*مصاحبه با نشریه خط امامتوضیح تکمیلی: این مطلب در نشریه با تیتری نادرست چاپ شده بود که به نظر میرسد بیشتر جهت تصویه حساب ساخته شده است وگر نه در متن مصاحبه چنین چیزی نیامده است. توضیحی بود برای کسانی که نشریه را دیدهاند
- چه مطالبی برای امام تا حالا نوشتهاید و بیشتر با چه موضوعاتی بوده است؟ شاید بهتر باید بگویم چه چیزی باعث شد که دغدغه کار کردن روی مباحث امام را پیدا کنید؟
- عامل اولیه ایجاد دغدغه در من این بود که وقتی ما به سخنان و سیره امام خمینی مخصوصاً متونی که در صحیفه جلد بیست و بیست و یک بود و سالهای پایانی عمر امام یعنی سالهای ۶۶ و ۶۷ و ۶۸ ایراد شده بودند رجوع میکردیم می دیدم که امام با سایر علما و سیاسیونی که ما میبینیم تفاوتهای زیادی دارد؛ و همچنین یک تفاوتهایی دارد با آن امامی که در حال معرفی شدن است. مثلاً آنچه در تریبونها، در دهه فجر ویا حوالی ۱۴ خرداد که سالروز رحلت امام هست و یا آنچه توسط سیاسیون و یا سایر چهرههای فرهنگی مطرح میشد، میدیدیم که این با آنچه که خود حضرت امام میگفت تفاوتهایی دارد.می دیدیم که تناسبی را که امام رعایت کرده و یا ضریبهایی که به بعضی موارد میدهد را کسانی که داعیه دارآرمانهای امام خمینی هستند در عرصة سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و غیره رعایت نکردهاند و یا اصلا به آن اعتقادی ندارند.
- مثلاً دقیقاً چه چیزهایی بود؟
- مثلاً در مجموعههای دانشجویی ما پیام بسیج امام را میخواندیم، یک جملة معروفی دارد که بسیج شجرة طیبه است، این را همه جا دیدهایم، بعد در یکی دو جمله بعد برای بسیجی مؤلفه میآورد؛ بسیجی ضدتحجر، ضد پول پرستی، ضد مقدس نمایی است. ما این گزاره را هیچ کجا نمیبینیم، و این پارامتر اصلاً مطرح نمیشود، ویا مخالفت با اشرافیت، مخالفت با سرمایهداری؛ اینها مواردی است که اتفاقاً امام روی آنها تأکید میکند. و یا مثلاً اسلام ناب و اسلام آمریکایی، از مهمترین واژگانی است که که در گفتار و اندیشة امام کاملاً مشخص بوده و بعد یک سلسله مواردی را برای اسلام ناب مطرح میکرده و یک سلسله موارد را برای اسلام امریکایی، ولی الان تقسیم بندی اسلام ناب و اسلام آمریکایی محجور مانده و خیلی کم استفاده میشود مگر اینکه مثلاً در دعواهای سیاسی بخواهد باب بشود.
ما برای شروع مطالعه مباحث امام، با پیامهای مناسبتی و یا پیامهایی که به اقشار خاصی میدادند شروع میکردیم؛ مثل پیام به هنرمندان که امام در آنجا تأکید میکنند که “تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی – علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد.”این پیامها نظیر منشور روحانیت، جام زهر، منشور برادری، پیام به هنرمندان و .. نقطهای بود برای شروع ما. که در هر کدام از اینها میفهمیدیم که فاصلهی زیادی وجود داد بین آنچه امام گفته است و آنچه میگویند امام گفته است. کاری ما این بود که به نسخه اصلی امام مراجعه کردیم.
