دانلود سرود

دهه فجر امسال هم تمام شد! و خیلی‌ها خوشحال از اینکه بالاخره مراسمی برگزار شد. عکس‌ یادگاری‌ای گرفته شد. بنر "انقلاب ما انفجار بود" همه جا نصب شد. صدا و سیما صبح تا شب برای مخاطبش سرود پخش کرد. به اصطلاح تجدید بیعتی شد. در ساعت نه 12 بهمن زنگی به صدا در آمد. احتمالا رسانه ملی از آرشیو خاک گرفته‌اش چند تصویر و فیلم منتشر نشده رو کرد. خلاصه امسال هم دهه فجر با شکوهی مثل هرساله برگزار شد و مردم هم که با انقلاب آشنا شدند و فهمیدند که شاه آدم بدی بود و آقای خمینی آمد و انقلاب کرد و والسلام! برویم تا سال دیگر و دهه فجری دیگر!

اما در این بین از خیلی موارد گفته نشد!

هر چند از انقلاب حرف بسیار زده شد اما حرفی زده نشد که صاحبان و برپادارندگان اصلی انقلاب چه کسانی هستند. از مردم زجر کشیده‌ای که سالها زیر یوغ استکبار و استبداد و مترفین و ملا استعدادهایشان به یغما می‌رفت و حقوقشان غصب می‌شد. از اینکه این مردم زجر کشیده علیه ظلم و بی‌داد و محافظه‌کاری و توجیه‌گری و سکون قیام کردند. و مخصوصا از این گفته نشد که نباید با ظلم در هر شرایطی سازش کرد. هر چند که باید در راه مبارزه با ظلم از تاکتیک‌هایی چون تقیه(پنهان‌کاری نه بیکاری!) و تشکیلات‌سازی(نه سکوت) و ... بهره جست.

از خون‌دلهای پدر پیرمان گفته نشد. کسی نگفت که روح الله بت‌شکن علاوه بر مبارزه با طاغوتیان رژیم شاهنشاهی با متحجرانی دست و پنجه‌نرم می‌کرد که در گرماگرم مبارزه شعار شاه شیعه است سر می‌دادند.روح‌الله با محافظه‌کارانی درافتاد که خود را عین اسلام گرفته‌بودند و لذا فریادهای خمینی کبیر را برای دفاع از اسلام در نمی‌یافتند. این قشر از مذهبیون و روحانیون محافظه‌کار حاضر بودند دین خدا بازیچه‌ی دست نااهلان کاخ‌نشین شود اما حوزه علمیه کماکان باقی بماند و شاه اجازه بدهد که آنها احیانا به درس بحثشان برسند هر چند که خودشان نیز این متاع ناچیز دنیا و این سیاست کثیف(!) را به همان شاه واگذار کرده و خودشان به اصطلاح به خدا و دینش-شما بخوانید دینشان- می‌پرداختند و دیگر تکلیفی بر خود برای اجرا کردن احکام اسلام متصور نبودند.

از کل سخنان امام به یک جمله "انقلاب ما انفجار نور بود" اکتفا شده است و جالب اینجاست که این سخن بر خلاف تصور جا افتاده متعلق به امام نیست بلکه متعلق به انور سادات است!(+) و هر کس هم می‌خواهد جمله‌ای در مورد انقلاب بگوید و بالاخص مسئولان فرهنگی اگر بخواهند تبلیغی و تبریکی بزنند زود به همین جمله متوسل می‌شوند و خوب است که حداقل می‌توان با استناد به همین بحث نشان داد که چقدر این افراد از حتی همان ظاهر سخنان امام هم دورند چه برسد به اوج مباحثی که حضرت روح‌الله مطرح کرد.

