انواع استفاده و سوء استفاده ما از سخنان "آقا"

داخل یک جلسه بودیم. جلسه حول رویکردهای آینده یک جمع تشکیلاتی بود. نظرات مختلفی رد و بدل شد. از جنس اینکه الان وظیفه ما چیست. مهمترین  مسئله و مشکل مردم و نظام اسلامی چیست؟ و خیلی از مباحث فکری دیگر که ضرورتی برای گفتن در اینجا وجود ندارد. انتهای جلسه بود و پس از کلی بحث، برخی موارد نظیر مشورت با برخی صاحبنظران و نیز مطالعه برخی کتب شد. انتهای بحث، بنده یک پیشنهاد دادم و گفتم از یک طرف عدالتخواهیم از یک طرف ولایت‌مدار،  بیاییم و کتاب قاموس عدالت را بخوانیم(حتما اطلاع دارید که قاموس یک دستبه‌بندی از تمام سخنان رهبری انقلاب در طول مدت رهبریشان تا سال 84 میباشد)... هنوز جمله تمام نشده بود که یکی از دوستان آنچنان من را مخاطب قرار داد که انگار گفته باشم برویم آیات شیطانی بخوانیم! و گفت که" ما ولایت در عقیده و نظر نداریم". و جالب این است که این جماعت(که خود نیز به نوعی از ایشان هستم) زمانی که میخواهند دیگران را نقد کنند از جمله مواردی که حتما در نقدهای خویش می‌آورند این است که دیگران به سخنان "آقا" توجهی ندارند. و یا ایشان ولایت‌پذیر واقعی نیستند و در عرصه عمل رهبری را تنها میگذارند.

این روایت خیلی مختصر بود از یک نوع برخورد ما با سخنان رهبری و نسبت آن با اعمال و اشعار(شعارهای) ما. هر تشکلی و یا شاید بهتر باشد بگوییم هر آدمی به یک نوع با سخنان رهبری مواجه میشود. افرادی که کلا راحتند. کلا یا مطالعه نمیکنند یا اگر مطالعه کنند سخنان "آقا" را علمی و در سطح بالا برای مطالعه نمیدانند! عده‌ی دیگری گاهی اوقات به برکت اخبار شبانگاهی و نیز تیتر روزنامه‌ها سخنان ایشان را نگاهی می‌اندازند. عده‌ای دیگر سخنان را کامل یا گوش می‌دهند و یا می‌خوانند. از میان کسانی که میخوانند باز یک گروهی سطحی میخوانند و یک گروهی تحلیل میکنند و محور استخراج میکنند و نسبت به سخنان قبلی میسنجند و چراغ برای آینده استخراج میکنند. عده‌ای پس از هر سخنرانی شروع میکنند به برنامه‌ریزی برای عملیاتی کردن سخنان "آقا" و معمولا هم کل کارهای قبلی خود را زیر سوال میبرند.(!) و این جریان پشت‌پا زدن و کنار گذاشتن فعالیت‌های قبلی و دست به کار نو زدن پس از هر یا چند سخنرانی تکرار میشود! و صد البته میتوان انواع حالات دیگر را در نظر گرفت. اینکه نوع رابطه چگونه باید باشد در خیلی موارد برمیگردد به نوع نگاه فرد و تشکل مربوطه به جایگاه ولایت در نظام امت و امامت و گاه به اراده و حس و حال طرف(ضمن اینکه نوع عمل را نام نبردیم که اگر میبردیم باید چندین حالت دیگر اضافه میکردیم). گاه آنقدر در ولایت‌پذیری و ذوب در ولایت شدن، به اصطلاح خودشان، پیشروی میکنند که منتظرند "آقا" بگوید" بروید مطالعه هم بکنید!" اگر "آقا" نگوید، آنگاه مطالعه بی‌مطالعه! و یا اینکه از یک طرف دیگر آنقدر افراط میکنند که وقتی میگویی عمل به دستورات رهبری میگویند اینجا حوزه نفوذ نظر رهبری نیست(البته این حرف برای برخی حوزه‌ها که وظیفه امت است با برخی ملاحظات درست است). باید این رابطه را استخراج کرد. فتأمل! و اما ادامه...

و اما به زعم بنده بیماری‌ای که مشتاقان انقلاب و آن هم از یک طیف خاص مدتها و اخیرا با شدت بیشتری به آن گرفتار آمده، نه نخواندن سخنان "آقا" که "خواندن و عدم استفاده" و یا "خواندن و استفاده نادرست" و گاها "سوءاستفاده" از سخنان است که میتوان گفت استفاده در جهت سیاست‌های خود و نه "آقا" . الزاما این نوع برخورد منفاقانه و استفاده ابزاری خودآگاهانه نیست(که صد البته درصدی‌اش هست). که به صورت ناخودآگاهانه و اکثرا با توجیهات شرعی نیز انجام می‌پذیرد.

برای مثال نگاهی به سایتهای اینوری از هر چند نوعشان، و اونوری بیاندازید. بعد بروید مقایسه کنید با مثلا با سخنان "آقا" پیرامون غیبت با ابزار قلم و رسانه‌ی جدید. میبینید که تقریبا اکثر سایتهای اینوری در قسمت خبر آن را کار کرده‌اند. ولی به چند خبر بعدی نکشیده که شش تا خبر خصوصی از جلسات خصوصی فلانی با فلانی به نقل از فلانی زده اندو... و یا بروید سخنرانی امسال "آقا" در دیدار با دانشجویان را بخوانید. و قسمت نسبت رهبری با حرفهایی که میگویند خصوصی به خواص گفته‌اند.۱ بعد میبینی کد آوردن از ایشان نقل محافل و مبنای تحلیل و موضعمان است. البته توجیه میکنم. مثلا میگویم که فلانی آدم موثقی است و قس‌علی‌هذا. و مثال امروزی‌اش که بسیار به آن پرداخته شده است، "اصلی کردن مسئله فرعی...".۲ یا بروید همین مسئله طرح مسائل فرعی به جای مسائل اصلی را ببینید. چوبی شده در دست هر ادم مصلحت‌اندیش توجیه‌گری که جلوی نقد به دولت و یا نقدهایی که خود مایل نیستند را بگیرند و جالب اینجاست که خود غیر اولی‌ترین مباحث را به اصلی‌ترین مسائل تبدیل میکنند و کلی جنجال و حواشی در کنارش و در نهایت همان مصداق جزئی میشود ملاک شناخت فرد بی‌بصیرت و غیرخودی از بصیر و خودی.

