افراد شایسته، ساختارهای بایسته
این چند روزه حرکتها و قیامهایی که در تونس و مصر و برخی دیگر از کشورهای اسلامی اتفاق افتاد موجب خوشحالی فراوان شد. حرکتهایی که احتمال وقوعش در ذهن برخی بسیار کمرنگ مینمود. و شاید همین امر موجب میشد که دولت و ایضا مجلس با برخی توجیهات به سمت رابطه گرم با مصر و دیگر کشورهای دیکتاتور حوزه خاورمیانه و شمال آفریقا وارد شوند.
اما همانند خیلی دیگر از اتفاقات خوشایند یا ناخوشایند دیگر در حوزه مسائل جهان اسلام و جهان مستضعفان و پابرهنگان افتاده و مطمئنا خواهد افتاد حرکتهای ضربتی و خروشهای چند روزهای اتفاق میافتد و در نهایت هم والسلام. تجمعی برگزار میگردد و با احساس رفع تکلیف فریاد "خمینی شاهد باش، ما اعتراض کردیم" را سر میدهیم و خوشحال از اینکه همراه با گروه تکلیفگرایان به تکلیف خود عمل کردهایم.
در هر اتفاقی که میافتد به این نتیجه میرسیم که ای کاش زمینههای فعالیتهای خود را از قبل ساخته بودیم. ای کاش شبکههای انسانی و تشکیلاتمان را از قبل سازمانی داده بودیم تا امروز از کمبود نیرو و بیبرنامهگی در حوزه عمل رنج نمیبردیم. و خیلی ایکاشهای دیگر که همواره بعد از این ماجراها بر زبان جاری میشود و در نهایت همه عذاب وجدانها و خود خوری ناشی از کمکاریها را با یک جمله "ما موظف به تکلیفیم، نه نتیجه" به پایان خوش میرسانیم.
اما حقیقتا ضعف تشکیلات و نیز ضعف تربیت نیروی انسانی در میان ما در حوزههای مختلف و مخصوصا حوزه جهان اسلام مشهود است. ضعفی که جز با یک دید درست و صبر برای رسیدن به نتایج به بار نمینشیند. این در حالی است که نگاهی به سیره ائمه از فعالیتهای شدید ایشان در حوزه تربیت نیرو و ایجاد تشکیلات سازمانیافته شیعی در سختترین شرایط خبر میدهد. که اگر اصولا اینگونه نمیبود شیعیانی که پس از پیامبر تعدادشان از انگشتان دست کمتر بود از بین رفته بودند و امروز شاید از آنها هیچ خبری نبود. اما اینکه جریان فکری و سیاسی و شیعه نه تنها از بین نرفت که روز به روز فراگیرتر شد جای تأمل و عبرت گرفتن دارد.
ماجرا چیست که با این پیشینه و این کار معرفتی و تشکیلاتی قوی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دچار ضعف تشکیلات است. حال آنکه شرایط عمومی برای نشر اسلام انقلابی محیاتر است.
اگر میخواهیم در سطوح مختلف جریانساز باشیم، این مراد با حرکتهای انتحاری و تجمعات یکشبه و راهپیماییها و شعارهای دو ساعته به دست نمیآید. برای راه اندختن یک جریان وجود یک هسته قوی معرفتی و تشکیلاتی که بتواند فعالیتها را برنامهریزی و سازمان بدهد الزامی مینماید. و خلاء وجود این هسته حداقل در سطح تشکلهای دانشجویی و مردمی به شدت احساس میشود. و نه حتی یک هسته که تمام فعالیتهایش بر محور جهان مستضعفان و جهان اسلام شکل گرفته باشد که فقدان وجود یک گروه که در کنار دیگر برنامههای خود برنامهای نسبتا مشخص برای رسیدن به یک دید کلی از وضعیت انقلاب اسلامی در جهان معاصر را چیده باشد، نیز احساس میشود.
در این مدت حدالقل به برخی از ضعفها که از قبل باید به فکر جبران آن میبودیم، رسیدم که در ادامه ذکر میکنم. اگر موردی هست بگویید تا ما هم استفاده کنیم.
-
عدم تسلط بر یک زبان زنده دنیا. (خیلی از دوستان را میشناسم که پس از قیامهای مصر و تونس و ... و با دغدغه فراوان رفتند و در یک کلاس زبان شرکت کردند.)
-
عدم ارتباط با مستضعفان و نیروهای نزدیک به انقلاب اسلامی در سطح جهان و حتی ایران اعم از ارتباط مجازی و یا حقیقی.
-
عدم شناخت از کشور و یا منطقه مورد نظر برای مثال ایدئولوژی، سابقه تاریخی و ...
-
عدم تولید و توزیع محتوا برای عامه مردم و به طور خاص دانشجویان چه در راستاهای مبناییتر نظیر صدور انقلاب و ... و چه ریزتر نظیر شرایط سیاسی کشورها و موارد دیگر.
-
عدم ایجاد یک رسانه قوی برای اطلاعرسانی. این ضعف خود شامل چندین مورد نظیر کیفیت تصاویر تولیدی، تربیت و اعزام خبرنگار، تربیت و اعزام مستندساز.
-
و موارد بسیار دیگر.
این متن را روزهای اول قیام مردم مصر و همزمان با تجمع دانشجویان در مقابل کارداری مصر نوشتم. الان که دوباره متن را نگاه میکنم تا برخی جملات را به آن اضافه کنم منتظرم تا چند نفر به قول دوستان "پایهکار" پیدا شوند تا یک برنامه برای مصر ترتیب دهیم. فعلا منتظر باشید! خبرش را خواهم داد!
این عکس برایم خیلی حرف دارد خیلی!...