در مورد سوالاتی که در مورد قیام امام حسین(ع)مطرح شد خطبه های نماز جمعه حضرت اقا را در سال 74 (+)پیشنهاد میکنم. دانلود غیر مستقیم جزوه این خطبه +
یا حق!
مقاله من در خیزش نو در مورد مطالبی که هر دو طرف(ببخشید 4 طرف) فراموش کرد:
احتمالا تاکنون در مورد حوادث قبل و بعد از انتخابات مطالب بسیاری شنیده و خواندهاید. و شاید هم از شنیدن مطالب در این زمینه خسته شده باشید اما مطلبی که پیش روی شماست به بررسی اشتباهات نامزدهای ریاست جمهوری، احزاب، و جناحها قبل از انتخابات میپردازد. چرا که خیلی از اتفاقات پس از انتخابات ریشه در اشتباهات جناحها و احزاب و شخصیتها قبل از انتخابات داشت که مهمترین این اشتباهات را رهبری در همان زمان تذکر دادند و از این جهت گریزی به سخنان ایشان در این موارد خواهیم زد:
عدم نمایشی بودن رأی ملت: یکی از مواردی که باید مورد توجه قرار گیرد این نکته بود که رأی مردم نمایشی نیست بلکه این رأی اثرات مستقیم و غیر مستقیم زیادی دارد. رأی مردم باعث قوی شدن پایهای مشروعیت نظام، سربلندی کشور مقابل ابرقدرتها میشود و با سرنوشت کشور به طور مستقیم در ارتباط است. عدم توجه به این نکته و نگاه به انتخابات از قاب تنگ کسب قدرت و نه حتی بدست آوردن موقعیت خدمت، باعث اتفاقاتی از جمله ایجاد خصومت بین نامزدها، زیر پاگداشتن مرزهای اخلاق و قانون و ... شد که به آنها اشاره خواهد شد.
تخاصم و دشمنی: یکی از مواردی که به طور جدی در این انتخابات ملموس بود. شکلگیری تخاصم و دشمنی میان کاندیداها، احزاب و نیز طرفداران نامزدهای ریاست جمهوری که دلایل بسیاری داشت. یکی از این عوامل، عدم توجه نامزدها به نکته قبل در مورد «عدم نمایشی بودن رأی ملت» بود. و اینکه هرکدام از کاندیداها به طرف مقابل نه به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان یک دشمن مینگریست و برای تخریب او مرزهای اخلاق و ادب را کنار گذاشت. عدهای آنگونه در مورد طرف مقابل صحبت میکردند که گویی وی در سلک نامسلمانان و دشمنان نظام است و این در حالی بود که همواره رهبری بر این نکته تأکید میکردند که همه نامزدها صالحند و باید با توجه به شاخصها فرد اصلح را پیدا کرد. و در طرف دیگر نیز برای اینکه فرد مقابل رأی نیاورد وی را رمال و فالگیر و... نامیدند. فردی دستاوردهای چندین ساله پس از انقلاب را هیچ فرض کرد و برخلاف قانون به افشای یک سری نام که ادعا میشد دچار فساد هستنددست زد و درطرف دیگر نیز شایعات و دروغها تا آنجا پیش رفت که گویی در دوره ریاست جمهوری نهم هیچ کار مفیدی صورت نگرفته و خیلی دیگر از مواردی که از آن میگذریم.
تقلب و تشکیک در سلامت انتخابات: یکی از بحثهایی که در این دوره توسط عدهای از سیاسیون شکل گرفت بحث امکان و احتمال تقلب در انتخابات بود. هر چند که در برخی دورههای قبلی نیز این بحثها با شدت کمتری شکل میگرفت و رهبری هم تذکراتی را در این مورد دادند. اما این دوره با شدت بیشتری دنبال شد و کمیتههایی به صورت موازی در کنار نهادهای قانونی کشور ایجاد شد. در حالی که هنوز چند روز به انتخابات باقی مانده نمانده بود و هنوز انتخاباتی شکل نگرفته بود آنگونه صحبت میشد که گویی قرار است حتماً در انتخابات تقلب شود. این بحث علاوه بر اینکه به نوعی قصاص قبل از جنایت است، باعث عدم اعتماد مردم به سلامت انتخابات، کاهش استقبال مردم از انتخابات و مشکلات دیگری میشود. که البته اگر فردی نسبت به سلامت انتخابات دچار شک و تردید است باید نسبت به رفع این احتمال در چارچوب قانونی بکوشد، وگرنه با رسانهای شدن و مشوش کردن ذهن مردم نمیتوان راه به جایی برد.
