تبليغاتX
دو نوع اسلام،دو نوع مسلمان
اسلام ناب محمدی یا اسلام آمریکایی

منشور سازندگی از نگاه حضرت روح الله

پيام [به ملت ايران (سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى)]

زمان: 11 مهر 1367/21 صفر 1409
مكان: تهران، جماران‏
موضوع: سياستهاى كلى نظام اسلامى در دوران بازسازى كشور
مخاطب: ملت ايران‏

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

بر هيچ يك از مردم و مسئولين پوشيده نيست كه دوام و قوام جمهورى اسلامى ايران بر پايه سياست نه شرقى و نه غربى استوار است و عدول از اين سياست، خيانت به اسلام و مسلمين و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال كشور و ملت قهرمان ايران خواهد بود.

جمهورى اسلامى ايران نبايد تحت هيچ شرايطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد. ان شاء اللَّه مردم سلحشور ايران كينه و خشم انقلابى و مقدس خويش را در سينه‏ها نگه داشته و شعله‏هاى ستم سوز آن را عليه شوروى جنايتكار و امريكاى جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمين گردند.

در مسئله بازسازى و سازندگى من اطمينان دارم كه شخصيتهاى رده بالاى نظام و مسئولين محترم و نيز مردم وفادار و انقلابى كشورمان چون گذشته هرگز قبول نمى‏كنند كه نيل به اين هدف به قيمت وابستگى ايران اسلامى به شرق و يا غرب تمام شود. اخيراً دستهاى پنهان و آشكار غرب و شرق به منظور ايجاد شكاف و اختلاف ميان طرفداران انقلاب اسلامى به حيله جديدى متوسل شده‏اند كه مسئولين عزيز و رده بالاى كشورمان و نيز شخصيتها و چهره‏هايى از مجلس و دولت و روحانيون را به تفكر و گرايشات وابستگى و همچنين عدول از مواضع گذشته و نهايتاً به شرقگرايى يا غربگرايى متهم نمايند و موذيانه با طرح مسائلى از اين قبيل كه فلان شخصيت نظام جمهورى اسلامى راستگرا و يا ميانه رو و يا سازشكار و غربگراست و يا فلان مسئول تندرو و انقلابى شده‏ است كه نتيجتاً اعتماد مردم را به دست اندركاران نظام سلب نمايند كه با يارى خداوند و با رشد و آگاهى مردم بازار اينگونه القائات در اين مملكت كساد و مشتريان آن اندك بوده‏اند و بر مردم ثابت است كسانى كه سالها و بارها چه قبل و چه بعد از انقلاب امتحان خود را در تعهد به اسلام و انقلاب داده‏اند و در اين راه به پاى چوبه‏هاى‏دار رفته و زندانها كشيده و ترور گشته‏اند و سلامت خود را از دست داده‏اند و تحت شكنجه‏هاى شاه براى استقلال و آزادى مبارزه كرده‏اند، يقيناً دلشان به حال انقلاب و ثمرات آن نه تنها كمتر از ديگران نسوخته كه بيشتر مى‏سوزد و مسير ارزشى و الهى و پرطراوت خويش را به هيچ وجه عوض نمى‏كنند. و من از باب وظيفه به مردم و فرزندان پرشور انقلاب مى‏گويم كه مبادا بدون در نظر گرفتن محذورات سياسى و شرايط بسيار پيچيده و حساس كشور به طرح سؤالها و اشكالاتى روى آوريد كه بازگو كردن و تحليل واقعى قضايا توسط مسئولين دلسوز نظام باعث كشف اسرار مملكت شده و براى نظام مسئله آفرين گردد و نه تنها گره‏اى را باز نكند كه بر مشكلات مملكت نيز بيفزايد.

