدم تا جایی که در شب نیمه شعبان دست به کیبورد بردم و مشغول نگاشتن این نامه تشکر.

جناب آقای ضرغامی بسیار متشکرم که به رسالت انقلابی خود عمل نموده و دین این مردم مستضعف و رنج دیده را با ثروت های طبقه مرفه پیوند زده و دینی ثروت مدار و ثروتی دین مدار را به نمایش گذاشته اید.

بسیار متشکرم که در راستای جذب حداکثری حرفی از حرفهای خطرناک اسلامی نمیزنید تا مبادا دافعه ای ایجاد کنی، مطمئن باشید ما هم تمام همت خود را برای اینکه این کشتی با تمام ظرفیت خودش به پیش برود خواهیم کرد.

از اینکه زحمت نمایش کاخ های اشراف را میکشید و ما را از صرف هزینه های گزاف برای مشاهده کاخ های ایشان بی نیاز نموده اید بسیار متشکرم فقط خواهشمندم وقتش را بیشتر کنید.

جاداشت ابتدائا از اینکه این گداها و پا پتی ها و هزارتا از این آدم هایی که اصلا آدم نمیداند از کجا پیدا میشوند را در این رسانه ملی به نمایش نمیگذارید و خاطر شریف ما را مکدر نمیکنید تشکر ویژه نمایم. تنها پیشنهادی که داشتم این بود که گاهی اوقات جهت ترویج فرهنگ کمک رسانی، صحنه هایی از انعامهای ما به این بدبخت های فلک زده به نمایش بگذارید. امیدواریم که مقبول درگاه حضرتش قرار گیرد.

همچنین از اینکه تمام این آخوندها را هم تو یک شبکه و قرآن را هم تو یک شبکه دیگر جمع کرده اید خیلی متشکرم. از موقعی که این تفکیک صورت گرفته دیگر هی مجبور نیستم که از این کانال به اون کانال بروم. اگر برای اذان و پیام های بازرگانی هم این کار را بکنید خیلی خوب میشود.

در آستانه نیمه شعبان هستیم و ناشکری است اگر از زحماتی که بابت ترویج نشستن برای انتظار میکشید تشکر نکنم. حاشا که شما آزاداندیشی را به انتها رسانده اید و از حجتیه ای تا لیبرال و متحجر و هر کسی در رسانه ملی تان تریبون دارد. تنها کسی که تریبون ندارد ظاهرا همین عدالتخواهان و آرمانخواهان و پیروان روح الله اند.

برای جلوگیری از اطاله کلام مابقی تشکرها را تیتروار خدمت شما عرض میکنم. از نمایش مصرفگرایی مدرن، مانکن های زیبا، تمامی مناطق شمال تهران، دعواهای سیاسیون و هزاران مورد دیگر استفاده کرده و دعا به جان شما کردیم. همچنین جا دارد از عدم نمایش مواردی نظیر جنبش های دانشجویی، طلبه های سیرجانی، مفاسد اقتصادی و ...نیز تشکر ویژه نماییم.

دعای خیلی خیر ما را پذیرا باشید. امیدواریم که همواره به سر منزل مقصود نزدیکتر شوید.

و در خاتمه........

یک زمان فکر میکردم که تلویزیون قرار است که اسلام ناب را ترویج کند، گذشت و چیز زیادی ندیدیم گفتیم به علت برخی مصلحت ها شاید برخی مطالب ایجابی را نمیشود گفت. گذشت و از حد و مرزهای قرمز نیز گذشتیم. گفتیم این هم جزو مصالح نظام است. الان دارم فکر میکنم شاید واقعا ترویج فرهنگ اشرافی و اسلام آمریکایی هم جزو مصالح است. امیدوارم ترویج شرک و کفر جزو مصالح نظام قرار نگیرد.

اما حاشا که یک مسلمان لحظه ای ناامید شود. حضرت روح الله به ما آموخت که تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.

بعدنوشت: همچنین بخوانید:نامه‌ سرگشاده‌ یک پابرهنه به مهندس ضرغامی

آزادی از آزادی

1.کلمات مثل ظرف میمانند. گاهی اوقات محتوای آن را تغییر میدهند. مثلا کلمه "غلط" در فارسی وقتی گفته میشود "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" یعنی.... . همین "غلط" در یکی از زبان های پاکستان یعنی اشتباه. حال معنی "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" یعنی آمریکا نمیتواند اشتباه کند یا آمریکا اشتباه نمیکند. این اتفاق افتاده و کلی شبهه پیرامون یک برداشت غلط.

2.نمیدانم چرا هر وقت صحبت از آزادی میشود بلافاصله میگوییم منظورمان آزادی غربی نیست. نمیدانم چرا در مورد عدالت این را بلافاصله نمیگوییم. عدالت هم غربی و شرقی دارد. اما در هر حال "نه شرقی نه غربی"!

3.انگار برخی نمیخواهند قبول کنند که آزادی یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی بوده است. شاید ماجرای غلط هم اینجا تکرار شده است!؟

4.معمولا یک جبهه از آزادی سخن نمیگوید یا اینکه فقط میگوید آزادی غربی مد نظر ما نیست و نمیگوید که چه آزادی ای مد نظر ایشان است. یکی دیگر هم که هر وقت کلمه آزادی را به کار میبرد بوی گند لیبرتی و لیبرالیسم مشام را می آزارد.

5.آزادی یعنی اینکه رهایی از دیکتاتوری و استبداد. آزادی یعنی رهایی از قیودی که برخی میسازند و نمیخواهند که تو هوایی را که خودت میخواهی را استشمام کنی. اصلا بدون عدالت آزادی ظالمانه میشود. میشود اینکه یک عده همیشه هرکاری میخواهند میکنند نهایتش هم میگویند آزادی نیست و عده ای اصلا انگار وجود ندارند چه برسد به اینکه بخواهند آزاد باشند و فکر بکنند. نمیخواهم بگویم که عده ای باید تحت کنترل باشند اما عده ای را اگر آزاد بگذاری به اسم آزادی دیکتاتوری بوجود می آورند. دیگر تو هر حرفی هم که میزنی میشوی فاشیست. دیگر آزادی عده ای پابرهنه زیر چکمه سنگین آزادی این قشر میمیرد و عدالت، مبنای جهان هستی و بلند آرمان بشریت، ذبح شرعی و انسانی میشود.

6.نهایتا گاهی باید تلاش کرد برای "آزادی از آزادی"!