مدتی پیش بود که یکی از دوستان از دیدار یکی از فرماندهان جنگ برگشت و از اعصاب خورد این فرمانده برایم حرف بازگو می‌کرد. میگفت اعصابش خورد است که چرا عده‌ای که تا دیروز وسط کارزار جنگ در پستوی کار علمی و کنج مدرسه خزیده‌اند امروز به اصطلاح انقلابی شده‌اند و صاحب منابر وعظ و خطابه شده‌اند. ناگهان از طرف این فرمانده اسمی را به زبان آورد که من تعجب کردم. «آیت الله علم الهدی». و می‌گفت که ایشان در دوران جنگ که در دانشگاه امام صادق(ع) بوده‌اند به طوری نمی‌گذاشتند دانشجویان به جنگ بروند.
 

اولش باور نمی‌کردم تا اینکه دیروز در یکی از خبرگزاری‌ها خبری خواندم مبنی بر اینکه جناب علم الهدی فرموده‌اند: "در تجربه هشت ساله خود در زمان جنگ در دانشگاه امام صادق (ع) به عنوان عنصر ضد جنگ شناخته شدم در حالی که امام جنگ را در راس امور دانسته بود و من این برچسب را قبول کردم. در آن زمان دانشگاه‌ها دانشجویانی که به جبهه می‌رفتند واحدهای آنها را پاس شده تلقی می‌کردند در حالی که من در دانشگاه امام صادق این موضوع را قبول نکردم و اعلام کردم که تمام دانشجویان باید سر کلاس بیایند و امتحان بدهند. وی دلیل این کار خود را نیاز کشور به شخصیت‌های جبهه رفته و درس خوانده دانست و عنوان کرد: آینده در آن زمان به شخصیت‌هایی نیاز داشت که دارای مدرک تحصیلی بالا باشند، در حالی که اگر کسی درس نخوانده باشد یقینا نمی‌تواند ارشد و دکترا کسب کند و پشت این مانع می‌ماند و این در حالی است که کسانی که به جبهه نرفته‌اند و درس خوانده‌اند، می‌توانند ادامه تحصیل دهند. علم الهدی با اشاره به نتیجه عمل خود بیان کرد: اکنون اکثر مسئولان تصمیم‌گیر کشور از دانشجویان و جنگ رفتگان آن زمان این دانشگاه بودند."

 

وقتی مرور می‌کردم مطالب صحیفه و فریادهای خمینی کبیر را که "امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید" نمی‌توانستم باور کنم که هنوز عده‌ای به این نوع تصمیمشان که خلاف رأس امور کشور یعنی جنگ بوده‌است افتخار می‌کنند و برای این مصلحت‌اندیشی و انبان‌دوختن خود برای آینده نیز تئوری‌بافی می‌کنند!

 

درد زمانی در وجودم بیشتر زبانه می‌کشید که پیام قطعنامه 598 را به ذهن آوردم و اینکه همین مصلحت‌اندیشی‌ها و آینده‌نگری‌های مزخرف بود که جا زهر قبول قطعنامه را به حضرت روح‌الله نوشاند. "بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‌تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!"

 

و بیشتر می‌سوختم زمانی که توصیه امام را به مردم و مسئولین به یاد می‌اوردم که "نگذارند این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند"

 

به راستی آنها که "با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند می‌توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟"

 

در هر صورت به افرادی که در کربلای دیروز ایران امام و امت را تنها گذاشتند باید گفت که "وقتی در صحنه‌ی حق و باطل نیستی، وقتی شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی؛ هر کجا که خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی، هردو یکی است‌‌"۱


سخنان زیر که از صحیفه آورده‌ام را بخوانید تا بفهمید حضرت روح‌الله چه می‌گفت و ...!

 

"ما امروز هم در رأس تمام مسائلمان جنگ است؛ اگر یک روز غفلت بکنیم حمله‌ خواهد کرد برما وهمه چیز ما را ازبین خواهد برد. ما تا همان مسائلی که در اول جنگ گفتیم، تا آن مسائل تحقق پیدا نکند، ما در دفاع خودمان سرجای خودمان ایستاده‌ایم) "جلد 17 صفحه 496)

"در این کتاب جاوید می‌بینیم که فرموده: قُلْ انْ کانَ اباؤُکُم وَ ابناؤکُمْ وَ اخوانُکُمْ وَ ازْواجُکُم وَ عَشیرَتُکُم وَ امْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها احَبَّ الَیکُم مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَربَّصُوا حَتّی‌ یَأتِیَ اللهُ بِامْرِهِ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَومَ الفاسِقینَ؛ خطاب به مصلحت اندیشان و سازشکاران و متأسفان برای شهادت جوانان و از دست رفتن مالها و جانها و خسارتهای دیگر وارد شده و جالب آنکه بعد از حبّ خدای تعالی و رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - در بین تمام احکام الهی، جهاد فی سبیل الله را ذکر فرموده و تنبه داده که جهاد فی سبیل الله در رأس تمام احکام است که آن حافظ اصول است و تذکر داده که در صورت قعود از جهاد، منتظر عواقب آن باشید، از ذلت و اسارت و بر بادرفتن ارزشهای اسلامی و انسانی و نیز از همان چیزها که خوف آن را داشتید از قتل عام صغیر و کبیر و اسارت ازواج و عشیره. و بدیهی است که همه اینها پیامد ترک جهاد، خصوصاً جهاد دفاعی است که ما اکنون گرفتار آن هستیم و اشاره به این امر است آیه کریمه فَلْیَحْذَرِ الَّذینَ یُخالِفوُنَ عَنْ امْرِهِ انْ تُصیبَهُم فِتْنَةٌ اوْ یُصیبَهُمْ عَذابٌ الیمٌ. و کدام فتنه و بلیه بالاتر از آنچه دشمنان اسلام، خصوصاً در این زمان برای برچیدن اساس اسلام و برپا کردن حکومتهایی مثل ستمشاهی و برگرداندن مستشاران غارتگر و بربادرفتن حرث و نسل ملت و بر سر کشور و ملت ایران، آن آید که بر سر کشور عراق و ملت مظلوم آن در این چند سال آمد) "جلد 20 صفحه 312)