من سياست داخلى و خارجى كشور را به دقت ملاحظه مى‏كنم و تا زنده‏ام نخواهم گذاشت مسير سياست واقعى ما عوض شود و مسئولين نيز چيزى غير از اين نمى‏خواهند و انتظارى غير از اين از آنان نمى‏رود. من به بعضى از مسئولين هشدار مى‏دهم كه به شدت بايد مراقب بود كه خداى ناكرده آب به آسياب دشمنان نريزيم و آنان را با اقوال و جبهه گيريهايمان شادمان نگردانيم. به مسئولين و دست اندركاران در هر رده نيز مى‏گويم كه شرعاً بر همه شما واجب است كه همت كنيد تا آخرين رگ و ريشه‏هاى وابستگى اين كشور به بيگانگان را در هر زمينه‏اى قطع نماييد- كه ان شاء اللَّه خواهيد كرد- و اگر مصلحت نظام و اسلام سكوت است، دردمندانه سكوت كنيد كه اجر سكوت براى پيشبرد اهداف نظام و اسلام به مراتب بيشتر از دفاع از اتهام وابستگى است. همان گونه كه قبلًا گفته‏ام سياست بازسازى و تشخيص و تعيين اولويت در امر بازسازى مراكز آسيب ديده كشور به عهده سران محترم و متعهد سه قوه و آقاى نخست وزير است ولى بايد توجه داشت كه با در نظر گرفتن حجم عظيم كار و ضرورت تسريع در تعيين خط مشى‏ بازسازى و سازندگى، حتماً از نظرات كارشناسان و صاحبنظران خصوصاً هيأت دولت و وزرا و كميسيونهاى مربوطه مجلس شوراى اسلامى- كه چهره‏هاى دلسوز و متعهد و مطلع در آنها فراوانند- و نيز از مسئولين هر امرى استفاده نمايند چرا كه آنان نيز به خوبى دريافته‏اند كه بازسازى و سازندگى جز از طريق تعاون و همفكرى ميسر نيست. و اين كشور متعلق به اسلام و همه ملت ايران است و همان گونه كه در جنگ همه در كنار هم بودند، در صلح و سازندگى هم بايد در كنار يكديگر باشند كه ان شاء اللَّه مراكز علمى و دانشگاهى نيز در اين مسئله بزرگ سهيم خواهند بود.

لازم به تذكر است كه وزير و يا مسئول مربوطه نيز در تصميم گيرى نهايى سران و نخست وزير صاحب رأى مى‏باشند.

اما نكاتى كه در بازسازى و سازندگى توجه به آن ضرورى است:
1- با اينكه اطمينان داريم كه خانواده‏هاى معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين هيچ گاه راضى نشده و نمى‏شوند كه در برابر ايثار عزيزانشان كه فقط به خاطر خدا و رسيدن به كمال بوده است سخن از رفاه و ماديات به ميان آيد و همت آنان بلندتر از اين مقوله‏هاست، ولى بر دست اندركاران نظام است كه ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسيدن به امور معنوى و مادى و ارزشى و فرهنگى اين يادگاران هدايت و نور به كار گيرند و از خدمت بى‏شائبه و بى‏منت به آنان دريغ نكنند؛ هرچه انقلاب اسلامى ايران دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است. من مى‏دانم كه بسيارى از خانواده‏هاى عزيز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين به خاطر مناعت طبع و بزرگوارى و اخلاق كريمه خود در مصايب و مشكلات زندگى به مسئولين مراجعه نكرده‏اند و يا مراجعه‏شان به حداقل بوده است. و همه نيز مى‏دانيم كه اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براى انقلاب سوختند، ولى وظيفه ماست كه در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشيم و من ميل ندارم كه اين قدرشناسى فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهرى خلاصه شود بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى به آنان بها داده شود و ضرورتى نمى‏بينم كه به‏ اين عزيزان سفارش و نصيحت كنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خونهاى مقدس شهيدان را بازگو نمايم كه بحمداللَّه تا به حال خانواده‏هاى شهدا و اسرا و مفقودين و جانبازان خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ايثار بوده‏اند و بعد از اين نيز به يارى خدا پاسدار آن خواهند بود.

