صفر. سفر نامه.

یک. قطار، تهران، شیراز، کوپه، چهار جوان، پاستور، حکم، فحش، چشم‌چرانی، موسیقی، سیگار، شام، چرخ، شمال، لب‌دریا، عرق، ویسکی، الکل، تبلت، بازی، منچستر، رئال، شیراز، صفاسیتی، خلیج‌فارس، هایپر‌استار، سرمایه، مرفه، بی‌دردی، درد.

دو. شاهچراغ، دعا، زیارت، نماز، جماعت، مردم، برادر، رئوف، رضا، شیراز، مبارزه، جنگ، شهادت، مزار.

سه. سعدی.

چهار. جلسه، عدالت، عدالتخواهی، جوان، فاطمیه، لباس‌مشکلی، عقیده، جهاد، مبارزه، جنگ، فقر، غنا، رسانه، عدالت، تهران، شهرستان، تبعیض، سیاسیون، زرگرها، جنگ، جنگ، معرفت، تربیت، استاد، کار، شهر، نشریه، مسئولین، مفسدین، مستضعفین.

پنج. مهمانی، رفیق، خانه، دغدغه، درد، درد دل، انگ، راست، چپ، راستچپ، زمین‌خواری، ح، دانشجویی، فارغ‌التحصیلی، امام، حزب مستضعفین، حزب‌الله.

شش. اتوبوس، شیراز، کرمان، یک‌دو‌سه‌چهار‌پنج‌شش...