این کف کار بود. که میبینید چه راحت سخنان ایشان زیر پا گذاشته میشود. و یا ابزار(شما بخوانید چماق) میشود بر سر کسی که نمیخواهی سر به تن او باشد.

و حال آنکه انتظاری که از امت میرود این است که بنشینند، نه سرسری که با دقت سخنان "آقا" را بخوانند، بحث کنند، تحلیل کنند، با شرایط روز بسنجند، با دیگر سخنان ایشان بسنجند، و توشه بردارند و ادامه مسیر خود را تشخیص دهند. و صد البته معمولا  خطری که در کنار این بحث‌ها وجود دارد این است که جلسات به یک جلسات صوری تبدیل شود. و همه مقدمات به گونه‌ای چیده بشود که به نظر "آقا" برسیم و گاه بیشتر به مراد خودمان. مطمئنا این جمله به معنای اشتباه بودن سخن رهبری نیست. بلکه بیشتر نشان از رویکرد امت برای توجیه کم‌کاری و یا پوشاندن بی‌عرضگی‌های خود میباشد تا بی‌بصیرتی‌ها و عدم اطلاعهای خود را پشت موافقت با نظر رهبری پنهان کند. و گاه دیده میشود که طرف نمیتواند حرف را تحلیل کند و همانند یک غریق به هر چیزی دست می‌اندازد، حتی اگر خلاف اخلاق و ... باشد، تا مگر به مراد خود برسد.

۱) مبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.(+)
۲) مسائل اصلى را بايد شناخت و مسائل فرعى را اصلى نكرد؛ نه اينكه مطرح نكرد؛ نه، مسائل فرعى هم بايد طرح شود؛ همه‌ى جزئيات بايد طرح شود؛ اما اصلى نشود و ملاك مخالفت و موافقت قرار نگيرد. ملاك موافقت و مخالفت، صراط مستقيم حق است، اسلام است، تشرع است، تدين است، پايبندى به مبانى انقلاب است، پايبندى به آرزوهاى امام و اهدافى است كه امام ترسيم كردند؛ مقابله‌ى با مستكبرين است، بدبين بودن به مستكبرين است. يعنى بدانيم كه دشمن ما كيست. اينجور نباشد كه ما با رفيق و برادر خودمان كه مثلاً اينجا نشسته، بنا كنيم مخالفت، اما دلمان با آن مستكبر، با آن بى‌حياى مخالف همراه باشد، از او كمك بخواهيم، به او اعتماد كنيم؛ اينجورى نباشد.
(+).
 پ.ن:
 قسمت جستار سایت خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر را ببینید.
مرتبط:بیست روایت از سیدناالقائد پیرامون جنبش دانشجویی / تعدد آقا /

عبرتهای یک دوره مبارزه با قانونی شدن حاکمیت سرمایه/دانشجوی پولی

پس از طرح و تصویب دانشجوی پولی در برنامه پنجم توسعه، علی‌رغم کلیه تلاش‌های جریان عدالتخواه دانشجویی نکاتی به ذهن میرسد که مطرح میکنم امیدوارم که عبرتی و درسی باشد برای آینده.

»» بار که زمزمه‌های قانونی شدن پذیرش دانشجوی پولی مطرح شد در سال 82 بود. زمان مصادف با حاکمیت دولت اصلاحطلب و مجلس ششم اصلاحطلب.(بررسی و گنجانده شدن در مجلس ششم و تصویب در مجلس هفتم) و در قالب برنامه چهارم توسعه‌ای که چند جلد مبانی‌اش به دستور رهبر انقلاب(مدظله) خمیر میشود. و بار دوم در زمان اصولگراها، این طرح در قالب برنامه پنجم به مجلس اصولگرا فرستاده میشود و تصویب میشود. شاید مرتبط: چپ، راست، کارگزار؛ علیه خدمتگذار!!

»» رئیس جمهوری محترم در سال بیست آذر 84 میگویند: احمدی نژاد با دانشجوی پولی به شدت مخالف است. نمیدانیم دم خروس را باور کنیم یا قسمت حضرت عباس را؟!(+) (+)
البته ایشان مدتی پیش و در جمع دانشجویان مجددا مخالفت خود را پولی شدن دانشگاه‌ها اعلام کرده بودند. و اینبار حرف از دعوت از مسئولان و وزرا برای پاسخگویی به دانشجویان زده بودند. نمیدانم دیگر باید چه گفت. طرح را دولت در قالب برنامه پنجم میدهد و بعد رئیس جمهور با پولی شدن طرح اعلام مخالفت میکند!!.(البته برای حسن ظن باید گفت ایشان که نگفته دانشجوی پولی بلکه گفته پولی شدن دانشگاه، که خب الان هم دانشگاه برای عده‌ای پولی نیست!) و ماجرای جالبتر پیشنهاد ایشان به دانشجویان برای دعوت از وزیران در دانشگاه است. خوب است خود ایشان سابقه‌ی از حضورشان در دانشگاه و پاسخ به سوالات دانشجویان را ذکر کنند. یا مثلا از عدم حضور ایشان در جمع اتحادیه‌های دانشجویی طی پنج سال گذشته سخن میگفتند تا برخی مثل ما که خیلی سوء ظن ندارند، حرفهایشان را باور نمیکردند(+).1

»» و جالب است که در حین بررسی طرح چندین بار از  هیأت رئیسه مجلس برای پاسخگویی به سوالات دانشجویان دعوت به عمل می‌آيد. اعلام آمادگی پیش‌کش حداقل جواب رد را ارسال میکردید! اصولگرایی و ولایتمداریتان ما را کشته است!

