کتاب، مانکن، بسیج 2000
نگاهی کوتاه به گشت چند ساعته من در نمایشگاه کتاب
»»نمیدونم هر سال باید تو مترو شاهد شلوغی و ازدحام باشیم، و هرسال باید ببینیم که ناموسمان بین جمعیت است و هر سال باید شاهد غیرت نداشته برخی باشم و هرسال باید شاهد صورتهای سرخ شده از شرم و حیا و هر سال باید ... . اما برای من دیگر امسال سال آخر بود.
»»با دوستی که رفته بودیم از غرفه منتشران عربی شروع به بازدید کردیم. دیدن کتابهای روشنفکران مسلمان و عکسهای ایشان برای من چند تلنگر داشت. اول اینکه در این بین نبود کتابهای امام خمینی یا آثاری در مورد حضرت امام یه جورایی برایم سنگین بود(و شما اضافه کنید احتمال دیده نشدن توسط من) در کنار این در نظر داشته باشید که من کتاب در مورد نانسی(یه خواننده زن..) در مورد آقای هاشمی رفسنجانی(پشت گتاب نوشته شده بود نزدیکترین فرد به امام خمینی) و کلیه کتابهای دکتر شریعتی و ... را دیدم اما در مورد امام خیر. دوم اینکه چرا من این اندیشمندان را نمیشناسم هم جای تأمل دارد باید به فکر باشم. در مورد "آقا"ی خامنهای هم کتابی ندیدم....
»»داخل غرفه استاد علی صفایی(عین.صاد) هم صحبت کردیم و سوالهایم را پرسیدم. میگفت استاد خودشون برای شروع کتابهای رشد و صراط را توصیه میکردهاند. البته کتاب دیگری هم از شاگردانشون بیرون آمده بود که مسئول غرفه و آشنا به اثار استاد میگفت حتما بخونیدش. اسمش "اندیشههای پنهان" بود نوشته علا الدین اسکندری. چیز دیگری را هم که گفت یان بود که «آقا در زمان طلبگیشان ... کتاب "تقیه" را توصیه کردهاند.»
»»کار به جایی رسیده بود که برای رعایت کردن حجاب مسئول غرفهای که ظاهرا از طرف بسیج مستضعفین برای راهیان نور بود هم باید نهی از منکر میکردیم. جالب بود یکی از چیزهایی که مجانی توزیع میکرد نشریهای در مورد بانوان و جنگ و اینجور چیزها بود.
»»در غرفه سازمان ملی جوانان هم که دست کمی از غرفه راهیان نور نداشت با مسئول غرفه وارد بحث شدیم. خانم های مانکن غرفه به کنار، یه خانم بی حجاب رو گذاشته بودن و یک جوان هم شروع به کشیدن عکس ایشان با مداد کرده بود. مسئول غرفه به من میگوید که چه کنم این هم یکی از جوانان این مملکت است. نمیدانم حتما موقعی که همین تیپ و قیافه را تو خیابان با گشت جمع میکنن دیگه جوان این مملکت نیستند!
»»و همین وضعیت در دیگر غرفههای دولتی و حکومتی بود. حالا میخواهند برای ما وضیت حجاب و عفاف را درست کنند. از قله که یه گندی سرازیر بشه کوهپایه را خواهد گرفت.
بعد نوشت:
»»یکسال به این نتیجه رسیدم که تو نمایشگاه نباید برای دیدن کتاب رفت.یه بار دیگه به این نتیجه رسیدم که نباید بدون لیست کتاب رفت. امسال به این نتیجه رسیدم که اصلا نباید نمایشگاه کتاب رفت.
»»از آنجایی فهمیدم برخی فقط برای "دیدن" کتاب میآیند که حتی در غرفه کتابهای عربی هم از "دیدن" کتاب دست برنمیداشتند.
»»غرفه صنایع دستی مصر تو قسمت منتشران عربی نمایشگاه کتب شلوغ بود با برخی از کالاهای "چین"ی اش!!
www.imamsadr.net www.imamsadr.ir
»» اومدن تو نمایشگاه نوشته زدن"کودکان مقدمند بر هر مصلحت مذهبی، سیاسی، اقتصادی..." انتظار داشتن جمعشون نکنن!
»»مینیمال نویسی هم چزی بدی نیست http://www.rizemize.wordpress.com
این عکس برایم خیلی حرف دارد خیلی!...