به راستی که چه جمله‌ای از همین جمله و از این دست جملات بهتر. جمله‌ای که به هیچ‌کس بر نمی‌خورد. نه به اشراف نه به کاخ‌نشینان و نه به متحجران و نه به ملتقطان! به قول دوستان تصویری از یک انقلاب «گل و بلبل»! که همه از آن راضی هستند! بالاخره اگر قرار باشد انقلاب را آنطور که خمینی گفت تصویر کنیم دردسر دارد! خب ما هم که دنبال دردسر نیستیم! چه کاری اصلاً؟! چرا کوخ‌نشینان و مستضعفان با  کاخ نشینان و مستکبران درگیر شوند؟! چرا انقلاب علیه تحجر معنا شود؟! چرا در این بین پابرهنگان و پاپتی‌ها برپادارندگان اصلی انقلاب شوند؟! چرا از اسلامی گفته شود که عدالتخواه و ظلم‌ستیز است؟! چرا از اسلامی گفته شود که در مقابل ظلم سکوت نمی‌کند و افراد و مسلمانان را به قیام مثنی و فرادی فرا می‌خواند؟! و البته در منطق محافظه‌کاران و مرفهان بی‌درد تفسیر این مفاهیم جا نمی‌گیرد و این مباحث مباحثی خطرناک است که هر کسی را نشاید یا نباید که به آن دسترسی یابد!

***

و البته این مبحث صرفا گوشه و مقطعی از مبارزه‌ای بود که خمینی کبیر بر روی ملت انقلابی ایران گشود. و همراهی با خمینی و انقلاب اسلامی صرفا به یک روایت تاریخی از یک مقطع کوتاه نیست بلکه همراهی با مبارزه‌ای است که پرچم‌دار آن انبیاء الهی بودند. همراهی با انقلاب اسلامی و خمینی کبیر یعنی اعتقاد به جبهه حق علیه باطل و مستضعفین علیه مسکتبرین است.

گویند که اگر میخواهی چیزی را خراب کنی از آن بد دفاع کن. برای انقلاب اسلامی و امام خمینی هم این اتفاق تا حدودی رخ داده است. و بد دفاع کردن از انقلاب یعنی اینکه آن را از یک مجموعه فرهنگ و اعتقادات به یک حادثه تاریخی کوتاه تقلیل داد تازه آن هم یک روایت پاستوریزه! و انقلاب اسلامی را که یک حادثه‌ی پیش‌رونده است و در وادی‌های مختلفی باید به پیش برود امری تمام شده تفسیر کرد و پرونده‌اش را بست. حال آنکه تغییر نظام سیاسی سال 57 فتح باب انقلاب اسلامی و پیروزی آن در مرحله بدست آوردن حکومت اسلامی است. و هنوز مرحله‌های بعدی انقلاب منتظر شیرمردان و شیرزنانی است که علم مبارزه بر دوش گیرند تا این انقلاب را به مرحله نهایی خود که پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و ایجاد جامعه‌ای عادلانه برای رشد انسان‌ها برسانند.

حرف و درد و از سخنانی که گفته نشده بسیار است. بماند برای بعد.

پ.ن:

+ در ادامه این مبحث، در پست بعدی یکسری از جملات امام از جلد یک صحیفه را می‌زنم.
+ «پیام امام را که برایش خواندند؛ از عصبانیت کاغذها را به سویی پرتاب کرد و گفت: چه پیام صلحی!؟ پیرمرد به همه جهان اعلام جنگ کرده است!»(+) برای خواندن مبارزه‌ای که حضرت روح الله تفسیر کرد بخوانید پیام پایان جنگ هشتساله و آغاز جنگ فقر و غنا!
+ این چند وقت بیش از آنکه حرف از اسلام بشنویم حرف از ایران شنیدیم و گاه به جای اسلام، کلمه‌ی ایران می‌نشست. نمی‌دانم چه شده است! فکر میکنم نشانه خوبی نباشد! بحث و توضیحاتش بماند.
+ در مورد ماجرای ماکت امام هم بخوانید: مغز پسته ای ها خمینی نمرده است!