گرانیها و جنبش دانشجویی
چند وقتی است که گرانیها را مردم به صورت ملموسی احساس کردهاند.
در این بین جنبش دانشجویی که همواره داعیهدار مباحثی چون آرمانخواهی و عدالتخواهی بوده است و در فضا و پازل سیاسی جمهوری اسلامی ایران تقریبا تنها جمعهایی میباشند که میتوانند با هزینه کم، تریبون واقعی مردم و بالاخص مستضعفین (چه مالی چه رسانهای چه مستضعفین سلسله مراتب قدرت) باشند؛ سکوتی قابل تأمل* پیرامون این بحث داشتهاند.
نمیخواهیم منکر تمام مباحث مهمی که این روزها در جریان است بشویم -هر چند که در همان مباحث مهم هم کاری آنچنانی از جنبش دانشجویی ندیدیم- اما بحث گرانی دو حالت دارد. یا این گرانیها طبیعی بوده است و مردم باید تحمل کنند یا اینکه اصولا اتفاق خاصی نیافتاده است و صرفا مردم توهم گرانی و تورم زدهاند یا اینکه مسئولین به درستی به وظایف خودشان عمل نکردند یا اینکه مواردی نظیر تحریمها و یا سوداگران اقتصاد ایران این وضعیت را بوجود آوردهاند.
در هر صورت به نظرم نمیتوان توجیهی موجه برای سکوت جریان دانشجویی (چه تشکلها و چه اتحادیهها و ...) یافت.
اگر مسئولین درست عمل نکردهاند که راه مطالبهگری سکوت را تجویز نمیکنند.
اگر مردم توهم زدهاند که باید به مردم آگاهی رسانی کرد و با هوچیگران مقابله کنند.
و اگرهای دیگر ....
در هر صورت این عدم توجه به مردم و بینسبت بودن با مباحث جاری در بین مردم، از مشکلاتی است که جنبش دانشجویی از قدیم با آن درگیر بوده است و هنوز هم هست!
*البته گاهی در مصاحبهها برخی از چهرههای دانشجویی زحمت کشیده و یکی دو جمله در مقام شعار از تورم و گرانی و مردم حرفی به میان آوردهاند ولی آیا اینگونه موارد دردی را درمان میکند و کاری را پیش میبرد؟! آیا با این یکی دو جمله-که گفتن آن "کلاس" دارد و حداقل برای حفظ پرستیژ لازم است!- و بدون پیگیری در راه آرمانها و شعارها "جنبش"ی هم باقی میماند؟!
این عکس برایم خیلی حرف دارد خیلی!...