2- با قبول و اجراى صلح كسى تصور نكند كه ما از تقويت بنيه دفاعى و نظامى كشور و توسعه و گسترش صنايع تسليحاتى بى‏نياز شده‏ايم، بلكه توسعه و تكامل صنايع و ابزار مربوط به قدرت دفاعى كشور از اهداف اصولى و اوليه بازسازى است و ما با توجه به ماهيت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجدداً از سوى ابرقدرتها و نوكرانشان بايد جدى بگيريم.

3- توجه به بازسازى مراكز صنعتى نبايد كوچكترين خللى بر ضرورت رسيدن به امر خودكفايى كشاورزى وارد آورد، بلكه اولويت و تقدم اين امر بايد محفوظ بماند و مسؤولين بيشتر از گذشته خود را مكلف به اجراى آن سازند و در امر احياى اراضى و مهار آبها و ايجاد سدها و تشويق كشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بيشتر از نعمتهاى بيكران الهى در طبيعت تلاش نمايند كه مطمئناً خودكفايى در كشاورزى مقدمه‏اى است براى استقلال و خودكفايى در زمينه‏هاى ديگر.

4- مهمترين عامل در كسب خودكفايى و بازسازى توسعه مراكز علمى و تحقيقات و تمركز و هدايت امكانات و تشويق كامل و همه جانبه مخترعين و مكتشفين و نيروهاى متعهد و متخصصى است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصارى علم به غرب و شرق به در آمده و نشان داده‏اند كه مى‏توانند كشور را روى پاى خود نگه دارند. ان شاء اللَّه اين استعدادها در پيچ و خم كوچه‏هاى اداره‏ها خسته و ناتوان نشوند.

5- برنامه ريزى در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزشهاى كامل اسلامى و پرهيز از تنگ نظريها و افراط گراييها و نيز مبارزه با فرهنگ مصرفى كه بزرگترين آفت يك جامعه انقلابى است و تشويق به توليدات داخلى و برنامه ريزى در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادى صدور كالا و خروج از تكيه به‏ صادرات نفت و نيز آزادى صادرات و واردات و به‏طور كلى تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قيمت.

6- رعايت اصول ايمنى و حفاظتى مراكز و صنايع و ايجاد پناهگاههاى جمعى براى مردم و كارگران كه اين اختصاص به زمان جنگ ندارد بلكه طريقه احتياط در هر شرايط است.

7- استفاده از نيروهاى عظيم مردمى در بازسازى و سازندگى و بهادادن به مؤمنين انقلاب خصوصاً جبهه رفته‏ها و توسعه حضور مردم در كشاورزى و صنعت و تجارت و بازسازى شهرهاى تخريب شده و شكستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه و بسط آن به توده‏هاى مردم و جامعه.

8- حفظ و نگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تجاوز دشمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كه آيندگان فقط به اسناد و نوشته‏ها بسنده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود.

9- تأكيد بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقى و اجتماعى و نيز سالم سازى اجتماعات كه گروهى از خدا بيخبر و فرصت طلب تصور نكنند كه مردم در برابر نيات پليد آنان بى تفاوتند. ان شاء اللَّه خداوند همه را از شرّ نفس اماره و شرّ دشمنان محافظت فرمايد و به همه شرح صدر و تدبير در امور و اخلاص در عمل و ايثار در خدمت به خلق مرحمت كند. «احمد»۱ به صورت آزاد بهتر مى‏تواند به اسلام و مردم كشور خدمت نمايد و تنها در جلسات شركت مى‏كند تا گزارش مسائل سريعتر به اينجانب برسد.

والسلام على من اتبع الهدى.
11/7/1367
روح اللَّه الموسوى الخمينى‏

 (1)- آقاى سيد احمد خمينى‏


برچسب‌ها: امام خمینی, پیشرفت
نوشته شده توسط یک مسلمان در ساعت 1:23 | لینک  | 

یکی از مباحثی که میتوان در تفسیر تحجر و متحجران آورد این است که این جماعت در زمان گذشته به دام افتاده‌اند. آنها به جای اینکه مبتنی بر یک مکتب جامع که بخواهد برای «تمام‌ زمان‌ها» حرف برای گفتن داشته باشد عمل کنند به دنبال نگه‌داشتن زمان و متعلقات جامعه‌ی گذشته هستند.