»» در سال 83 و 84 که بحث دانشجوی پولی مطرح میشود تعداد بسیار زیادی از دانشجویان از دانشگاه صنعتی اصفهان اعلام مخالفت میکنند. این مخالفت به تحصن مقابل مجلس می‌انجامد. مقایسه بین مخالفت گستره بدنه دانشجویی و بی‌تحرکی و گاه موافقت بدنه دانشجویی در امسال نشان از بی‌توجهی دانشجویان به مسائل طبقه محروم و نیز حتی خود دارد. که البته روند ناعادلانه کنکور و برخی سیاست‌های فرهنگی ج.ا.ا در این سالها در این بی‌حالی و بی‌دغدغگی و تغییر طبقه دانشگاهی به سمت طبقه مرفه به جد موثر بوده است. این یک زنگ خطر جدی برای انقلاب است.(+) و (+) (+)

»» در تحصنی که در بند قبل ذکر شد یکی از نمایندگان اصولگرا آمده بود و متحصنان را نصیحت کرده بود و گفته بود که چاره‌ای نیست جز حرکت به سمت سرمایه‌داری و لیبرالیسم!(نقل به مضمون) واقعا اینگونه است؟

»» باید منتظر بود که چرخه پول، مدرک، اعتبار و جایگاه به صورت صعودی تأثیر خود را بر ترکیب جمعیت قشر دانشگاهی و نخبه کشور بگذارد و وضع را از اینکه هست بدتر کند. باید منتظر معظلات بعدی این طرح نظیر فروکش کردن جنبش‌های دانشجویی، حذف مستضعفان از سیستم تحصیلاتی، حاکمیت طبقه مرفه بر پستهای کلیدی اجتماع و حکومت، افزایش فاصله طبقاتی، کند شدن حرکت علمی کشور، خدشه به جایگاه‌های علمی دانشگاه‌های برتر و بسیاری دیگر از موارد بود.

»» طی این مدت از سال حاضر که از مطرح شدن و تصویب قانون دانشجوی پولی میگذرد، مجموعه‌هایی به این قانون ناعادلانه اعتراض کردند و اجر پیگیری حقوق رنج‌کشیدگان جامعه را بردند. و اما امان از این کسانی که عدالت را فقط بازیچه‌ی اهداف سیاسی و قدرت‌طلبی‌های سیاسی و جناحی خود قرار میدهند. بارها برای موضوعات کوچکتر جنجالهای رسانه‌ای بزرگی به راه انداختند و بیانیه دست جمعی دادند و هزار کار دیگر. اما دریغ از این فضا برای دانشجوی پولی جز چند مصاحبه کار دیگری بکنند. کل عدالت را به برخورد با چند شخص خاص تفسیر کرده‌اند و بس.

»» جریان دانشجویی به شدت درگیر فضاهای کاذب، احساسی، سیاسی، رسانه‌ای و غیر اولی شده است. و نیز به شدت سطحی. اولویتهایش را جریانات سیاسی و هیاهوهای رسانه‌ای تعیین میکند. انگار هنوز تأکیدهای رهبری بر داشتن تحلیل و اصلی فرعی کردن و تصمیم‌‌ساز بودن و گفتمان‌ساز بودن به گوش برخی نخورده مگر زمانی که بخواهند کسی را متهم کنند. و ماهی خود را آب بگیرند. و معدود کسانی هم که در این گرداب سرگیجه‌نگرفته‌اند، خطر راضی شدن به دست‌آوردهای دیگران و استفاده از لقمه آماده تهدیدشان میکند.

»» یکی از دوستان تماس گرفته بود و در مورد یکی از همین دعواهای سیاسی و رسانه‌ای سطحی میگفت که چرا اتحادیه شما بیانیه‌ای را که دیگر اتحادیه‌ها نوشته‌اند را امضا نمیکند. و ادامه دادند که این موضع شما باعث میشود برخی گمان کنند بین اتحادیه‌های دانشجویی افتراق هست. در ذهن خود داشتم روز تجمع را مرور میکردم که یکی از دوستان تماس گرفت و گفت که فلان خبرگزاری را دیده‌اید. گفتم خیر.. رفتیم مشاهده کردیم دیدیم تیتر یک زده "4 اتحاديه دانشجويي در تجمع امروز مقابل مجلس شركت نمي‌كنند".(+) (ادامه را خود روایت کنید) حال بماند که هجم توجیهات و حمله‌ها پس از آن تجمع تا به امروز مقابلمان قرار گرفته است. درسی شد که دیگر با هر کسی برای هر موضوعی دست ندهیم. رعایت حدفاصل‌ها و عدم اعتماد بیش از حد و نیز مبانی تئوریک کارها و شناخت معیارهایش کارهایی است که باید در فضای آرامش انجام گیرد تا میوه‌هایش را بتوانی در طوفان بچینی.

1) هرچند که طی این مدت دلمان از دست طرح‌های لیبرالی دولت برای اختصاصی سازی و رهاسازی(به جای خصوصی و مردمی سازی) خون است اما نباید بقیه کارهای عدالتخواهانه‌اش را فراموش کنیم. و مجلس نیز هر چند که این طرح ضد عدالت و تبعیض‌آمیز را تصویب کرد اما نباید مانع بشود که ایستادگی‌هایش را در مقابل تلاش دولت برای خصوصی‌سازی مواد اصل 43 قانون اساسی نادیده گرفت.