- تا بحال چه کارهایی در این زمینه انجام دادید؟
- ما سعی میکردیم که در فضای دانشگاه دانشجویان به طور مستقیم با متون و سخنان امام ارتباط برقرار کنند. و برای این هدف چندینقالب قابل استفاده بود؛ از اولین قالبهایی که ما فکر میکردیم عمومی است و دانشجویان زود میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند قالب جزوات بود. یعنی ما برخی از پیام های امام را بصورت جزوه درآوریم و بین دانشجویان توزیع کنیم و یا حلقههای مطالعاتی پیرامون آنها تشکیل دهیم پیامهایی نظیر پیام قطعنامه، پیام به بسیج، پیام به هنرمندان، منشور روحانیت، منشور برادری و بقیة موارد.
- چند تاست؟
- به نظرم ۶-۷ تا میشود.
گزینه دوم این بود که ما در بررسی اندیشه امام میدیدیم که چند تا از گزارهها شاهکلید بحث امام است. یکی از مواردی که ما بیش از سایر موارد میدیدیم سرفصل اسلام ناب و اسلام آمریکایی بود. که امام در سخنان و پیامهای مختلفشان پارامترهای این سرفصلها را بر میشمارند. برای مثال در پیام قطعنامه پارامترهای اسلام آمریکایی را مواردی چون اسلامذلت و نکبت و یا حاکمیت سرمایه و سرمایهداران بر مظلومین و بسیاری موارد دیگر برمیشمارند. در این موارد هم جزواتی نظیر جزوه اسلام ناب یک و دو که گزیدهای از سخنان امام خمینی با همین شاهکلید بود تولید شد.
فعالیت ما در گام بعدی پیوند زدن این مباحث با وظایف جنبش دانشجویی بود. جنبش دانشجویی ویژگیهایی دارد که یک ویژگی بارز آن آرمانخواهی است و این آرمانها و حس آرمان خواهی را باید در این شرایط برای اینکه دانشجو در محافظه کاری گیر نکند به او نشان داد و این آرمانخواهی را میتوان در پیامهای امام نشان داد. برای مثال امام در پایان جنگ، در حالی که شاید برخی احتمالا به دنبال عافیتطلبی بودند، صحبت از آرمانهای والا و جنگ دیگری به نام جنگ فقر و غنا میکند. این مباحث باعث زنده شدن حس آرمانخواهی در جوانان میشود. هر چند که به علت جوانی این روحیه تا حدی نیز وجود دارد.
- پس روی پیامهای امام کار کردید، دورههای مباحثه شما به چه شکلی بوده است؟
- محوریت اصلی همین جزوات بود. جزوه برای انتشار عمومی و آشنایی اولیه مخاطب با مباحث امام صورت میگرفت. بعد خیلی از دانشجویان میآمدند میگفتند که آیا امام چنین مباحثی هم دارد؟! برای مثال برخی میآمدند و میگفتند که “من فکر میکردم که امام یک عارف گوشهنشین بوده”! یکی میآمد و میگفت که یعنی چی اینکه امام میگوید “خوندلی که پدر پیرتان از دست این متتحجرین خورده است از هیچ دستهای نخورده است” یا مواردی از این دست که برای خیلی از دانشجوها جذاب بود. قدم اول ما این بود که دانشجوها را با خود صحبتهای امام آشنا میکردیم.بعد از این ما جلسه های بحث و گفتگو داشتیم. یعنی کنار این مباحث بچه ها میآمدند، جلسه تشکیل میدادند، هرکس صحبتها و برداشتهای خود را بیان میکرد، در این فضا ممکن بود برای بعضیها سؤالاتی پیش بیاید.برای مثال عرض میکنم که مثلا مطرح مشد معنی جنگ فقر و غنا چیست؟ این با نگرش مارکسیستی چه تفاوتی دارد؟ خود این مباحثهها این زمینه را بوجود میآورد که سؤالات بچه ها مطرح شود، چالش جدی صورت بگیرد، بقولی در آن فضا آزاد فکری باشد و هر کس علاوه بر سوال نظرش را هم بگوید. درنهایت ما هر دو سه جلسه از یک استاد استفاده میکردیم تا کسانی که روی کل آثار امام مطالعه داشتهاند این شرایط را برای ما توضیح بیشتری بدهند.