مصادره شخصیتها به نفع خود: یکی از شیوهها برای رأی جمع کردن این است که از افرادی که در جامعه محبوبیت دارند برای رأی جمع کردن استفاده کرد. هرچند که به این نوع رأی جمع کردن نقدهای زیادی وارد است اما از این که بگذریم چند نکته قابل تأمل است.
عدهای به جای اینکه با استناد به صحبتها و شخصیتهایی چون امام، بهشتی و ... به بررسی عملکرد دیگران و خود بپردازند، ملاک برتری و اصلح بودن خود را همراهی با آنها یا داشتن عکس یادگاری با آنها میدانستند. در طرف دیگر نیز هر چند که رهبری میگفت که به هیچ کس نخواهم گفت که به چه کسی رأی بدهد و فقط ملاک معرفی میکردند، اما باز عدهای رهبری را سپر بلای خود میکردند و از ایشان جهت منافع خود میکردند و از ایشان جهت جمعآوری رأی به نفع خود یا توجیه اشتباهات خود و... استفاده میکردند.
این موارد تنها تعدادی از اشتباهاتی بود که سیاسیون مرتکب آن شدند و باعث شدندکه نادانسته و ناخواسته (امیدوارم اینگونه باشد) در جهت منافع دشمن حرکت کنیم که عبارت بود از ایجاد دشمنی در بین نیروهای نظام و خدشه وارد کردن در پایههای مشروعیت نظام ایجاد شکاف و دشمنی در بین مردم و کاهش همبستگی ملی و خیلی دیگر از اهدافی که میخواست به آن برسد. که اگر با نگاهی بازتر و دیدی دور اندیشانهتر عمل میشد میتوانستیم مانند دفعات قبل در مقابل نقشه دشمنان ظاهر بشویم. اگر فقط نگاهمان به همین یک انتخابات و کسی در نهایت قرار بود منتخب ملت باشد، نمیبود.
پینوشت:
· تمام این حرفهایی که زده شد به این معنا نیست که سهم تمام افراد در اشتباهات قبل از انتخابات یکسان بوده باشد.
· این دلایل تنها برخی از اشتباهات سیاسیون بود که به ایجاد خصومت در بین آنها و مردم انجامید که امیدوارم در دورههای بعد از این اشتباهات خبری در میان نباشد. و در کنار این عوامل، عوامل دیگری مانند بریده شدن دست عدهای از بیتالمال، خصومت عدهای از اشراف با سیاستهای این چند ساله، خصومت عدهای توبه کرده از آرمانهای انقلاب با نظام و آرمانهایش، دخالتهای خارجی و خیلی موارد دیگر ناگفته ماند، که و افراد هر کدام هدف خود را پیگیری میکردند و در این برهه پیوند خاصی با هم برقرار کرده بودند.
سرمقاله
دیکتاتـــوری نخبگــان
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مباحثی در خصوص قالب نظام مطرح شد که مواردی در آن زمان مطرح شد اما امام جمهوری اسلامی را پذیرفت و ملت نیز به جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه بیش رأی داد. امام (ره) همواره دو کلمه جمهوریت و اسلامیت را با هم مد نظر داشتند.و اینکه جهتگیری نظام باید به نفع محرومین و مستضعفان و پا برهنگان جامعه باشد. اما جناحبندی ها و دعواهای سیاسی پس از انقلاب و تبدیل شدن دعوای خدمت به دعوای کسب قدرت و شدت گرفتن جنگهای زرگری به حذف شدن این طیف از پابرهنگان از تصمیمگیری های مسئولین شد. هر چند که جناحهای مختلف با هم رقابت داشتند-اگر نخواهیم بگوییم که میجنگیدند- اما در یک نقطه به هم میرسیدند که آن دعوا بر سر فدرت بود. البته این را هم نمیخواهم بگویم که تمام افراد گروهها و جناحها مصداق کامل این ویژگی بودند اما رسیدگی به حال محرومان و توره ملت در درجات بعدی فرار گرفت. .
