یکی از سرنخها صدا و سیما است!
»»قبل نوشت:این مطلب ادامه مطلب قبلی است با موضوع بد حجابی! چرا؟
شاید بتوان صدا و سیما را به عنوان مهمترین دستگاه فرهنگی-تربیتی دانست که مخاطب گسترده ای داشته و به تنهایی در وادی تولید و پخش محصولات فرهنگی قدم برمیدارد. نگاهی به برخی پارامترهایی که توسط برنامههای ساخته شده در صدا و سیما ترویج میشود، میتواند روشنکننده این حقیقت باشد که صدا و سیما نیز همانند دیگر نهادهای حکومتی باید پاسخگوی وضع فرهنگی موجود در کشور باشند. اما برخی از پارامترها که در ترویج بدحجابی و بیعفتی موثر افتاده است را در ادامه میآید:
-
اشرافیت و دنیاگرایی: هنگامی که فقط طبقهای از اشراف و مرفهین فرصت حضور در تلویزیون را بیابند، هنگامی که تنها دغدغههای عدهای محدود از جامعه به عنوان دغدغههای اصلی حاکم بر برنامههای صدا و سیما قرار بگیرد، و این فرصت از عموم مردم سلب شود باید انتظار داشت که به تدریج فرهنگ یک طبقه خاص به عنوان فرهنگ مبنا در جامعه پذیرفته شود و ارزشگذاریها بر اساس آن انجام شود. در این هنگام است که جامعهای که مخاطب رسانه قرار میگیرد سعی و تلاشش در این جهت خواهد بود که خود را هرچه بیشتر به فرهنگ طبقه مرفه نزدیک کند، و ابن یعنی دور شدن از فرهنگ دینی و نزدیک شدن به دنیاگرایی و مادیگرایی و این همان نقطهای است که باید خطیئهها را به انتظار نشست چرا که "الدنیا رأس کل خطیئه" . نگاهی به برنامههای تلویزیون این نکته را اثبات میکند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اعتقاد راسخی به کلمه جمهوری خود ندارد. چرا که اگر میخواست به این کلمه پایبند باشد باید تمام مردم را به یک چشم مینگریست. برای لمس بهتر این موضوع کافی است که محوریت داستانهای سریالها و برنامههای تلویزیونی را تماشا کنید. جایگاه شهرستانها و روستاها را در برنامه های تلویزیون مشاهده کنید. دغدغههای آدمهای به نمایش گذاشته شده را با دغدغههای طبقه مستضعف و طبقه متوسط جامعه مقایسه کنید. البته این نکته را در کنار این عوامل باید اذعان کرد که از آنجایی که جریان فیلمسازی کشور در دست عدهای روشنفکر است که اصالتا ارزشی برای مردم قائل نیستند، نباید هم انتظار داشت که در شرایط عادی حاضر به نشاندادن مردم در فیلمهای خود بشوند.
-
نگاه صدا و سیما به زن: نگاه به زن در صدا و سیما نه از یک نگاه مکتبی، انقلابی و اسلامی که در بهترین حالت باید گفت یک نگاه تعدیل شدهی غربی است که سعی شده است برخی حدود و حداقلهای اسلامی در آن رعایت شود. آنچه به عنوان وظایف و مسئولیتهای زن در اسلام تعریف میشود شامل مطالبی همچون "وظیفه تربیت فرزندان مکتبی"،"مدیریت امور منزل"،"انجام وظایف در عرصه سیاسی فرهنگی"، و در عین حال رعایت تکالیفی همچون"حجاب"، "عفاف"، و ... است. اما صدا و سیما نتواسته به طور کامل الگوی زن مسلمان مکتبی را در برنامههای خود پیاده کند و راحتترین کار همین کاری است که الان انجام میشود یعنی زن مسلمان همان نقشی را در برنامههای مختلف ایفا میکند که زن غیر مسلمان ایفا میکند با این تفاوت که زن مسلمان محجبه است و زن غیر مسلمان غیر محجبه. اما آیا به راستی تنها تفاوت زن مسلمان و غیر مسلمان فقط در حجاب است. بماند که هنوز ما یک تعریف درست از عفاف نیز ارائه نکرده متقابلا اجرا نمیکنیم. برای شاهد مثال میتوان به اختلاط میان زن و مرد، نوع ارتباط زن و مرد، نوع حضور زن در فضاهای اجتماعی اشاره کرد که گاهی از افراط سر در میآورد و برخی حقوق و تکالیف زن را ضایع میکند و برخی نیز از تفریط مرزهای عفاف و اخلاق را رد میکند. آنچه که فقر آن کاملا در فضای تولیدات فرهنگی صدا و سیما ملموس است عبارت است از تلفیق جنبههایی از وظایف زن همانند حجاب و عفاف با جنبههایی دیگر از حقوق و وظایف زن مسلمان همچون حضور موثر در فعالیتهای سیاسی اجتماعی و شاید حتی خانوادگی . نتیجه این عدم همراهی مناسب عبارت است از اینکه عدهای از زنان برای فعالیتهای فرهنگی اجتماعی خود به الگوها و مدلهای غیر اسلامی روی میآورند و عدهای دیگر از زنها برای رعایت ساحتی از وظایف دینی خود نظیر حجاب و عفاف دست از عرصهی مهمی از وظایف سیاسی اجتماعی فرهنگی خود میزنند.
»»بعدنوشت:دلایلی دیگر هم وجود دارد که اگر وقتی شد خواهم نوشت.
»»همچنین بخوانید:نامه ای به جناب آقای ضرغامی و جام جم نشینان
+ نوشته شده در شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:26 توسط یک مسلمان
|
این عکس برایم خیلی حرف دارد خیلی!...