- یعنی یک پیش مباحثهای میشد و بعد با یک استادی صحبت میشد؟
- بله، یعنی خود متون محور قرار میگرفت، بچه ها صحبت میکردند و هرچند جلسهای یک استاد میآمد و به سؤالات بچه ها جواب میداد. ولی آنجا هم همان حالت چالشی حفظ میشد.
مبحث دیگر این بود که اصلاً خود ما شروع به خواندن بیست و یک جلد صحیفه میکردیم، یعنی کارگروه شکل میگرفت با محوریت خواندن بیست و یک جلد. کاری که ما انجام میدادیم این بود که مثلاً جلد یک را به چند قسمت تقسیم میکردیم و بعد مثلاً سهم هرکسی پنجاه صفحه میشد که خواندن پنجاه صفحه در یک هفته کار خاصی نیست، نکات مهم و برداشتها و سوالات .. استخراج و ثبت میشد، بعد در جلسه هرکس میگفت مثلاً در این پنجاه صفحه من این محورهای مهم را پیدا کردم، این سؤالات من بوده، این مواردی بوده که درس گرفتم و… .
البته این روش باید در کنار الزاماتی باشد برای مثا یک نکته که باید درنظر گرفته شود این است که دانشجویان باید برهه های تاریخی را نیز نگاه کنند. چند مبحث وجود دارد؛ یکی اینکه نگاه تاریخی را حفظ کنند، چون بالاخره امام یک شخصیتی بوده که متناسب با فضای سیاسی و اجتماعی آن موقع صحبت میکرد. مثلاً امام در جایی میگوید اعلیحضرت شاه، کسانی که یک نگاه کاملی به اندیشه دینی و نیز سیر تاریخی مبارزه نداشته باشند تعجب میکنند که چرا امام گفت اعلیحضرت شاه؟! مگر امام با شاه مخالف نبود؟! این مسئله برای خیلی از بچه ها رخ میدهد. لذا در چنین زمانهایی استاد حضور پیدا میکرد.
- حالا که این مسئله را مطرح کردید پس دلیل اعلی حضرت گفتن امام را هم بفرمایید.
- امام برای اینکه هم همیاری مردم را داشته باشد و بتواند فضای مردمی را توجیه کند و هم اینکه بالاخره مراحل امربه معروف این است که اول کار بگوید آقای شاه مثلاً این کار را نکن، و مرحله به مرحله شدت عمل را بیشتر کند. درنهایت امام اندیشه دینی را کامل مطرح میکند میگویدو ذهنیت مردم را میسازد که اصلاً اسلام با شاهنشاهی مخالف است.
در خیلی از موارد هم جوابها در لابهلای سخنان امام موجود است. مثلاً امام درمواردی به چیزهایی استناد میکند و اگر کسی بخواند میگوید اینها که اصلاً در اندیشة دینی مطرح نیست. مثلا مگر ما با قانون اساسی آن موقع موافق بودیم که امام به آن استناد میکند؟! بعد امام خودش پاسخ میدهد که من بنا به قاعدة “ألْزِموُهُمْبِماألْزَموُاعَلَیْهِأنْفُسَهُمْ” دارم این کار را انجام میدهم، که اگر شاه به همین قانون اساسی هم پایبند بود نباید اینگونه عمل میکرد. ممکن است بعضی وقتها سؤالاتی ایجاد شود که چرا چنین مباحثی از این دست اتفاق افتاد که با درنظر گرفتن شرایط تاریخی و هم درنظر گرفتن اندیشة دینی امام (که کار متخصصین امر است) قابل حل است. و همچنین تجربه ای که ما داشتیم نشان داده است که اگر کسی بتواند یک چارچوب فکری از شهید مطهری داشته باشد معمولاً درک صحبتهای امام و روند تاریخی امام برای او خیلی راحتتر است.