در حداقل ممکن این گروهها در وجهه قدرتطلبی و کار کردن برای قشر خاص در یک جبهه قرار میگرفتند و اگر کسی میخواست که این معادله را به هم بزند مطمئنا با هم بر علیه او متحد میشدند.که البته اینگونه شد و پس از چند سال دعوای زرگری کسی حرفی زد که به بر آمده از خواست ملت و محتوای دین بود، هر چند که در مقام اجرا و گاهی نظر اشتباهاتی صورت گرفت. در این موقع بود که عدهای که تا به حال خود را نخبه و خواص میشماردند و همواره بر اساس نظر آنها و شاید هم در جهت منافع آنها تصمیمگیری میشد در کنار یکدیگر برای از مقابله با جمهوریت و اسلامیت در کنار همدیگر قرار گرفتند. و دیکتاتوری نخبگان برای نابودی جمهوریت بوجود آمد و افرادی را که تا دیروز از جمهوریت و دموکراسی و رأی مردم سخن میگفتند و عدهای از آنها میخواستند به نام جمهوری از اسلامیت نظام عبور کنند، امروز در صدد حذف مخالفان خود برآمدند. و برای پاک کردن جمهوریت و رأی مستضعفان از صحنه از هر وسیلهای از جمله اسلام و اسلامیت و خط امام و .... بهره جستند.
یا حق!
در زمان پس از سرنگونی استبداد پهلوی مباحث بسیاری برای تعیین نوع نظام شروع شد. بعضی حکومت اسلامی و برخی جمهوری اسلامی و برخی جمهوری دموکراتیک و هر گروه و طیفی موردی را پیشنهاد میکرد. که شاید وجه مشترک اکثر این موارد تقابل آن با استبداد و دیکتاتوری و توجه به توده ملت بود. اما ایا استبداد و دیکتاتوری میتواند در قالب یک جمهوری و نظام دموکراتیک نفوذ کند؟ یا به عبارتی میشود که ساز و کارهای تعیین سمت ها بر اساس رأی ملت باشد اما انچه در حقیقت رخ میدهد عدم توجه به رأی ملت باشد؟ شاید کلمه دیکتاتور تصوری از یک فرد به ذهن آدمی متبادر کند پس بهتر است اینگونه بگوییم که آیا میشود عده ای با رأی ملت بر سر پست و مقامی باشند و این پست ومقام بین آنها بچرخد اما کسی نتواند بدون اجازه آنها وارد این منطقه به نوعی ممنوعه بشود؟ البته میتوان این منطقه ممنوعه را به دو قسمت تقسیم کرد تا هر بار رأی مردم را به یکی از این دو جهت جذب کنند.اما ایا این گونه میتواند بشود؟
آری میشود.
میشود خط قرمز هایی ساخت و توجیهاتی درست کرد و با آنها بر کرسی ها نشست و حتی از آنها خورد.آری برادر میشود در قالب جمهوری به سمت دیکتاتوری حرکت کرد. اما اگر کسی وارد این منطقه شد و معادلات را بر هم ریخت این موقع به فردی که وارد این داخل این خطوط شده هزار برچسب زده میشود، از دیکتاتوری و عدم پایبندی به قانون گرفته تا فاشیست و رمال و فالگیر و ... و این چنین میشود که از لیبرال تا کمونیست و از چپ و راست و از حجتیه ای تا لائیک در یک جبهه با هم متحد میشوند.
و در همین لحظه است که شعارها چهره حقیقی خود را نشان میدهند. معلوم میشود که عده ای خط امام فقط همنشینی ایشان را میدانند و از سابقه انقلابی خویش میخورند و زیر پرچم ضد انقلاب سینه میزنند.
دم از جمهوریت میزنند اما امروز معلوم میشد که جمهوری مد نظر انها جمهوری اقلیت است و خدا نکند که از صندوق رأی فرد دیگری بیرون آید در آن صورت دیگر دموکراسی نه به صندوق رأی که به کف خیابان کشیده میشود.
و از بسیاری موارد دیگر دم میزنند اما فقط دم میزنند...