"امروز بدون شک سرنوشت همه امتها و کشورهای اسلامی به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است. و جمهوری اسلامی ایران در مرحله‌ای است که پیروزی آن به حساب پیروزی همه مسلمانان وخدای نخواسته شکست آن، به ناکامی و شکست وت حقیر همه مؤمنان می‌انجامد و رها کردن یک ملت و یک کشور و یک مکتب بزرگ در نیمه راه پیروزی، خیانت به آرمان بشریت و رسول خداست، لذا تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و ان شاء الله تا رسیدن به این هدف فاصله چندانی نمانده است. و خدا را سپاس می‌گزاریم که ملت و دولت و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج و نیروهای مردمی و همه اقشار دلاور کشورمان در آمادگی کامل به سر می‌برند و همه اهل جنگ و هنرآفرینان مدرسه عشق و شهادتند و به خوبی از پس توطئه‌های استکبار و ایادی جاسوس و منافق آنان برآمده‌اند و می‌روند که به یاری خداوند بزرگ آخرین معابر پیروزی را باز کنند و علاوه بر حضور برتر خود در خلیج فارس و جزایر و سواحل و مناطق غرب و جنوب، هم اکنون نیز به سازماندهی و بسیج و تشکل مردم ستمدیده عراق پرداخته‌اند که این از مهمترین خواسته‌ها و هدفهای ما بوده است" (جلد 20 صفحه 3۳1)

 

" از جنگ کردن در راه خدا خسته نمی‌شویم. و این ملت بزرگ ایران است که با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرک و فریاد او برای ادامه راه بیشتر می‌شود. البته ممکن است غربزده‌ها و بزدلان و همانهایی که نه در روزهای آغازین در میدان دفاع بوده‌اند و نه تا به امروز به حمایت از حماسه آفرینان و وطن بانان خدمتی کرده‌اند و نه در آینده لیاقت حضور در جنود و سربازان خدا را خواهند یافت، برای خوش خدمتی به اربابان و دلگرم نمودن آنان از خستگی و بن بست در جنگ تحمیلی، داد سخن دهند و به خیال خام خود افکار را از جنگ منحرف نمایند و احیاناً آنهاکه در خارج از مرزها نشسته‌اند باورشان بیاید که مردم و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج از جنگ و ادامه آن خسته شده‌اند و یا در میان آنان بر سر جنگ اختلاف افتاده است. و حال آنکه به لطف خدا در حاکمیت جمهوری اسلامیِ ما اختلافی بر سر مواضع اصولی، سیاسی و اعتقادی وجود ندارد و همه مصممند تا توحید ناب را در بین الملل اسلامی پیاده نموده و سر خصم را به سنگ بکوبانند، تا در آینده‌ای نه چندان دور به پیروزی اسلام در جهان برسند. الحمدللَّه این کشور رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - امروز میلیونها جوان‌ داوطلبِ جنگ و شهادت در خود پرورانده است و دل و دیدگان ملت ما را جز رضایت حق چیزی پر نخواهد کرد و به همین جهت از بذل مال و جان و فرزندان خویش در راه خدا لذت می‌برند و ملاک ارزش و برتری در نزد آنان تقوا و سبقت در جهاد گردیده است و از تفرعنها و خودنماییهای جاهلیت قدیم و جدید متنفرند و من خودم را خادم یک چنین ملتی می‌دانم و به این خدمت افتخار می‌کنم" (جلد 20 صفحه 332)

 

"در تقدم ملاکها، هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صِرف امتیاز لفظی و عرفی کفایت نمی‌کند، که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجر کشیده‌ها و جبهه رفته‌ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح داده‌ها و در یک کلام، مصلحت پابرهنه‌ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین درمنازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند" (جلد 20 صفحه 333)

 

"جنگ در رأس امور و برنامه‌های کشور ماست" (جلد 20 صفحه 321)

 

"ملت شهیدپرور ایران بدانند این روزها روز امتحان الهی است. روز پرخاش علیه کسانی است که با اسلام کینه دیرینه دارند. روز انتقام از کفر و نفاق است. روز فداکاری است. امروز روز عاشورای حسینی است. امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید. «جَهِّزُوا انفُسَکُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ». نهراسید. که نمی‌هراسید، کمربندهاتان را محکم کنید. ای آزادگان و احرار بپاخیزید. قدرتهای بزرگ شرق و غرب می‌خواهند شما را در زیر چکمه‌ها و چنگالهای کثیف و خونین خود خُرد کنند که حتی آخ هم نگویید. امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امریکا و استکبار غرب سیلی زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند. امروز روز درنگ نیست. امروز روز صیقل انسانیتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را باید گرفت. و انتظار آنکه جهانخواران ما را یاری کنند بیحاصل است. امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهی است. امروز روز نغمه سرایی فرشتگان در ستایش انسانهای مجاهد ماست." (جلد 21 صفحه 11)

 

" خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم. و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‌تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند! آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‌اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‌اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید. که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض می‌کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند." (جلد 21 صفحه 93)

"آنها که در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند می‌توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟" (جلد 21 صفحه 278)

 

۱. علی شریعتی