انقلاب اسلامی ایران، در یکی از جبهه‌های سهمگین درگیری خود با جبهه‌ی متحجران دینی مبارزه کرد و توانست برداشت‌های ناصوابی که از دین و گذاره‌های دینی نظیر انتظار و دعا و سیاست و ... می‌شد را در جامعه رسوا سازد و حقیقت «ضد دینی» این گذاره‌ها را به اثبات برساند.

اما با گذشت زمان مسئله «ساکن»شدن در زمان گذشته همچنان پابرجا مانده‌است و هر چند که هنوز افرادی هستند که همان سخنان متحجرانه‌ی قبل از انقلاب را تکرار کنند اما علاوه بر این دسته از متحجران هستند انقلابی‌نماهایی که بدون درک درست از ماهیت نهضت پیشرو انقلاب اسلامی در سی‌سال پیش گیر کرده‌اند. این جماعت هر چند که مبتنی بر همان گذاره‌های دوران انقلاب در جدال با متحجران ضد انقلابی هستند اما متوجه این امر نیستند که خود دچار تحجری شده‌اند که با لباس انقلابی‌نمایی تزیین شده است. همانطور که جدال آنها با متحجران ضد انقلابی، جدال با متحجرانی بود که ضد دین بودند اما ظاهرشان ظاهری دینی و شرعی بود.

اگر نتوانیم بصیرت و نگاه درستی به شرایط کنونی جامعه و الزامات حرکت در این مسیر داشته باشیم هیچ بعید نیست، افرادی که خود مدام از انقلاب می‌گویند به متحجرانی تبدیل شده‌باشند که اتفاقا اینبار شکست سد آنها سخت‌تر از شکستن سد متحجران غیرانقلابی‌نما باشد.

برای اینکه بحث صرفا انتزاعی نشده باشد و در مقام نمونه‌ی عینی میتوان مواردی را گفت.


برچسب‌ها: انقلاب اسلامی, تحجر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک مسلمان در ساعت 0:9 | لینک  | 

صفر. سفر نامه.

یک. قطار، تهران، شیراز، کوپه، چهار جوان، پاستور، حکم، فحش، چشم‌چرانی، موسیقی، سیگار، شام، چرخ، شمال، لب‌دریا، عرق، ویسکی، الکل، تبلت، بازی، منچستر، رئال، شیراز، صفاسیتی، خلیج‌فارس، هایپر‌استار، سرمایه، مرفه، بی‌دردی، درد.

دو. شاهچراغ، دعا، زیارت، نماز، جماعت، مردم، برادر، رئوف، رضا، شیراز، مبارزه، جنگ، شهادت، مزار.

سه. سعدی.

چهار. جلسه، عدالت، عدالتخواهی، جوان، فاطمیه، لباس‌مشکلی، عقیده، جهاد، مبارزه، جنگ، فقر، غنا، رسانه، عدالت، تهران، شهرستان، تبعیض، سیاسیون، زرگرها، جنگ، جنگ، معرفت، تربیت، استاد، کار، شهر، نشریه، مسئولین، مفسدین، مستضعفین.

پنج. مهمانی، رفیق، خانه، دغدغه، درد، درد دل، انگ، راست، چپ، راستچپ، زمین‌خواری، ح، دانشجویی، فارغ‌التحصیلی، امام، حزب مستضعفین، حزب‌الله.

شش. اتوبوس، شیراز، کرمان، یک‌دو‌سه‌چهار‌پنج‌شش...