دیروز در جلسهای حاج آقای محمدیان نماینده آقا در نهاد یک سخنرانی داشتند که به نظرم نکاتی که گفتند خوب بود. امید است مورد استفاده قرار گیرد:
>>ایشان جهاد را به سه نوع جهاد تقسیم کردند که دونوع جهاد آن جهاد اکبر و اصغر است که با آن آشنایی دارید، ایشان از جهاد کبیر گفتند که در قرآن آمده:"و جاهدهم جهادا کبیرا" و در تفسیر آن گفتند که میتوان آن را جهاد در جنگ نرم تفسیر کرد.
>>جهاد یک زندگی عادی و روزمره نیست و به هر تلاشی جهاد گفته نمیشود.
>>جهاد یک عقبه کامل ایمان میخواهد یک ایمان خالص.
>>در این جهاد بصیرت و استقامت شرط اساسی است.آنهایی که بصیرت ندارند ممکن است ابزار دست دشمنان شوند.
>>کسی که روحیه پذیرش فرمان فرماندهی و رهبری را ندارد نمیتواند جهاد کند.
>>جهاد بدون دشمن شناسی و شناخت روحیه دشمن امکان پذیر نیست.
>>جهاد در هر سه عرصه نیازمند تشخیص اولویتها است. اگر اولویتها را تشخیص ندهند دچار اشتباه خواهند شد.
>>جهاد بدون تحلیل واقعی شکستها به پیروزی منجر نمیشود. حتی در برخی جنگها هم پیامبران شکست میخوردند همانند جنگ احد. اما آنچه مهم است تحلیل شکست و شناخت نقاط قوت دشمن وضعف خود است.
>>امروز جریان معارضه با نظام وارد جنگ نرم شده و این جریان سطوح متفاوتی دارد و حتی برخی از خودیها نیز در میدان دشمن بازی میکنند که این را بسیار روشن میتوان دید.
رهبری و ولایت فقیه ستون اصلی خیمه نظام است که اگر آن زمین بیافتد دیگر از نظام چیزی نمیماند
>>جریان معارص امروزه از تمامی افرادی که میتوانند به نوعی به آنها کمک کنند استفاده کنند، استفاده میکند. از لیبرال ها گرفته تا کمونیستو سکولارها و ... وقتی که جریان مقابل از تمام توان خود استفاده میکند چرا ما از تمام ظرفیت و نیروها خود استفاده نکنیم.
>>اختلاف دیدگاه ها بین تمام جریانهای داخل نظام سر جای خود محفوظ است اما اکنون که دشمنان در جبهه دشمنی متحد شدهاند ما باید بر روی نقاط قوت خود تأکید کنیم.
یا حق!
این هم یک شعر به مناسبت این ایام از آقسی و از کتاب مجموعه شعر دادخواست
شعر را در ادامه مطلب بخوانید
یا حق!
ادامه مطلب...
این چند روز شور انتخاباتی در میان مردم بیشتر مشاهده میشود عده ای رنگ سبزعده ای قرمز و عده ای سه رنگ را رنگ خود انتخاب کرده اند. که شاید یکی از علت های آن همین مناظرات انتخاباتی در تلویزیون و دعواهای سیاسی داخل آن باشد. هر کس از گروهی حمایت میکند یا بهتر بگویم از یک کاندیدا. عکس او را روی ماشین خود میزند ،لوگوی او را در تار نوشت(وبلاگ) خود میزند،تیشرت او را میپوشد و مچ بند او را در مچ میاندازد. بعد از مناظره های جنجالی مردم به خیابانها میریزند و در طرفداری از یک کاندیدا شعار میدهند. از هر طریقی شده مشروع یا نا مشروع جهت تبلیغ استفاده میکنند...از پیامک چیز دار گرفته تا خبرهای محرمانه، از هاله نور سبز تا مدرک های دکتری و....
دقیقا مثل اینکه استقلال با پرسپولیس بازی دارد و این داربی در پایتخت قرمز پوشان و آبی پوشان را در سراسر کشور به راه انداخته. فرق زیادی نمیکند میدان سیاست هم مثل میدان بازی شده حال نمیدانم مردم تماشاگران این بازی هستند یا کسانی هستند که بازی داده میشوند شاید هم کسانی که بازی میکنند.