تریبونی برای تودهنی زدن به فاشیستها+ملاک گروه های منحرف از زبان امام

"ماجرا از اینجا شروع شد. در 22 یک عده دیکتاتور دروغگو، علیه رأی مردم کودتا کردند. بعد از آن هم به نام اسلام مردم را ذبح کردند. و آنها را با باتوم زدند.  این گروه با شعار اسلام، با تکبیر، با رفتن به سمت مراجع، با علم کردن عاشورا، با علم کردن قانون، با علم کردن قانون اساسی، با حرف زدن از امام و خط امام،  میخواستند "جمهوری" را از "جمهوری اسلامی" جدا کنند. میخواستند به اصطلاح خودشان یک حکومت اسلامی نخبگانی اسلامی تشکیل دهند. البته از نوع اسلام آمریکایی!(هر چند که گروه‌های دیگری نیز از کافر و کمونیست و ... در آنها  بودند)  میخواستند سر مردم را ببرند. اما امت حزب الله اگر یک روز به پای اسلامیت نظام ایستاد و سینه سپر کرد و خون داد الان هم برای جمهوریت نظام ایستاده است و خون میدهد. "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه زیاد، نه یک کلمه کمتر". ماجرای این دیکتاتورها ادامه پیدا کرد تا اینکه مردم در نه دی تودهنی محکمی به این روشنفکران زدند. روشنفکرانی که هیچ اعتقادی به مردم نداشته و ندارند. چند سال به اسم مردم حکومت کردند و به اسم مردم خوردند اما حال مقابل مردم قرار گرفته‌اند. خلاصه ماجرای 22 خرداد تا نه دی همین بود."
این ابتدای صحبتهایم در یک تریبون آزاد دانشجویی بود. و اما چند نکته و درس از این تریبون آزاد:

× ظاهرا امت حزب الله همیشه باید در موضع انفعال باشند و همیشه باید به شبهات پاسخ دهند! یک بار شبهه خدا و پیغمبر، یک دوره ولایت مطلقه فقیه، یک دوره انتخابات و یک بار هم خشونت پس از انتخابات! حداقل در این دوران پس از انتخابات جریان تاریک‌فکر ایستاده در مقابل مردم دوباره خودش را رسوا کرد و برای چندمین بار مقابل مردم ایستاد آن هم چه ایستادنی!، چرا حتی اینبار هم باید ما به سوالات و شبهات آنها جواب بدهیم.

× در این تریبون آزاد یقین پیدا کردم که از مهمترین نقاط ضعف سبزها مردم است. عنوان تریبون آزاد "از 22 خرداد تا 9 دی" بود. و جالب بود که معدود سبزهای جلسه میخواستند فضا را ببرند سمت 22 خرداد و یا نهایتا خشونت‌های(البته بسیاری‌اش به حق) پس از آن و برخی از بچه‌های مذهبی هم که اگر گل به خودی نمی‌زدند، نهایتا جوابی میدادند به شبهات این اقلیت سبز. و البته یکی از بدترین توهمات امت حزب الله همین است که "همه بدند" و "جامعه با ما نیست" و ما اقلیتیم و .... تبعات فراوان دارد این نگاه اشتباه. بماند.

× جلسه به مناسبت نه ده بود نه انتخابات. و جالب بود که هیچ کس از حماسه سازان نه ده صحبتی به میان نمی‌آورد. مردم و  بالاخص قشر مستضعف و پابرهنه. سبزها که جای خود دارند. اما از طرفداران جمهوری اسلامی در تعجبم. و جالب است که معیاری که امام برای شناخت جریانها و گروهک‌های منافق در وصیت‌نامه خویش میدهد همین است که بنگرید ببینید کدام جریان واقعا برای محرومان و  مظلومان تلاش میکند.۱

× وقتی به فضای رسانه‌های ضد انقلاب در داخل و خارج نگاه کنیم چند رویکرد اصلی را به وضوح میتوانیم در آنها مشاهده کنیم. پخش یأس و ناامیدی، کوبیدن دست‌آوردهای کلان نظام با استفاده از مثالهای سطح خرد و القای حس ناکارآمدی نظام، ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت با تفسیر دین بر علیه اقدامات حکومت، متهم کردن جریان انقلاب به توهم توطئه و توهم پنداشتن دشمنی مستکبران، اکثریت نشان دادن خود و تأکید بر افتراق بین حکومت و مردم با برجسته کردن برخی هنجار شکنی‌های برخی(نظیر حجاب و ...)، ایجاد تضاد بین مراجع و رهبری نظام، و مسائل ریز و درشت دیگر. و این مواردی بود که به وضوح میشد در صحبتهای افراد در تریبون مشاهده کرد. و جالب اینجاست که برخی از جریانات انقلاب اسلامی دستی دارند در تکمیل این پروژه‌ها.

× و در فضایی که دشمن قصد ناکارامد نشان دادن نظام و منحرف شدن از آرمانهایش را دارد، عدالتخواهی و آرمانخواهی چه سخت میشود. پیدا کردن مسیری که نه به مسیر تکمیل پازل دشمن منجر شود و نه افتادن  به مسیر مصحلت اندیشی،  نیازمند تأمل و شناخت دقیق اصول و شرایط زمان است.

