نکاتی پیرامون تجمع بدون مجوز در اعتراض به تصویب دانشجوی پولی
چند بار دست به نوشتن بردم تا این مطلب را تکمیل کنم. هر بار یا در میانه راه تمام مطلب را پاک میکردم یا نیمه کاره رها میکردم. نه از بیحالی که همواره ترس از اختلاف بین نیروهای خودی مانع میشد. اما در این مدت بارها از نیش دوستان از بابت "برگزاری تجمع غیر قانونی" بهره بردهام! و نقها و طعنههای سبزها را شنیبده ام. لذا در نهایت به این نتیجه رسیدم که سکوت باعث افزایش شبهها و ایرادات میشود و زیر سوال رفتن دیگر حرکتهای عدالتخواهانه و استکبارستیزانه از نتایج حتمی سکوت خواهد بود.هر چند که تا آن لحظه مجوز برگزاری این تجمع صادر نشده بود اما دیگر اتحادیه های دانشجویی موافقت ضمنی خود را با این تجمع اعلام مینمایند. خبر تجمع 5 اتحادیه دانشجویی کشور بر روی تلکس های خبری میرود تا اینکه در روز مقرر برای برگزاری تجمع، 4 اتحادیه دانشجویی اعلام میکنند که به علت عدم مجوز این تجمع در این مراسم شرکت نخواهند کرد. در این میان جنبش عدالتخواه دانشجویی با اعلام برگزاری تجمع در رأس ساعت مقرر بر تصمیم خود ولو بدون صدور مجوز تأکید میکند.
برخی از تشکلهای دانشجویی هر چند که موافق طرح نبودند اما حاضر به حضور در تجمع نشدند. مهمترین دلیلی که برای آن آورده میشد عدم صدور مجوز برای این تجمع بود.نکاتی را پیرامون این دلیل به نظر میرسد که بیان میشود:
-
اول از همه اینکه ما(تجمع کنندگان درمقابل دولت و مجلس) به وظیفه شرعی، انقلابی و قانونی خود که امر به معروف و نهی از منکر باشد عمل نمودیم. بر طبق فرمایشات مکرر حضرت امام روح الله و امام خامنه ای. در کنار اصل 8 قانون اساسی و دیگر اصول آن و جلوتر از همه اینها واجبات و دستورات دین مبین اسلام، سوال از مسئولین، امر به معروف و نهی از منکر صاحب منصبان، پرسش از هر پدیده ضد عدالت، عمل به وظیفه انقلابی خود در مقابل کژیها و .. وظیفه هر فرد مسلمان متعهد و انقلابی میباشد.لذاست که تذکر به قانونی کردن تبعیض و اعتراض به آن را تکلیف خود میدانستیم.
-
اما ابتدا جادارد که به سوالاتی که در مقابل تجمع مقابل دولت و مجلس پیش آمده پاسخ دهیم. اولین سوالی که پیش میآمد اینجا بود که چرا تجمعی که مجوز نداشت را برگزار و به شرکت در آن اصرار ورزیدیم. این سوال به طور مکرر از ما پرسیده شد و البته در اکثر موارد مقایسه ای میشد بین این تجمع و تجمعات افرادی که پس از انتخابات به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند. توضیح اولی که باید داد این است که آیا این اولین حرکت غیرقانونی است که در جمهوری اسلامی صورت میگیرد یا چنین حرکتهای غیر قانونی دیگری سابقه داشته است. و آیا آن حرکتها مورد تأیید رهبری قرار گرفته است یا خیر؟ برای نمونه فقط به یک مورد آشکار و عیان آن اشاره میکنم. تسخیر لانه جاسوسی. بر طبق قوانین بین المللی و نیز قوانین کشوری تسخیر سفارت امریکا در تهران کاری غیرقانونی بوده است. آیا انقلابیونی که این جاسوسخانه را منحل کردند از وزارت کشور مجوز دریافت کرده بودند یا خیر؟ چه طور میشود که حضرت امام مهر تأییدی بر حرکت این دانشجویان میزنند؟ به نظر میرسد که هر چند قانون باید به عنوان چهارچوبهای حرکتهای ما در جمهوری اسلامی مطرح باشد اما گاهی که ذیل عنوان قانون بی قانونی صورت میگیرد میشود حرکتهایی را با رعایت مصالحی که گفته خواهد شد انجام داد. زمانی که سفارتخانه به مرکز جاسوسی خونخوار بزرگ برای زمین زدن انقلاب اسلامی مردم مظلوم ایران تبدیل گشته است و به طور واضح در امور داخلی کشور دخالت میکند و در حال ضربه زدن به کشور است دیگر نمیتوان منتظر این باقی ماند که آنها کماکان به کار خود ادامه دهند. مگر آنها مرز و حریم ما را رعایت کردند که حال ما مرزهای آنها را رعایت کنیم. لذا برای دفع شر تجاوزهای آنها، دانشجویان پیرو خط امام این مرکز سنگ اندازی را تسخیر میکنند. حال نسبت این تجمع با آن تسخیر چیست؟ مطرح شدن دانشجوی پولی در سالهای 83 با اعتراضات دانشجویان به این پدیده همراه میشود. در نهایت طرح در سال 83 با اعتراضات دانشجویی از قبیل تجمع در دانشگاه ها و تحصن در مقابل مجلس شورای اسلامی لغو میشود. در ان سالها بیانیه ها، نامه ها و گزارش های تحلیلی مفصلی پیرامون ضد عدالت بودن طرح و دیگر مشکلات و تبعات دانشجوی پولی جمع آوری شده و توسط کمیته مبارزه با دانشجوی پولی و دیگر تشکلها و اتحادیه های دانشجویی مطرح میشود. در اوایل مطرح شدن این طرح در برنامه های دولت اعتراضاتی به این طرح شد و در مواقع مختلف این حرفها به مسئولین امر تحویل داده شد. برای نمونه میتوان به سخنان نماینده جنبش عدالتخواه در مقابل وزیر علوم و یا سخنان نمایندگان جنبش محضر رهبر معظم انقلاب نام برد. با جدی تر شدن این ماجرا دوباره بیانیه های تحلیلی و نامه های سرگشاده خطاب به نمایندگان زده شد و از آنها به پاسخگویی دعوت شدند. این موارد در حالی صورت میگرفت که جریان عدالتخواه دانشجویی بارها شاهد بی مهری از طرف مسئولین دولتی و مجلس در مورد پاسخگویی به ایشان بوده است. نمونه های آن را میتوان به عدم حضور رئیس جمهور در جمع دانشجویان اتحادیه های دانشجویی ظرف 5 سال گذشته، عدم پاسخگویی و یا عدم توجه هیأت رئیسه مجلس در موارد دیگری که دعوت به پاسخگویی شده اند. تمامی این موارد حجت را بر عدالتخواهان تمام میکرد ظاهرا مسئولین عزمی برای شنیدن سخنان دانشجویان ندارند. اما باز هم طی یک هقته تصویب دانشجوی پولی تا تجمع روندهای مشابهی طی شد. لذاست که اگر در این ماجرا ما متهم باشیم، که نیستیم، اول از همه باید انگشت اتهام را به سمت مسئولین بگیرید که شانه از زیر جوابگویی به مطالبات و پرسشها خالی میکنند سپس به سراغ ما عازم شوید.