شاید مردم تماشاگرند چرا که آنها هستند که سوت میزنند و هورا میکشند حال چه در میدان فوتبال چه در خیابان های شهر در این روزها.و دوباره تماشاگرند چرا که در نهایت از پولهای میلیاردی که نصیب بازی کنان و مربیان و غیره میشود چیزی جز رنگ و صدای گرفته و هنجره پاره و مشتی فحش و تهمت و شاید هم ساعاتی دعوا نصیب آنها نمی گردد.درست مثل الان که هر کس رنگی را انتخاب کرده و خوشحال است. خوشحال است چرا که او هنوز از پشت پرده خبر ندارد. خوشحال است چون که او هنوز نمیداند در حالی که خودش باید شب و روز جهت گذران زندگی و شاید هم خرید بلیط بازی کار کند مربیان و بازی کنان میلیاردها میلیارد پول خود را صرف یک زندگی مرفه تر با سونا و استخر و یک ویلا کنار دریا و سفر اروپا و الباقی را خرید کارخانه ها میکند چرا که اگر این ها را میدانست دیگر نباید خوشحال می بودو دیگر این را انتخاب نمی کرد که آنها بازی کنند و او بازی داده شود.به همین جهت است که من این چند روزه از سیاست و مناظره و روزنامه و بحث سیاسی .... بدم می آید.چرا که دارم میبینم تمام این هوراها تمام این رنگ ها و تمام این بازی ها با یک سیاست نادرست دولت به یک مسأله و شاید هم یک درد برایم تبدیل شود.و دارم میبینم فارغ از تمام این دعواهای سیاسی عده ای منتظرند تا یک برنامه بهتر ریخته شود. عدهای در روستاها و قسمت های پایین شهر منتظرند تا شاید از تمام این دعواها و شعارها قطعه ای ولو کوچک به آنها برسد.و من هم منتظرم تا شاید فرجی حاصل شود و این جدالها و مراع ها به جدال احسن تبدیل شود و برنامه ای گفته شود و برنامه ای نقد شود.من منتظرم.
دوران دانشجویی یکی از برهههای زمانی است که من و (احتمالاً) شما آن را درک کردهایم. شاید در اوایل آن هستیم و شاید هم اواخر. این دوران ویژگیها، ظرفیتها، مهلتها، تهدیدها و بسیاری چیزهای دیگر به همراه خود دارد که این دوران را نسبت به برهههای دیگر زندگی فرد متمایز میکند. برههای که با شور و نشاط جوانی، آرزوها، آرمانهای بلند و تحرک همراه گشته و یک محیط پر حرارت را میسازد. مخصوصاً اگر یک انتخابات در پیش باشد.
از دانشجویان به عنوان خواص جامعه که قدرت تأثیرگذاری خود را در برهههای زیادی از تاریخ چند دهه پیش نشان دادهاند، انتظارات فراوانی میرود. خواصی که وظایف و تکالیف آنها با در نظر گرفتن آگاهیها، امکان اثرگذاری، پایگاه اجتماعی بالاتر و قدرت جریان سازی بیشتر از مردم خواهد بود و دیگر تنها وظیفه شناسایی فرد اصلح در میان کاندیداها را ندارد بلکه علاوه بر آنها وظایف دیگری بر عهده اوست از جمله: شناسایی معیارهای اسلامی و درجه اهمیت آنها، مقایسه افراد با معیارهای اسلامی، معرفی معیارهای انقلاب اسلامی به مردم و میزان نزدیکی کاندیداها به آنها، مطالبه برنامه اجرایی از آنها، آرمانخواهی، عدالتخواهی، جلوگیری از هوچیگری کاندیداها و پیش بردن فضای انتخابات به سمت گفتمانی بر اساس اخلاق، عقلانیت و بسیاری موارد دیگر.
اما در این بین نگارنده با مشاهده بیاخلاقیهای انجام شده در فضای قبل از انتخابات و نیز عدم وجود یک گفتمان عقلانی، ذکر مواردی را ضروری میداند.ادامه مطلب...