× در قسمتی از زمان یکی از سبزها در بالای تریبون از انتقاد ناپذیری آقای خامنه‌ای میگفت و برخی مباحث دیگر. و در قسمتی میگفت که من نمدانم چرا همیشه تصمیات آقای خامنه‌ای علیه یک عده اندکی است... این را که شنیدم ایمانم به "آقا"ی خامنه‌ای بیشتر شد! البته یکی از دوستان رفتند بالا و گفتند شما از این عصبانی هستید که آقای خامنه‌ای بین رأی شمای شمال‌شهرتهران نشین و کپر نشین فلان روستا تفاوتی قائل نشده است.... و ما هم که گفتیم چه طور است دوستان دغدغه همان گروه اقلیت را دارند اما دغدغه مردمی که نه‌دی آمدند داخل خیابانها را ندارند و به آنها فحش میدهند. و میخواهند آنها را محکوم کنند. میخواهند بگویند ساندیس خور! خب البته آره ما ساندیس خوریم. (افزایش ایمان به خاطر این بود که به اینموارد بیشتر ایمان پیدا کردم: "آقا"ی خامنه‌ای عامه مردم و منفعت مردم و بالاخص مستضعفان و رنجدیدگان را در نظر میگیرید)۲

× و در ادامه گفتم که شما فحش میدهید که اینها حکومتی هستند. آره ما حکومتی هستیم! مگر میشود 1400 سال جامعه شیعی برای رسیدن به حکومت تلاش کند بعد ما بیاییم و دستی دستی آن را تحویل دشمن و یا یک عده اشراف بدهیم.اگر اینگونه است، آره ما حکومتی هستیم! و رفتیم سراغ ادامه بحث.۳

۱ "و اینجانب در اینجا یك وصیت به اشخاصی كه به انگیزه مختلف باجمهوری اسلامی مخالفت می كنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی كه مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، كه بیطرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان كه می خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و كیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و دولتهایی كه از آنان پشتیبانی كرده و می كنند وگروهها و اشخاصی كه در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می كنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان درپیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی كنید، و مطالعه كنیدحالات آنان كه در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی كنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید كدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند."(حضرت روح الله روحی له الفدا) (+)

۲ الان که مینشینم به حرفهای تریبون فکر میکنم یاد عهدنامه مالک می‌افتم که حضرت میگوید عوام جامعه را بر خواصش اولویت بده
۳ الان که فکر میکنم میبینم برخی از اینها اگر در دوران حکومت معصومین بودند احتمالا برای حکومتی نشدن، اموی میشدند.
پ.ن: پست قبلی دو تا اشتباه املایی یا تایپی داشت. اینها را بگذارید به حساب نیمه شب! و چشمان خواب آلوده!

مرتبط:بیانیه تحلیلی مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس در سالگرد حماسه‌ی مردمی ۹ دی//نه دی را چگونه روایت کنیم؟برای آن چه کنیم؟//

افسرانی برای همه زمینه‌های جنگ نرم

پس از آنکه فتنه سال گذشته رخ داد، انگار امت حزب الله تازه متوجه شد که در فضای مجازی ضعف‌هایی دارند. احساس دغدغه‌ی مقدس بسیار دوستداران جمهوری اسلامی در کنار این احساس ضعف کافی بود که در مدتی اندک فعالیت‌های بسیاری در محیط سایبر انجام گیرد. سیل ایجاد وبلاگ‌ها، عضویت در گروه‌های اینترنتی، فعالیت در شبکه‌های اینترنتی وب2 و غیره را باعث شد. البته در این کنار گسترش کلیدواژه "جنگ نرم" و البته برداشت حداقلی برخی افراد از اصطلاح  "نرم" به "فضای سایبر" به تنور اینگونه فعالیت‌های نامبرده میدمید و سربازان و افسران جنگ نرم را وامی‌داشت تا ساعت‌ها پشت کامپیوتر و اینترنت بنشینند و به انجام وظیفه مشغول باشند.

هر چند که خود بند بالا، از نگاهی دیگر یکی از فواید فتنه بوده است یعنی اینکه دیدی جامعتر به جنگ نرم بسیاری را متوجه ظرفیت‌ها و کاستی‌های حوزه رسانه انقلاب اسلامی نمود. اما خطر موجود در این میان عدم درک درست مفاهیم، رعایت نکردن اولویت‌ها، نادیده‌انگاشتن استعدادها و علاقه‌ها، هضم شدن در برخی قالب‌های مدرن و بی‌توجهی نسبت به قالب‌هایی که در کوره انقلاب قالب‌ریزی شده بود و برخی مسائل و نکات دیگر است.

رعایت نکردن اولویت‌ها: تذکر این نکته به معنای نادیده‌گرفتتن ضرورت فعالیت در فضای مجازی نیست. که اگر اینگونه بود خود نگارنده زودتر از همه از وبلاگ‌نویسی و حضور در شبکه‌های وب2 و برخی دیگر موارد دست میکشید. بلکه این فعایت باید در کنار فعالیت‌‌های دیگر گذاشته شود و میزان و نحوه این حضور سنجیده شود. پاسخ به سوالاتی که در ادامه می‌آید میتواند به رسیدن به این نسبت‌ها کمک کند. ×چند درصد از مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند؟ ×این دسترسی بیشتر در خدمت چه طبقه‌ای از جامعه است؟ ×این دسترسی ناظر به چه نیازهایی است؟ ×فضای مجازی تا چه میزان با فضای حقیقی جامعه ما تناسب دارد؟ ×قالب‌هایی که در اینترنت(حداقل تا امروز) استفاده میشود، تا چه میزان میتواند پاسخگوی اهداف انقلاب اسلامی باشد؟ و کلی سوالات دیگر که شاید مهمترین آنها از نظر  بنده همین بوده است. جوابهایی که به نظر حقیر به ترتیب حول چنین مباحثی میچرد: ×کم/ ×طبقه بالا /×معمولا سرگرمی، سرچ و تحقیقات قلابی، خبر، ارتباط و بسیار اندکی فکر و اندیشه /×بسیار کم /×بستگی به هدف دارد؛ برخی زیادو  برخی کم. و سوال جدی‌ای که در این میان مطرح میشود این است که آیا حجم کاری‌ای که جریان انقلاب اسلامی برای این عرصه میگذارد نسبتی عادلانه با دیگر عرصه‌های فعالیت رسانه‌ای نظیر مساجد، نمازجمعه‌ها، هیآت مذهبی، مناطق کوخ‌نشینی که تا به حال نور چراغ برق را به زور دیده‌اند چه برسد به اینترنت، مدارس، دانشگاه‌ها و بسیاری از عرصه‌های دیگر که میتوان سلسله‌وار  بیان نمود. چه بسیار کارهایی که یک گروه و یا یک فرد میتواند در یکی از موارد نام برده فوق بکند اما متأسفانه انجام نمیشود. چه بسا که فرد با وقتی کمتر از آنچه در فضای مجازی صرف میکند، بتواند کارهای بزرگتر و موثرتری را در دنیای حقیقی انجام دهد. البته تکمله این بند، بند دیگری خواهد بود که در بند بعد اشاره میشود.