قالب دیگری که میتوانیم پیگیری کنیم این است که محوریت را فضای سیاسی-اجتماعی آن موقع بگذاریم که کنار آن صحبتهای امام مطرح میشود. چرا این را پیگیری میکردیم؟ زیرا همزمان با حرکت امام جریانهای دیگری فعال بودند، جریانهای ملی مذهبی بودند، جریانهای مارکسیستی-کمونیستی بودند، جریانهای روشنفکری بودند، این موارد هستند، اما میبینیم که هیچکدام از آنها توانایی جذب این تودة مردم را نداشتند. بالاخره آن چیزی که مردم را پای کار آورد اندیشة دینی بود و مطمئناً هم به رهبری امام خمینی بود. مقایسة تطبیقی بین این جریانها مؤلفههای امام را خیلی بیشتر مشخص میکند. مثلاً این مؤلفه ها چه بود؟ برای مثال یک مورد مردمی بودن امام است، اینکه مخاطب امام مردم بود و نه یک عده خواص، اینکه انقلاب را با مردم میتوان پیش برد. این قضیه در اندیشة سیاسی امام هم مطرح میشود و کلمة جمهوری کنار اسلامیت قرار میگیرد و بعد میبینیم که اصلاً مردمی بودن مبتنی بر خود اسلام است، کجا مطرح میشود؟ آنجا که امام میگوید کلمة دموکراسیها اگر باشد این به معنی این است که اسلام مردم ندارد و این توهین به اسلام است.و مباحث دیگر نظیر ضدیت با استکبار و استبداد به طور همزمان، عدم وحدت سیاسی با هر گروه و عقیدهای، تحجر ستیزی، التقاط ستیزی و غیره از جمله قسمتی از این مولفههاست.
معیارهای دیگری هم هست که کنار این مباحث مطرح میشود. چه زمانی میتوانیم به این مؤلفه ها و معیارها بهتر برسیم و آنها را بهتر درک کنیم؟ زمانیکه مقایسه تطبیقی انجام دهیم؛ یعنی خواندن تاریخ و جریانشناسی گروههای آن موقع و مقایسه هر کدام با خط اصیل نهضت امام خمینی.
- آیا به شاخصهایی هم میرسیدید؟
- بله، اگر بخواهیم فایدههایی که در این کار است را نام ببریم اولین نکتهای که گفتم همین بحث پیدا کردن آرمانهای اسلامی است که مخصوصاً هرچه با زندگی امام جلو میرویم و شرایط عوض میشود امام آرمانها را کامل و اهداف را واضحتر مطرح میکند.پس یکی مبحث پیدا کردن آرمانهای انقلاب اسلامی و شاخصهای حرکت جمهوری اسلامی است. یکی دیگر از مزایای این مطالعات این بود که جایگاه و اولویتبندی ارزشها و آرمانها نیز به دست میآمد. برای مثال حال که نزدیک انتخابات نیز هستیم، میتوان به سخنان امام روح الله مراجعه کرد و مشاهده کرد که امام برای یک نماینده اصلح چه شاخصهایی را مطرح میکنند.
دومین چیزی که عاید خوانندگان میشود این است که مبتنی بر اندیشه دینی و در فضاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و غیره ما چگونه عملکردی باید داشته باشیم. هر فردی من جمله دانشجویان نیاز به یکسری اصول برای حرکت در فضای سیاسی-اجتماعی دارند، این قواعد را از کجا باید درآورد؟ خیلی از موارد تدوین نشده است که دانشجوها با مطالعه و دقت در آثار و سیره امام این قواعد و اصول را استخراج میکردند. البته باید با این وجهه هم نگاه کرد که امام یک عارف بود، امام یک فقیه بود، امام یک سیاستمدار بود. امام نمونه یک سیاست اسلامی و انقلابی را به نمایش گذاشت و بدست آوردن این مولفهها یکی از مهمترین فایده های مأنوس بودن با صحبتهای حضرت امام است. و البته پس از آن این موارد نیز با اساتید در میان گذاشته میشد و مباحث با استفاده از آنها تکمیل میشد.