پرده اول:...چقدر بلنده....ارتفاعش زیاده ها!حالا چند متری هست؟ واقعا اگه ساخته بشه چی میشه.چه نمایی به شهر می ده.فرضکن این نما رو تو کشورهای خارجی هم نمیتونی پیدا کنی...تازه اینکه هنوز نماش تکمیل نشدهاگه این تزئینات دیوارهای اطراف هم تموم بشه اون وقته که آدم می فهمه که اسلام سز غرب و آمریکا هم کم نداره...اون وقته کحه مسافرا و توریستا میان و می بینن که اسلام یعنی چی؟
فرض کن وقتی صدای اذان از اون ارتفاع زیاد تو صحن بپیچه با این معماری اسلامی ایرانی کنارش چه ابهتی به اسلام و مسلمین میده.
پرده دوم:جایتان خالی دیروز با دوستم تو حرم قرار گذاشتیم تا شاید به بهانه ی دوستم امام رضا رو هم یک زیارت کرده باشم.یک زیارت کاملا خالصانه در روزهای آخر عید. یک کم دیر کرد اما از اون که یک بچه ریشو بود بعید بود .مگه بچه حزب اللهی کمتر از پیچاندن یک قرار توو کتش میره!باز هم خدا خیرش بده. بعد از سلام احوال پرسی، پرسید چه خبر؟من هم که تو این چند دقیقه دیر کردن او داشتم نگاهم رو اینطرف آن طرف پرتاب میکردم، گفتم میبینی این گلدستهها چقدر بلنده ...ارتفاعش زیاده ها این شد که متن بالا هرچه مسخره تر ادامه میدادیم و اینطور شد که بحث ادامه پیدا کرد ودور و بر وضعیت فرهنگی و دید فرهنگی مسئولان د رقسمت های مختلف میچرخید از جمله وضعیت تولیدات داخلی صدا و سیما وبرنامه های ماهواره ای آن و نسبت آن با اسلام ناب وآمریکایی.
پرده سوم:در این ایام نوروزی وقت شد تا بعضی از برنامه های تلوزیون را تماشا کنم.و اما اصلاح الگوی مصرف و صدا و سیما!این حجم تبلیغات، نوع زندگی به نمایش گذاشته شده در سریالها، دکوراسیون برنامهها، جوایز بانکها و ... مطمئنا ارزشهای جامعه را تغییر خواهد داد و به سمت مصزف خواهد کشاند.
البته همانطور که مهندس ضرغامی هم گفتهاند، نیازمند پول برای به حرکت در آوردن مجموعه میباشند و چه کاری راحتتر از تبلیغ.احتمالا این پول را هم برای گسترش فرهنگ اسلامی هزینه میکنند و به احتمال بیشتر در راه اصلاح الگوی مصرف.شاید هم ساختن کلیپهایی از سخنان رهبری در مورد اسراف.
سریالهایی میسازند که هدفی جز سرگرم کردن مردم ندارد. و انگار قرار نیست چیزی را منتقل کنند.و البته باز مهندس خواهند گفت که برای جلوگیری از جذب مردم همیشه در صحنه به سمت ماهواره پخش اینچنین برنامههایی الزامی است.
اما کار از این هم فراتر رفته چرا که شبکههای ماهوارهای هم به جای اینکه اسلام ناب را به جهان معرفی کند درصدد آنند که حتی کشورهای دیگر هم شبکههای خود و ... را نگاه نکنند.
پرده چهارم:پس از خواندن نماز و یک سری صحبت با دوستم از بابالجواد خارج شدم. یک فروشگاه محصولات فرهنگی، وابسته به آستان قدس دیدم. خوشحال شدم که حداقل این قسمت را به مغازهی تجاری اختصاص ندادند.داخل شدم، پس یک دور دیدن محصولات فرهنگی از فروشنده پرسیدم که آیا کتابهای استاد مطهری را دارد؟ که با جواب منفی روبرو شدم.البته ناگفته نماند که انواع کتابهای جانور شناسی و حیوانشناسی،آموزش بدنسازی و ورزشهای رزمی، سیدی مداحی و انواع دعا برای رسیدن به حاجات مختلف و... را هم داشت.جهت یک نقد سازنده ویژگیهای مثبت آن را هم برمیشمارم:داشتن وصیت نامه امام(ره)، یک سیدی از شهید بهشتی، و از همه مهمتر...... عکس رهبری روی درب مغازه!