نادیده‌انگاشتن استعدادها: مسئله در نظر گرفتن استعدادها به عنوان معیاری برای تشخیص عرصه‌ی درست و لازم فعالیت شخص از نکاتی است که به آن توجه نمیشود و یکی از شرایط محیا برای وقوع این سهل‌انگاری ایجاد فضاهایی با نگاه رفع تکلیفی(و نه تکلیف‌گرایانه) و نیز احساسی می‌باشد. در مسئله مورد بحث ما چه بسا که یک فرد بتواند در بسیاری از عرصه‌های دیگر(مثالهایی از آن در انتها خواهد آمد) موفق عمل کند اما حضور او در فضای وب مانع به ثمر رسیدن استعدادهایش شود. البته در کنار استعداد باید به علاقه فرد هم توجه داشت. چه بسا که حب شدید یک نفر به یک امر زمینه‌های لازم را برای وی به وجود بیاورد و بسیار بهتر از یک فرد بااستعداد بی‌علاقه عمل کند.(ظاهرا بین علما هم در مورد نحوه ارتباط استعداد و علاقه دعوا است! لذا بر ما خرده نگیرید). همانطور که دیدیم در فتنه افرادی در عرصه‌ی وب به توانمندی‌هایی رسیدند که خود نیز گمان نمیکردند.(لینک به فصل رویش). در هر صورت افرادی که احساس میکنند که استعدادش را ندارند و همچنین آن علاقه شدید را هم ندارند لطف کنند و جایگاه خود را بشناسند و تلاش‌های خود را همانجا به ثمر برسانند.

هضم شدن در برخی قالب‌های مدرن و بی‌توجهی نسبت به قالب‌هایی که در کوره انقلاب قالب‌ریزی شده بود: افرادی که در فضای مجازی قرار دارند خیلی بیشتر در معرض این آفت قرار میگیرند. لب کلام این است که در طی انقلاب و نیز سی سال پس از آن به همراه سابقه تاریخی، کلی قالب دینی-بومی برای فعالیت‌ها شکل گرفته بود. هر چند که اکتفا کردن به همین قالب‌ها درجا زدن و سکون خواهد بود اما زیر پا زدن به این همه تجربه کم از دیوانگی ندارد. جلسات قرائت قرآن، چلسات زیارت ادعیه، صله ارحام، تشکیل ستادهای کمک به محرومین، نهضت سواد آموزی، اردوی جهادی، تبلیغ مسائل مختلف در نماز جمعه، برقراری گروه‌های مطالعاتی و نیز مبارزاتی در محلات، خواندن سرود در مساجد، پخش نشریات و جزوات در مساجد و توئمان جذب و پرورش نیرو در مساجد و مدارس، همه از موارد تجربه شده می‌باشد که ظرفیت کار فروانی دارد تا به یک سطح تراز عالی برسد. و ما به راحتی به این قالبها که پشتوانه تاریخی کشورمان و نیز دستورات و ملاحظات اسلام را دارد، نادیده میگیریم. و اما به جای این عرصه‌ی باز فعالیت با کلی افراد مشتاق چه میکنیم؟ هیچ. معمولا یک وبلاگ گروهی راه می‌اندازیم، یک گروپ اینترنتی تشکیل میدهیم، مداحی و حالت خیلی خوبش سخنرانی آپلود و دانلود میکنیم و سرگرم میشویم. فقط یک نمونه خسران عظیمی که پشت پا زدن به قالب‌های قبلی به دنبال دارد را میتوانید با مقایسه جذب و پرورش نیرو (چه کمی و چه کیفی) بررسی کنید.

همه این موارد گفته شد تا هر کس برود و جایگاهش را بشناسد و عمل کند.
چه بسا من باید بروم و یک نشریه در بیاورم و آن را در سطح شهر توزیع کنم. چه بسا من یا شما باید برویم داخل مسجد و با جوانان کف مسجد ارتباط بگیریم. یا شاید برویم حلقه مطالعاتی راه بیاندازیم. یا برویم با چندتا از دیگر دوستان یک سایت مرجع در زمینه جزوات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بزنیم. یا مثلا......