-
در ادامه سوال قبلی بلافاصله مطرح میشد که تفاوت تجمع غیرقانونی شما و سبزها پس از انتخابات چیست. و یک متلکی هم میاندازند که شما قانون را برای دیگران میدانید نه خودتان. پیرامون مقایسه ای که بین تجمع حاضر با تجمعات اغتشاشگران میشد نیز نکاتی بیان میشود. اول از همه اینکه این به اصطلاح معترضان آیا روند معقول و منطقی و قانونی رساندن صدای اعتراض خود را به گوش مسئولین امر طی کرده بودند یا خیر؟ این حضرات تقریبا تمامی روند را برعکس طی کردند. قبل از اعلام قطعی نتایج برد خود را اعلام کردند. با همان توهم ریختند جلوی وزارت کشور. در همان روز اول شروع کردند به همه جا و همه کس بد و بیراه گفتن. آتش زدن مکانها و وسایلی که در دسترسشان بود را شروع کردند و به اسم تجمع به توحش پرداختند. تازه پس از این بود که برخی به این حضرات تذکر دادند که یک قانونی در کشور وجود دارد. این بود که پس از کلی اغتشاشات روزانه و شبانه رفتند سراغ گزینهای که باید قبل از این به سراغ آن میرفتند. یک چیزی مثل شکایت به یکی از نهادهای قانونی کشور یا درخواست جلسه و از اینطور چیزها. در ادامه روند معکوس این عده معترضین به نتایج انتخابات میروند پیش رهبری نظام. حال به نظر آیا این روند با روند تجمع مقابل مجلس در اعتراض به دانشجوی پولی یکسان بود. هنوز تفاوتها تمام نشده است. ادامه دارد
-
. طی چند ساعت نعرههای منافقانهو بدمستیهای شبانه و روزانه این عده چنان آبرویی از نظام در سطح جهان برد که نتوان وصف کرد. ریخته شدن آبروی نظام اسلامی، تضعیف حکومت اسلامی، فراهم کردن شرایط برای ضربه زدن به بنای رفیع جمهوری اسلامی توسط دشمن، ایجاد فتنه در امت اسلامی تنها گوشهای است که ایشان به اسم حراست از آرا مردم(بخوانید مرفهان بی درد و زالوصفتان و متحجران و ...) و صحنه آرایی خطرناک با لعاب در خط امامی بودن و التزام به قانون اساسی و ... انجام گرفت. آیا حرکتی که کاملا مطابق اهداف دشمن است با حرکتی که دشمن نمیتواند از آن بهره برداری سیاسی بکند یکی است؟ البته آنها نیز جوابهای خود را در آستین دارند و میگویند که نظامی که رأی مردم را نادیده بگیرد از حجیت میافتد. بگذریم از اینکه این افراد نتوانستند این ادعای خود را اثبا کنند، اما بالفرض که ادعایشان درست باشد، آیا باز هم باید همینگونه حرکت میکردند. اگر حرکت اعتشاشگرانه شان درست بود پس چرا جلسه با امام امت؟ پس چرا نامه به وزارت کشور؟ و ... آن هم پس از اغتشاش. هر چند که پاسخ این سوال را با اکراه نوشتم. چرا که کوس رسوایی از ضدانقلابهای وارث اسم امام و انقلاب از بام افتاده است و دیگر حنایشان رنگی ندارد. از ضد انقلاب و ضد اسلام و ضد حکومت مستضعفان انتظاری بیش از بهانه گیری و نق زدن در هر موقع و به هر بهانه ای نیست اما از این در عجبم که چرا عدهای از محبین انقلاب اسلامی هنوز این تفاوتها را متوجه نمیشوند.
سخنی با برادران عزیز خود از مخالفان تجمع که مهمترین دلیل مخالفتشان با تجمع عدم صدور مجوز بود چند سوال مطرح مینمایم. امید است که بنده حقیر را که احتمالا در دید ایشان فردی قانون شکن هستم را راهنمایی کرده و میزان بصیرت مرا بالا ببرید.