- استادان چه کسانی بودند؟
- گاهی اوقات اساتید در هرجلسه ثابت بودند نظیر برخی جلسات که از آقایان ترکشدوز یا کوشکی استفاده میشد و گاهی نیز به صورت موضوعی به اساتید مختلف یا آثارشان رجوع میشد نظیر خانم رجاییفر، حجت السلام غریبرضا، حجت الاسلام نبوی، سردار قاسمی و غیره. و نیز مجموعههایی هم بودند که روی این مبحث کار کرده بودند و از آنها استفاده میکردیم (مثل برخی مجموعههایی در دانشگاه امام صادق) و قسمتی هم کارهای تدوینی خود بچهها بود مثل همان جزوه اسلام ناب که تولیدی کانون قرآن عترت دانشگاه زاهدان بود.
- فضای دانشجویی فعلی در مورد امام چگونه است و نقاط قوت و ضعف آن چه چیزهایی است؟ فضای دانشجویی در مورد امام چگونه فکر میکند و چه کاری باید انجام دهد؟ آیا فضای خوبی دارید و ارتقاء یافته است؟
- باید آن را نسبی درنظر گرفت. در این چند سال اخیر حبّ و دلبستگی دانشجویان نسبت به امام افزایش پیدا کرده است. یعنی اگر جریانهای دانشجویی را با مثلاً ۷-۸ سال گذشته مقایسه کنیم می بینیم که در آن موقع جریانهای دانشجویی جدی بودند که اصلاً امام را نقض میکردند و یا چهرههای سیاسی میدیدیم که میگفتند مثلاً امام برای موزهها خوب است. اما بعد از آن می بینیم که شرایط عوض میشود، یعنی با پیشرفت زمان دیده میشود که حبّ ملت درحال افزایش است. اما این مسئله ما را بینیاز آسیبشناسی نمیکند.
یکی از این محورها این است که چقدر برخورد ما شعاری است؟ یعنی مثلاً میگوییم امام را دوست داریم، چه جور دوست داشتنی؟ دوست داشتن برای قاب عکس! امام برای این نیست که بَکگراند گوشی یا صفحه لپتاپمان باشد، امام برای این نیست که عکس ایشان وسیلة تزئین اتاقمان باشد، امام برای این است که اصول آن را بخوانیم و با آن عمل کنیم. اصلا مباحث امام وآرمانهایش یک سبک زندگی و سبک عمل به ما میدهد.
لذا درست است که از امام یکسری شعارها و آرمانها گرفته شده اما گاهی احساس میشود که فضای دانشجویی به یک فضای شعارزده نزدیک شده است. ما باید هم عمق را بیشتر کنیم و این آرمانها را در زندگی شخصی و سیاسی و یا ابعاد مختلف جمهری اسلامی پیاده کنیم. یعنی اول شناختن چارچوب و نظام فکری امام که در این برهه زمانی برای ما خیلی اولویت دارد. و دوم اینکه بفهمیم آرمانها و الگوی امام در فضای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و غیره چه بودهاست؟ سوم اینکه هم این آرمانها را در حیطه خودمان اجرا کنیم و در حیطههای غیر مربوط به خودمان از مسئولینش مطالبه کنیم.