لینک مرتبط: قالب‌های مختلف فعالیت‌های جنبش / توهم جهاد

نه دی را چگونه روایت کنیم؟برای آن چه کنیم؟

مطلب را توی باز نگاشته بودیم. دوستان زحمت کشیدند داخل سایت هم کار کردند (+)  (+) . ما هم گفتیم داخل وبلاگ بیاید(البته با اندکی تغییر)

نزدیک نه دی است. نزدیک سالروز یک حماسه تاریخی و اما در این میان آنچه به نظر باید همچون ماهیت نه دی حفظ بشود، «مردمی بودن» آن است – نه اینکه این حماسه را به روایت دو تا آدم سیاسی روایت کنیم. همان کاری که می‌خواهند با انقلاب پابرهنگان در سال ۵۷ بکنند! – هرچند حرف در این باره زیاد است…

بازخوانی پیام امام (ره) به حجت الاسلام سید حمید روحانی پیرامون تدوین تاریخ انقلاب۱ ما را بیشتر به این نکته رهنمون می‌سازد که امام (ره) همواره به نقش مردم در خلق حماسه‌های انقلاب  از سویی و از سوی دیگر بر ثبت این رویدادهای تاریخی به نام مردم تأکید داشته‌اند:

«…امیدوارم بتوانید با دقت، تاریخ حماسه آفرین و پر حادثه انقلاب اسلامى بى‏نظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید. شما به عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‏دار چه کارِ عظیمى شده‏اید. اکثر مورخین، تاریخ را آنگونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته‏اند مى‏نویسند، نه آنگونه که اتفاق افتاده است. از اول مى‏دانند که کتابشان بنا است به چه نتیجه‏اى برسد و در آخر به همان نتیجه هم مى‏رسند.

از شما مى‏خواهم هرچه مى‏توانید سعى و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه مورخین اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح مى‏کنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عده‏اى به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامى ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عده‏اى خاص، له و یا علیه عده‏اى دیگر و یا واقعه‏اى در خور بحث. اگر شما مى‏توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوى مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‏هاى مردم رنجدیده کنید، کارى خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده‏اید. باید پایه‏هاى تاریخ انقلاب اسلامى ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد.

شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایى قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدى را جایگزین تفکر اسلام سلطنتى، اسلام سرمایه دارى، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایى کردند.

شما باید نشان دهید که در جمود حوزه‏هاى علمیه آن زمان که هر حرکتى را متهم به حرکت مارکسیستى و یاحرکت انگلیسى مى‏کردند، تنى چند از عالمان دین باور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.

شما باید به روشنى ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامى و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر و تقدس مآبى چه ظلمها بر عده‏اى روحانى پاکباخته رفت، چه ناله‏هاى دردمندانه کردند، چه خون دلها خوردند، متهم به جاسوسى و بى‏دینى شدند ولى با توکل بر خداى بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکرى و تحجرگرایى، سرافراز- ولى غرقه به خون یاران و رفیقان خویش- پیروز شدند.»

تاکید بر نقش «مردم» در خلق حماسه‌های انقلاب اسلامی همواره مورد تأکید امام (ره) بوده است به طوری که بارها امام (ره) صاحبان این انقلاب را مردم معرفی می‌کردند. تأکید بر این نقش مردم و تأثیرگذاری آنها در طول سالها بعد از وفات امام (ره) نیز سیره عملی و گفتاری مقام معظم رهبری تجلی پیدا کرده است و می‌توان این سیره را در بیانات و پیام های رهبر معظم انقلاب پس از خلق حماسه هایی همچون ۲۲ بهمن و انتخابات متعدد و … بوضوح مشاهده کرد که یکی از این رویداها حماسه ۹ دی ماه ۸۸ بوده است.

امام خامنه ای: « نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت – که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است – روز نهم دى را هم متمایز میکنند.»(البته موارد پیرامون این موضوع و البته از زوایای دیگر متعدد بود که آورده نشد)

و اما چه کنیم؟:
* کل صحبت این است که ای حماسه را مردم آفریدند نه عده ای به اصطلاح نخبه و یا خواص. به جای اینکه برویم با چهره های سیاسی مصاحبه کنیم برویم با مردم مصاحبه کنیم. روایت آنها صادقانه تر خواهد بود.

* پیشنهاد عینی دیگر را امام داده است! صوت و فیلم  از زبان مردم! صوتهایتان، عکسهایتان، خاطره هایتان و دیگر مطالبی را که به ذهنتان میرسد جمع آوری کنید. روی اینترنت بگذارید. یا برای ما بفرستید. یا بهتر از همه نشریه و کلیپ کنید و پخش کنید!(نمیتوانید حقیر در خدمتم. شما بفرستید!۲)

مردم به عینه دیدند کسانی که نمیخواستند دامن پاکشان به سیاست و حکومت اسلامی! آلوده شود چگونه در میدان دشمن خوش رقصیدند! و مردم خون دل خورده این متحجران را بهتر از مصلحت اندیشان عرصه بازیهای سیاسی روایت میکنند.

* کسانی که میخواستند با شعار "حکومت اسلامی" مردمی بودن این نظام را از بین ببرندُ و معمولا اولین سیبلشان قالب "جمهوریت" نظام بود تا پس از به محتوای مردمی اش برسند در این فتنه دیدند که آنچه نظام را نگاه داشت نه خواص که همان "مردم" بودند. هر چند که بسیاری از اینها یا خود جزو فتنه گران بودند یا اینکه برای فتنه گران حمالی ناخودآگاه میکردند. این را هم مردم میتوانند رسوا کنند. این بهترین فرصت برای کندن نقاب دروغین دموکراسی از این حضرات و برملا کردن چهره فاشیستشان است.

*  حرف بسیار است ادامه را در مطلب بعدی به صورت مفصل خواهم گفت!
* پیشنهادی باشد شنواییم!

(۱): پیام امام را از اینجا بخوانید

(۲): عوام و خواص / مردم سالاری دینی /  و ....