کلام اول و آخر:در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید.ضمنا ممصلا باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمنان صدر اسلام باشد. و شدیدا از زرق وبرق ساختمان های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود.خداوند تمامی دست اندر کاران مساجد الله را تأیید فرماید
(۲۳/۸/۶۷ در جواب نامه برای ساخت مصلا)
و نـريـد ان نـمـن عـلى الذيـن استضعفوا فى الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين
مبارك باد بر شما روزى كه در آن تمام اقشار ملت بهحقوق حقه مى رسد. فرقى بين زن و مـرد و اقـليـت هـاى مـذهـبـى و ديـگـران در اجـراى عدالت نيست . طاغوت دفن شد و طغيان و سركشى به دنبال او دفن مى شود كشور از چنگال دشمن هاى داخلى و خارجى و چپاولگران و غـارت پـيـشـگـان نـجات يافت . اينك شما ملت شجاع ، پاسداران جمهورى اسلامى هستيد. اينك شما هستيد كه بايد اين ارث الهى رابـا قـدرت و قـاطـعـيـت حـفـظ كــنیـد. ...صـبـحـگـاه 12 فـروردين كه روز نخستين حكومت الله است از بزرگترين اعياد مذهبى و ملى مـاسـت . ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند. روزى كه كنگره هاى قصر 2500 سـال حـكـومـت طـاغـوتـى فرو ريخت و سلطه شيطانى براى هميشه رخت بر بست و حكومت مستضعفين كه حكومت خداست به جاى آن نشست . (اعلامیه امام (ره) 58/1/12)
...ملت ما قريب به صددرصد راى به جمهورى اسلامى دادند و از اين به بعد بر عهده ملت است كه اين جمهورى اسلامى را پياده كند. در جـمـهـورى اسـلامـى بـايـد تـمـام مـسـائل كـه در ايـران هـسـت مـتـحـول بـشـود. در جـمـهـورى اسـلامـى بـايـد دانـشـگـاه هـا مـتـحـول بـشـود. دانـشـگـاه هـاى پـيـوسـتـه ، بـه دانـشـگـاه هـاى مستقل متبدل بشود. فرهنگ ما بايد متبدل بشود. فرهنگ اسـتـعـمـارى ، فـرهـنـگ اسـتـقـلال بـشـود. دادگـسـتـرى مـا بـايـد مـتـحـول بـشـود. دادگـسـتـرى غـربـى ، بـه دادگـسـتـرى اسـلامـى مـتـبـدل بـشـود. اقـتـصـاد مـا بـايـد مـتـحـول بـشـود. اقـتـصـاد وابـسـتـه ، بـه اقـتـصـاد مـسـتـقـل مـتبدل بشود...بايد مردمان خودشان را اصلاح بكنند و بايد اشـخـاصـى كـه ظالم هستند و به زيردستها ظلم كردند، بايد آنها ديگر ظلم نكنند. طبقات مـختلف به طبقات پائين ظلم نكنند. بايد حق فقرا، حق مستمندان داده بشود. تمام اينها بايد در جمهورى اسلامى عمل بشود و ملت وظيفه دارد كه در جمهورى اسلامى پشتيبانى از دولت هـا بـكـنـد كـه به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را ديد كه خلاف مى كند، ملت بايد به او تودهنى بزند. اگر چنانچه دستگاه جابرى را ديد كه مى خواهد به آنها ظلم كند، بايد از او شـكـايـت كـنند و دادگاه ها بايد دادخواهى بكنند و اگر نكردند، خود ملت بايد دادخواهى بـكـنـد، بـرود تـوى دهـن آنـهـا بـزنـد.(58/1/12 پیام رادیویی امام روح ا..)
عیدتون مبارک.راستی توی این عید چند تا پیامک تبریک براتون اومد!هر چند که گذشته اما آزادی طلبه سیرجانی رو هم تبریک میگم.تو این ماجرا هر چند که آزادی ایشان برای ما شادی بخش بود اما از یک جهت نیز نباید کوتاهی بشود و آن اینکه دستگیری ایشان مقصرین(یا شاید هم به تعبیری ظالمینی)داشت که باید با آنها برخورد شود.تا مشخص بشود که چه کسانی شأن روحانیت را حفظ نکرده اند.بنگرید به صندوقي براي عدالتخواهان
به امید آنکه روزی تمام قسمتهای کشور بر مسیر اسلام ناب حرکت کنند.................................یا حق!