برچسب‌ها: عدالتخواهی, جنبش دانشجویی, مستضعفین
نوشته شده توسط یک مسلمان در ساعت 14:36 | لینک  | 

* حمایت از سرمایه نباید به معنای حمایت از سرمایه‌داران زالوصفت که مدام خون مستضعفان را با دلالی و باندبازی و احتکار و .. می‌مکند نیست. بلکه حمایت از سرمایه به معنای حمایت از سرمایه طبقه کوخ‌نشین و نیز حمایت از سرمایه افرادی است که شاید خود کوخ‌نشین نباشند اما خوی کوخ‌نشینی دارند و سرمایه خود را نیز در جهت ایجاد کارهای مولد، عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی استفاده می‌کنند.

* تبلیغ مصرف کالاهای داخلی نباید به گونه‌ای تفسیر شود که منجر به مصرف‌زده کردن جامعه شود. جامعه مصرف‌زده و اسراف‌کار نه در مقام مصرف به فرهنگ مصرف کالاهای داخلی پایبند خواهد بود و نه در مقام سرمایه‌گذاری، سرمایه‌اش در جهت تولید داخل قرار خواهد گرفت.

* در راستای حمایت از تولیدات داخلی یکی از کارهایی که گروه‌های مردمی یا دانشجویی در شهرستان‌ها میتوانند انجام دهند بررسی وضعیت منطقه خود و مطالبه در سطوح منطقه‌ای ضمن رساندن دردها-برای مثال دردهای صنایع تولیدی خرد یا کشاورزان- به مسئولین رده‌بالا می‌باشد. که میتوان کارهای زیر را ذیل این سرفصل آورد:
 - شناسایی ظرفیتهای بومی
 - توجیه کردن مردم از لحاظ فکری، دغدغه‌مند کردن و فعال‌کردن آنها برای پیشبرد اهداف و نیز مطالبه از مسئولین
 - نشست و برخواست با کارگران و کشاورزان و شنیدن دغدغه‌های آنها در عین استفاده از ظرفیت‌های مطلعین منطقه و استفاده از اساتید
 - فعال کردن خود کشاورزان و کارگران منطقه برای پیگیری مطالبات خود

* شعارهای این سالیان و بالخص شعار امسال می‌تواند فرصتی باشد تا جمع‌ها و حرکت‌های کشاورزی و کارگری مبتنی بر چهارچوب انقلاب اسلامی و در راستای پیگیری مطالبات صنفی و سیاسی -حتی تبلیغات فرهنگی- شکل گیرد.

* نقش مردم صرفا نباید در مصرف و الگوهای مصرف خلاصه گردد. سرمایه و هنر کاری و توانایی تولید مردم نیز می‌تواند و اصولا باید فعال شود. این امر از یک طرف نیازمند نشان دادن و تبلیغ الگویی به مردم می‌باشد که در آنها افراد، تعاونی‌ها و ... توانسه‌اند با سرمایه خود دست به تولید بزنند و از طرف دیگر نیازمند مساعدت حکومت-نه از جنس تنبل‌پرور!-، اصلاح بروکراسی ناکارآمد و حمایت از تولید داخلی با شیوه‌هایی درست می‌باشد. در واقع مردم باید به جای کسب ثروت از طریق خرید و فروش‌های غیر مولد به کارهای تولیدی یا حداکثر مواردی که مقدمه تولید را برای عده‌ای دیگر فراهم می‌کند روی بیاورند.

پ.ن: این موارد در حکم تأملات اولیه بود.
این صفحه +امام خمینی را هم ببینید و به حلقه‌های خود اضافه کنید.


برچسب‌ها: عدالتخواهی, تشکل دانشجویی, مستضعفین, مردم
نوشته شده توسط یک مسلمان در ساعت 16:50 | لینک  | 

"بسمه تعالی. مطالعه این کتاب توصیه میشود. برای آگاهی از تاریخ گذشته مبارزات ملت ایران. موفق باشید. صادق باشید. موفق باشید."امضاء: مطهری

خاطرات عزت شاهی

عبارت فوق جمله‌ای است که عزت الله مطهری معروف به شاهی (عزت‌شاهی) در ابتدای کتاب خاطراتش برایم نوشت.