- چه مباحثی در اندیشة حضرت امام وجود دارد که چالشبرانگیز است؟ یعنی در دانشگاهها و فضای آکادمیک یک مناقشة جدی است که باید روی آن کار شود؟
- اول از همه چون کلمه مناقشه را آوردید یک نکته را بگویم و آن اینکه ترس ما این است که امام خرج یکسری مناقشات سیاسی بشود. این ترسی بوده که در این ۳ سال حداقل برای من وجود داشته است، اینکه فضای سیاسی دوباره یک گوشهای از شخصیت امام را برای بحث دیگری بگیرد و سایر مباحث را رها کند و امام مظلوم واقع شود، این اولین بحث است.و با توجه به سابقهی حضور دانشگاه میگویم که هرمقداری که روی اندیشه و آرمانهای امام کار بشود کم است. فقط باید این الزام را داشته باشد که اگر میخواهد روی امام کار بشود همه ابعاد اندیشه امام مطرح شود و جامعیتش حفظ شود و از امام سوء استفاده برای مقاصد سیاسی نشود.اگر بخواهیم صادقانه بگوییم امام در خیلی از روابط و برداشتهایی که برای ما عادی و تبدیل به اصول شده بود چالش کرد. امام مبتنی بر اندیشه انقلابی شیعی چالشهایی در قرن ایجاد کرد که هنوز که هنوز است باید روی آنها کار شود. و چون این چالشها منافع افرادی از مسکتبران خارجی تا زالوصفتان و ملتقطان و متحجران و مرفهان بیدرد و … را هدف قرار داده بود در حیطههای مختلف مناقشات جدی بین جبهه امام و سایر جبههها وجود دارد. و اینجاست که باید علاوه بر اثبات حقانیت مباحث مطرح شده توسط امام و نیز عمق تئوریک آنها، ساز و کارهای رسیدن به آن آرمانها را نیز بدست آوریم. همچنین به نظرم برای جلوگیری از تبدیل صحبتهای امام به برچسب های سیاسی، مجموعههای دانشگاهی و حوزوی باید مباحث و کلیدواژههای تولیدی امام خمینی را مبتنی بر نظام فکری خود ایشان تفسیر و تبیین کنند تا هر کسی با هر نیتی نخواهد از امام در جهت منافع شخصیاش استفاده ببرد.
- آیا در مورد انتخابات آینده صحبتی دارید؟ شاخصهای امام، شاخصهای خط امام؟
- شاخصهای امام در بین صحبتهای خود امام موجود است و باید به همانها رجوع کرد که اخیرا جنبش عدالتخواه دانشجویی جزوهای با موضوع صحبتهای امام خمینی در مورد انتخابات مجلس و وظایف کاندیداها و مردم، به نام «انتخاب روشن» تهیه کردن است که از روی سایت عدالتخواهی قابل دریافت است. اما به نظرم با توجه به شرایط کنونی چند نکته اهمیت بیشتری مییابد. اول از همه اینکه این را باید مردم و دانشجویان ما بدانند که در نگاه امام خمینی، رأی دادن لیستی امری مردود بود. امام در این زمینه میفرمایند که: “«کى و از کجاست» مطرح نیست، از هر گروهى باشد، حزب باشد یا غیرحزب، نه حزب اسباب این مى شود که غیر آن فاسد، و نه صددرصد حزبى بودن باعث صلاح آنهاست”. و البته امام معیارهای کاندیدای اصلح را نیز تعیین میکند. امام انتخابات را صرفا جولانگاه سیاسی چند حزب و کاندیدا نمیدانست بلکه انتخابات را عرصهای برای حضور آزادانه و آگاهانه مردم میدانست تا مردم با شناخت درستی از کاندیداهای موجود به آنهایی رأی دهند که اصلح باشند. مهمترین این معیارها به نظرم عبارتند ازتعهدبهاسلام، شناختن سیاستواحتیاجاتومصالحومفاسدکشور، لمسطعمتلخفقرومحرومیتو اعتقاد به سیاست «نه شرقی، نه غربی». همچنین در مورد حضور آزادانه مردم میفرمایند :” مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند.” که به نظرم این مورد اخیر نیز از مواردی است که این چند روزه باید دوباره برای گروههای مختلف مخصوصا رسانهها و احزاب سیاسی مورد بازخوانی قرار گیرد.
به نظر انتخابات هرچند در ظاهر یک مقطعی برای تعیین شدن چند نماینده مجلس است اما “فرصت” بسیار خوبی برای مطرح شدن معیارهای خط امام در جامعه و سنجش میزان سنخیت هر فرد و کاندیدا با آن است. در مقطع انتخابات درگیر شدن در مباحث سیاسی سطحی نتیجهای جز غفلت از فرصت مهمی چون مطرح کردن شاخصهای اسلام ناب در بر ندارد.