 

کتاب اخلاقی برای همه + خلاصه ای از حدیث اول اربعین حدیث امام

 »» هرچند که کلا امام روح الله بین ما محجور است، از اندیشه سیاسی‌شان گرفته تا بحثهای فرهنگی و اقتصادی و غیره‌شان؛ اما چهره سیاسی ایشان به عنوان یک رهبر امت اسلامی گاه مانع میشود که ظرافت‌های شخصیتی ایشان نظیر اخلاق و عرفان و برخی ساحت‌های دیگر را نگریسته و مورد مطالعه و استفاده قرار دهیم.

»» یکی از آثار اخلاقی ایشان شرح چهل حدیث یا همان اربعین حدیث است؛ که نوشتن این نوع آثار بین علما رایج است و علت عمده آن هم حدیثی از پیامبر اکرم در این زمینه است(۱). در مقدمه کتاب ایشان مینویسند: "با خود حدیث میکردم که چهل حدیث از احادیث اهل بیت عصمت و طهارت، علیهم السلام، که در کتب معتبره اصحاب و علماء، رضوان‌الله علیهم، ثبت است، جمع آوری کرده، و هر یک را به مناسبت شرحی کند که با حال عامه مناسبتی داشته باشد؛ و از این جهت آن را به زبان فارسی نگاشته که فارسی زبانان نیز از آن بهره بگیرند". یعنی اینکه حضرت امام(ره) این اثر را برای استفاده عموم مردم نگاشته‌اند. ذکر این نکته از این جهت بود که بسیاری گمان میکنند که فقط باید سخنان و یا پیام‌های تاریخی امام را مطالعه کنند. در حالی که خود امام به صراحت میگویند این اثر برای عامه است. دیگر با این وضع تکلیف ویژه‌ها مشخص است.

»» این نکته در سیره حضرت امام روح الله وجود داشته است که بسیاری از مفاهیم و مطالبی را که دیگران با توجیهاتی نظیر "مردم نمیفمند" یا "برای مردم سنگین است" یا "ترس از منحرف شدن مردم به علت عمق مفاهیم عرفانی" در بین عامه مردم بیان نمیکردند، ایشان مستقیما به مردم میگفتند. نمونه مشخص آن تفسیر سوره حمد ایشان است که از تلویزیون پخش شد و به دلایلی ادامه نیافت. البته این سیره در زندگی استاد اخلاق امام خمینی،آیت الله شاه‌آبادی نیز وجود داشته و یکی از تفاوت‌های این عارف نسبت به همدوران‌های خویش بوده است.

»» امام خامنه‌ای در سخنرانی امسال در حرم امام خمینی فرمودند:"خوب است برادران، جوانان، اهل فكر و تحقيق، طلاب، دانشجويان، روى اين مبانى فكر كنند، روى اينها كار كنند. فقط متن باقى نمانَد؛ اين متنها درست توضيح داده شود، تبيين شود." از هنگام بازگشایی دانشگاه‌ها دنبال چندتا آدم پایه‌کار میگردم که روی اندیشه امام کار کنیم اما پس از یک ماه، دو نفر جمع شدیم. من و یکی دیگر از دوستان. دلیل چیست؟

 چند نکته از حدیث اول شرح چهل حدیث امام خمینی(ره):

  همانا پـيـغـمـبـر(ص) فرستاد لشكرى را. پس چون كه برگشتند فرمود: آفـريـن بـاد بـه گروهى كه به جاى آوردند جهاد كوچك را، و به جاى ماند بر آنها جهاد بزرگ . گفته شد اى پيغمبر خدا چيست جهاد بزرگ؟ فرمود: جهاد نفس است.

* انسان دارای دو نشئه میباشد: نشئه ظاهره‌ی ملکیه‌ی دنیویه و نشئه باطنه‌ی غیبیه‌ی ملکوتیه
* اولین شرط مجاهده با نفس و حرکت به سمت حق تعالی "تفکر" است.
* منزل بعد از تفکر عزم است. عزم عبارتست از بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی، و فعل واجبات، و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات.
* هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نشد مگر آنکه انسان ابتدا کند از ظاهر شریعت.
* بيشتر از هر چه گوش كردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان مى كند.
* سه گانه مشارطه، محاسبه، مراقبه.
*
از اموری که انسان را در مجاهده با نفس و شیطان معاونت مینماید، و سالک باید خیلی مواظب آن باشد، "تذکر" است.
*تذکر یعنی: یاد خدای متعال و نعمت‌هایی که به انسان بخشیده است.

* جهاد نفس در مقام نشئه ملکوت بین جنود رحمانی و شیطانی، سرچشمه تمام سعادت و شقاوت و درجات و درکات است... و در شبهای تاریک با تضرع و زاری از آن ذات مقدس تمنا کن که تو را اعانت کند در این جهاد نفس
* سه قوه باطنه "واهمه" و "غضبیه" و "شهویه" سرچشمه تمام ملکات حسنه و سیئه و منشأ تمام صور غیبیه ملکوتیه هستند.
* هیچ داعی إلی الله نگفته است باید "شهوت" را بکلی کشت و نائره "غضب" را بکلی خاموش کرد و تدبیر "وهم" را از دست داد؛ بلکه فرموده‌اند باید جلو آنها را گرفت که در تحت میزان عقلی و قانون الهی انجام وظیفه دهد.
* اول شرط از برای مجاهد که میتواند منشأ غلبه بر شیطان شود، حفظ طائر خیال است.
موازنه: مقایسه منافع و مضرات هر یک از اخلاق فاسده و ملکات رذیله و اخلاق حسنه و فضائل و ..

بهترین علاجها این است که هر یک از این ملکات زشت را که در ود می‌بینی، در نظر بگیری و برخلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی و همت بگماری برخلاف نفس تا مدتی، و از خدای تعالی در این مجاهده کمک بطلبی.

(۱): من حفظ على امتى اربعين حديثا ينتفعون بها بعثه الله يوم القيمة فقيها عالما