کتابهایی که داستان مردم و مبارزان را در انقلاب اسلامی روایت میکنند از جهت اینکه به روایت مردمی مبارزات نزدیک‌ترند برخی موارد را که در تاریخ‌های رسمی دیده نمی‌شود و یا اهمیت نمی‌یابند را در اختیار خواننده می‌گذارند. کتابهای خاطرات انقلابیون قسمتی از این موارد است که میتواند دردها و رنجها و خون‌دلهای حین مبارزه را به طور ملموس‌تر به انسان نشان دهد. و شاید بتوانند یک منبع ایجاد انگیزه برای پیگیری اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی در حال حاضر و توسط نسلی که انقلاب را درک نکرده‌اند باشد.

عزت‌شاهی که متولد 1325 در خوانسار و در خانواده‌ای تنگدست می‌باشد پس از عزیمت به تهران در وارد مبارزات با رژیم سلطنتی می‌شود. و در آن ایام با گروه‌هایی نظیر حزب الله، موتلفه و سازمان مجاهدین خلق همکاری می‌کند یا ارتباط دارد. هر چند که کم و کیف کار کردن وی در این گروه‌ها هیچ‌گاه به صورت یک فرد سازمانی هضم شده در آن نبوده است. و پس از مدتی مبارزه است که وی به دست رژیم سلطنتی دستگیر می‌شود و همین است که قسمت زیادی از کتاب خاطرات او به شرح اتفاقات داخل زندان و جو زندانیان می‌گذرد.

خاطرات عزت‌شاهی حاوی نکات بسیاری در مورد سازمان مجاهدین خلق می‌باشد و برخی موارد تشکیلاتی‌اش نکات و عبرتهایی خواهد بود برای افرادی که می‌خواهند کار تشکیلاتی کنند. از برخوردهای غیر انسانی سازمان با نیروهای خود در حیطه‌های فکری و نیز شیوه‌های انسجام دادن به تشکیلات و پیشبردن ایدئولوژی گروه حاکم بر مجموعه تا شیوه‌های غیر اخلاقی برخی از اعضای سازمان برای به اصطلاح به انقلاب کشاندن جامعه. همچنین این قسمت میتواند منبع خوبی است برای بررسی نحوه نفوذ التقاط در یک تشکیلات.

قسمتی دیگر از خاطرات هم مربوط می‌شود به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در میان همه مباحث مربوط به این قسمت از خاطرات یک نکته‌اش هیچ گاه از ذهنم پاک نمی‌شود و آن هم چگونگی بازگشت انقلابیون از اصول انقلاب و بستن دهان منتقدان برای پیشبرد کارهای خود با مطرح کردن شعارهای ظاهرا انقلابی نظیر ولایت اداری (استفتاء و پاسخ امام در این مورد را در اینجا بخوانید). همچنین از نکات جالب دیگر نحوه نفوذ برخی از غیر انقلابیون و مانعین انقلاب در بخشهایی از نظام نوپای برآمده از انقلاب اسلامی است که خودش پر از نکته و عبرت است.

نکات بسیاری دیگری برداشت شده از کتاب هست که میتوان گفت ولی بهتر است که بروید و کتاب را بخوانید.


برچسب‌ها: انقلاب اسلامی, کتاب, تشکیلات
نوشته شده توسط یک مسلمان در ساعت 12:25 | لینک  | 

آخرین مطالب :

»»» منشور سازندگی حضرت روح الله

»»» نو متحجرین انقلابی‌نما

»»» یک‌دو‌سه‌چهار‌پنج‌شش

»»» پیرامون شعار سال

»»» قدم زدن در کوچه پس کوچه‌های انقلاب اسلامی

»»» یادآوری مرز گلیم حضرات

»»» نامه سرگشاده

»»» مطالبه‌ی حقوق فعالان سایبری

»»» دو مانع پیش روی انتخاب اصلح

»»» تشکل دانشجویی حزب نیست