-
نظرتان در مورد تسخیر لانه جاسوسی چیست. قانونی بود یا غیر قانونی؟
-
نظرتان را پیرامون تجمعاتی که در مقابل سفارتهای کشورهای خارجی در ایام داغ غزه برگزار میشد شنوا هستم.آیا این تجمعات قانونی بود. ورود به باغ قلهک چه طور؟ آیا قانونی بود؟
-
گویند حداقل زمانی که باید درخواست تجمع را به وزارت کشور تسلیم کرد ده روز قبل از تاریخ درخواستی است؟ به نظر شما از روز هتاکی به قرآن کریم توسط یک انسان خبیث ضد دین تا روز تجمع مقابل سفارت سوئیس 10 روز بیشتر میگذشت یا خیر؟
-
اگر این اعتراضات در ایام اصلاحات صورت میگرفت در آن شرکت میکردید؟
-
راستی تجمعاتی که جریان حزب الله در داخل دانشگاه علیه سبزها انجام میشد مجوز داشت؟
-
بند میم وصیت نامه امام را مطالعه کرده اید؟ نظرتان را میخواستم بپرسم. ضمنا خوشحال میشوم بگویید که آیا این بند به جز عفاف و حجاب و انتهای بیانیههای آتشین کاربرد دیگری هم دارد؟
-
"اگر چنانچه دستگاه جابری را دید که میخواهد به آنها ظلم کند، باید شکایت از او بکنند و دادگاهها باید دادخواهی بکنند؛ و اگر نکردند خود ملت باید دادخواهی بکند، برود توی دهن آنها بزند. در جمهوری اسلامی ظلم نیست..." این سخن حضرت روح الله است. آن را چگونه تفسیر میکنید؟
هر چند که از گسترش فضای عدالتخواهی به دیگر تشکلهای دانشجویی بسی خوشحال و مسرور هستم اما هنوز ترسم بر این است که عدالتخواهی و مطالبه گری دستمایه بازی های سیاسی و جناحی قرار گیرد. آنجا که بخواهیم حرکتی را انجام دهیم به اسم عدالتخواهی و مطالبه گری و آرمانخواهی و سازش ناپذیری و عمل به بند میم وصیتنامه امام و هزار اصطلاح و عنوان دیگر توجیه کنیم و زمانی که بخواهیم حرکتی را منکوب کنیم آن را با عنوان غیرقانونی بودن، صبر و اعتدال و هزاران هزار توجیه دیگر مورد بی مهری قرار دهیم. چه طور است که دوستان تجمعات گوناگون در مقابل سفارت مصر خائن و انگلیس کثیف و عربستان امریکایی صفت برگزار میکنند و یادشان نمی افتد که قانونی نیز وجود دارد و حال دم از قانون میزنند. چه طور میشود که برای ایشان ورود به باغ قلهک در جریان قتل عام های غزه غیر قانونی نیست ولی حرکت دانشجویان در خوابیدن در فرودگاهها نادرست است. چه طور میشود که تجمعات و اعتراضات ایشان در دوران اصلاحات همگی عمل به وظیفه انقلابی و اسلامی شمرده میشود و اینک همان حرکتها با شدتی کمتر مخالف اسلام و انقلاب و نظام. چه طور میشود که حضرات بر خلاف قانون هر بد و بیراه و توهین و تهمتی را به برخی از سران و مسئولین نظام جائز و بعضا واجب میدانند و آنها را شرط لازم بصیرت میشمارند و اما... . سخن ناگفته بسیار است. بگذاریم و بگذریم. و اما یک سوال. به نظر شما آیا وزارت کشور مجوز برگزاری تجمع را در صورت طی مراحل قانون از طرف ما میداد یا خیر. و یک تقاضا. اینکه از دوستان عزیزم در دیگر تشکلها میخواهم چند عدد از این تجمعاتی را که با مجوز برگزار کرده اند را برایم نام ببرند. تا شاید حقیر از این توهم که گرفتن مجوز از وزارت کشور به نوعی محال است خارج شوم.
این عکس برایم خیلی حرف دارد خیلی!...